جایگاه اسراف در منابع اسلامی و عوامل آن
مقالات اقتصادی
1395/10/7

مقدمه/
اسراف و اسراف‌گرایی یکی از پدیده‌های نابهنجاری است که در حیطه‌های مختلف زندگی اجتماعی و اقتصادی افراد به کرات مشاهده می‌شود. این پدیده گذشته از حرمت شرعی آن، منشاء بسیاری از پیامدهای ناگوار اقتصادی و اجتماعی می‌باشد، که می‌تواند بنیان‌های اساسی یک جامعه سالم را در ابعاد اقتصادی و اجتماعی مورد هجمه قرار دهد، و از پیشرفت همه جانبه آن جلوگیری به عمل آورد. از جمله پیامدهای بسیار نابهنجار اسراف می‌توان به بی احترامی و اتلاف نعمتهای الهی، و از دست رفتن رفاه عمومي اشاره کرد، که ضرورت اجتناب از این پدیده را صد چندان می‌کند. اما با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی جامعه کنونی افغانستان، این پدیده مذموم در ابعاد مختلف قابل بحث و بررسی است.
مفهوم اسراف.

ابن‌منظور اسراف را تجاوز از قصد، و اسراف در مال را به معنی شتاب بدون میان‌روی و اعتدال می‌داند، و السَّرَفُ را به معنی آن چیزی می‌داند که خداوند متعال از آن نهی کرده است، و آن خروج از طاعت خداوند متعال است، اعم از این که این خروج کم باشد یا زیاد. (ابن منظور،1414 ه‍ ق؛ ج‌9: 148) مصطفوی آن را به معنی قرار ندادن شی در موضعش دانسته و به معنی ضد قصد و میانه روی تعبیر کرده است.(مصطفوى،1402 ه‍ ق؛ ج‌5: 110)

در یک جمع بندی می‌توان گفت هر گونه خروج از حد اعتدال و اقتصاد را در امور کمی و کیفی، که از دیدگاه شرعی نوعی خروج از طاعت خداوند متعال است، اسراف است، و اصل در رفتارهای اجتماعی و اقتصادی اعتدال و میانه‌روی می‌باشد.
اسراف در قرآن

اسراف در قرآن کریم در آیات متعددی و به مناسبت‌های مختلفی اشاره شده است، چنان که فقهاء با توجه به این آیات به حرمت اسراف فتوا داده‌اند، که این مسئله می‌تواند حرمت تکلیفی اسراف مد نظر داشته باشد، چنان که با توجه به آیه 42 از سورۀ انعام... «وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ. برخی از فقهاء آن را بر حرمت تبذير و اسراف حمل نموده است.»(خراسانى،1417 ه‍ ق؛ج‌2 : 266)

قرآن کریم یکی از مصادیق مسرفین را فرعون معرفی کرده و می‌فرماید: «مِنْ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ كانَ عالِياً مِنَ الْمُسْرِفينَ (الدخان: 31) در این آیه شریفه فرعون، علو و برتری‌جویی در اسراف و تجاوز داشت، که به همین سبب نیز هلاک گردیده است.(مكارم شيرازي؛ 1374 ش ، ج‏21: 184) با توجه به  معناى لغوی اسراف، از دیدگاه قرآن کریم نیز اسراف معنی وسيعى دارد كه هر گونه تجاوز و تعدى از حد را شامل مى‏شود اگر چه غالبا در مورد بخششها و هزينه‏ها و مخارج به كار مى‏رود. به تعبیر دیگر، کلمه اسراف کلمه بسيار جامعى است كه هر گونه زياده‌روى در كميت و كيفيت و بيهوده‏گرايى و اتلاف و مانند آن را شامل مى‏شود،(مکارم شيرازي،،ج‏6،: 149)

ضمن این که در آیات متعددی توصیف سرانجام مسرفین را بیان کرده است، و چنان که آنان را از اصحاب آتش دانسته(وَ أَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحابُ النّارِ (غافر: 43))، و به هلاکت آنان وعده داده شده است(وَ أَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ (الأنبياء: 9 )) و صد البته خداوند متعال مسرف کذاب را مورد هدایت قرار نمی‌دهد(إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ (غافر: 28 ))

از دیدگاه قرآن کریم همان طوری که استفاده نابجا و غیرمعتدل و بدون برنامه و نظم از مصادیق اسراف است، در مقابل تحريم زينتها و پرهيز از غذاها و روزيهاى پاك و حلال نیز شایسته و مطلوب نمی‌باشد، چنانکه می‌فرماید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زينَةَ اللَّهِ الَّتي‏ أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ»(الأعراف: 32)

در این آيه شریفه با لحن تندى به پاسخ آنهایی مى‏پردازد كه گمان مى‏برند، که تحريم زينتها و پرهيز از غذاها و روزيهاى پاك نشانه زهد و پارسايى و مايه قرب به پروردگار است، که صد البته چنین نیست، زیرا اگر اين امور، بد بود، خدا آن را برای استفاده انسان‌ها نمى‏آفريد، و اكنون كه براى استفاده بندگانش آفريده است چگونه ممكن است آنها را تحريم كند؟
اسراف در روایات

اسراف در روایات اسلامی نیز به تعبیرات گوناگونی مورد نهی و توصیف قرار گرفته است، چنان که امام علی (علیهم السلام) در کلام گهرباری در این زمینه می‌فرماید: «أَلَا وَ إِنَّ إِعْطَاءَ الْمَالِ فِي غَيْرِ حَقِّهِ تَبْذِيرٌ وَ إِسْرَافٌ». آگاه باشید همانا اعطاء مال در غیر جایی که شایسته و سزاور است، تبذیر و اسراف است. و در ادامه به عنوان رهنمود در این زمینه می‌فرماید: «وَ لَمْ يَضَعِ امْرُؤٌ مَالَهُ فِي غَيْرِ حَقِّهِ وَ عِنْدَ غَيْرِ أَهْلِه». و مرد مالش را در غیرجایی که شایسته و حق نیست و در نزد نااهل(که باعث تلف مال) شود، قرار نمی‌دهد.(سيد رضى،1414 ه‍ ق: 146) قصد و میانه روی از اموری است که مطلوب و محبوب خداوند متعال و اسراف و زیاده‌روی از اموری است که مورد غضب خداوند متعال می‌باشد.(عاملى،1409 ه‍ ق ج‌21: 556) در روایت دیگر می‌فرماید: «كُلُّ مَا زَادَ عَلَى الِاقْتِصَادِ إِسْرَافٌ.»(نورى،همان؛ ج‌15: 271‌) یعنی آن چه اضافه بر اقتصاد و میانه‌روی باشد، اسراف است. و در تعبیر دیگر مافوق کفاف در زندگی را اسراف می‌نامند.(مَا فَوْقَ الْكَفَافِ إِسْرَافٌ) (نورى،،همان) در جمع بین اسراف و تبذیر از دیدگاه روایات داریم که تبذیر را نوعی از اسراف می‌داند. چنان که می‌فرماید: «إِنَّ التَّبْذِيرَ مِنَ الْإِسْرَافِ.»(كلينى،1407 ه‍ ق؛ ج‌3: 501) از دیدگاه روایات اسراف و تقتیر دو مکروه برشمرده شده است، که مطلوب ما اعتدال و میانه‌روی در امور و مخارج می‌باشد، چنان که از حضرت در مورد نفقه عیال سوال می‌کند و حضرت در این زمینه می‌فرماید: «مَا بَيْنَ الْمَكْرُوهَيْنِ الْإِسْرَافِ وَ الْإِقْتَارِ». (كلينى،همان؛ ج‌4: 55)
عوامل اسراف

پدیده گرایش به اسراف و اسراف‌گرایی ممکن است زایده عوامل متعددی باشد، که می‌توان با توجه به قراین و شواهد تجربی به برخی از آنها به طور خلاصه اشاره کرد.
1- تربيت خانوادگي

نوع تربیت خانوادگی در انتخاب روش زندگی افراد بسیار حائز اهمیت است، زیرا از خصوصيات و ويژگي‌هاي اساسي انسان، تربيت‌پذيري اوست. انسان بر خلاف ساير حيوانات كه اساس حركات آنها منشأ غريزي دارد، شالوده شخصيّتش را تربيت خانوادگي او تشكيل مي‌دهد؛ بر این اساس اگر در خانواده‌ای پدیده نابهنجار اسراف و اسراف‌گری شایع باشد، به طور ناخود‌آگاه بر رفتار تک تک افراد خانواده تاثیر نامطلوب می‌گذارد، در نتیجه افراد تحث تاثیر این محیط خانوادگی اسراف‌گرا در زندگی شخصی خویش به سمت اسراف و اسراف‌گرایی کشیده می‌شود.
2- خودنمايي

خودنمايي یکی از علل گرایش افراد به اسراف یا تبذیر می‌باشد، زیرا شخصی كه در دوران زندگي همواره در نيل به خواسته‌ها و آرزو‌هاي خويش ناكام مانده و با تنگدستي و محروميت دست به گريبان بوده است، به محض این که مختصر درآمد و ثروتی بدست آورد، برای جبران اين سرخوردگي‌هاي انباشته شده و براي سرپوش گذاردن بر ناكامي‌ها و عقده‌هاي متراكم خود شروع به ولخرجي و ريخت‌ و پاش‌هاي غيرمعقول مي‌کند، و با اين عمل خود در جستجوي باز يافتن شخصيت سركوب شده خويش است، و فكر مي‌كند با اين روش در اجتماع به عنوان انساني دست و دل باز و بي‌اعتنا به ثروت مطرح مي‌شود.
3- فساد اخلاقي

فساد اخلاقي به معنی تجاوز و سرکشی در مقابل قانون و هنجارهای اجتماعی می‌تواند یکی از عواملی باشد که منجر به اسراف و اسراف‌گرایی این افراد گردد، زيرا شخصي كه خود را به تجاوز و قانون شكني عادت داده و به گناه و سركشي خو گرفته است، معمولاً نمي‌تواند فرد معتدلي در امور مالي‌اش نیز باشد و همواره بر اساس پيروي از هوي و هوس، در پي ارضاي تمايلات افسار گسيخته خويش مي‌باشد و سرمايه خود را در راه تأمين خواسته‌ها و عادات زشت و هوسبازانه‌اش به هدر خواهد داد.
4- تقليد

تقليد به معنی پیروی بی‌ چون و چرا و بدون تفکر و تعقل از افراد و جوامع دیگر اگر در مورد افعال و رویه خوب و متعالی مطرح باشد، به عنوان الگوپذیری امری ممدوح و مطلوب می‌باشد، اما در صورتی که این نوع پیروی و تقلید از اموری نابهنجاری مثل اسراف و اسراف‌گرایی صورت گیرد، امری مذموم و نامطلوب می‌باشد و می‌تواند به عنوان عاملی برای آلوده شدن به اسراف باشد.
5- وسواس

وسواسي بودن از بيماريهاي رواني است كه اضافه بر هدر دادن عمر و فرسودن اعصاب و قواي روحي و جسمى، از موجبات و ريشه‌هاي اسراف محسوب مي‌شود. به عنوان نمونه، ممكن است كسي در موضوع ضيافت و پذيرايي از ميهمان، دچار وسواس باشد كه با وجود تهيّه غذايي مناسب براي ميهمان، باز هم مرتّب از اين كه نكند به طور شايسته از او پذيرايي به عمل نياورده باشد، دچار ناراحتي شود و به دنبال آن در جهت فراهم كردن سفره‌اي پر خرج و سنگين، به ورطه اسراف و تبذير درافتد.
6-ثروت اضافي

ثروت اضافی به معنی این که خانواده‌ای علاوه بر رفع نیازهای ضروری زندگی خود، از دارایی و ثروت اضافه برخوردار باشد که دغدغه خرج و مخارج زندگی روزمره را نداشته باشد، در این صورت با توجه به میل سیری‌ناپذیر انسان در نیل به اهداف و آرزوهای گاه واهی و بی‌ارزش سقوط در دام اسراف و اسراف‌گرایی می‌تواند به راحتی امکان‌پذیر باشد، بر این اساس داشتن ثروت اضافی و در کنار نداشتن بینش صحیح اسلامی و انسانی در نحوه مصارف و پیروی از هوا و هوسهای نفسانی می‌تواند عامل مهمی در انجام اعمال و مصارف اسراف‌گرایانه داشته باشد. از طرفی خانواده‌اي كه درآمد مالي و سرمايه‌اش تنها به اندازه ضرورت‌ها و نيازهاي اوست. به ناچار براي پاسخگويي بدان ضرورت‌ها، در صدد كنترل مصرف و اندازه‌گيري در آن برخواهد آمد؛ ولي اگر ميزان ثروت آن بر مقدار احتياجات و نيازهاي واقعي آن افزوده شود، چنان چه اعضاء و به ويژه مدير خانواده از تربيت اخلاقي و فرهنگ صحيح مصرف بي‌بهره باشند به خيال اين كه زياده‌روي و اسراف، به بنيه مالي آنان خلل نمي‌رساند، به سوی اين عمل كشيده خواهند شد. اما بايد توجه داشت كه: هميشه روال زندگي به يك منوال نبوده و فراز و نشيب‌هاي زيادي بر سر راه آن وجود دارد. چه بسا خانواده‌هايي كه زماني در اوج عزّت و رفاه به سر برده‌اند و پس از مدّتي به مسكنت و فقر مبتلا شدند. از اين رو، انسان معتدل و آينده‌نگر، در روزگار وسعت به فكر روز محنت نيز هست و با پرهيز از اسراف و تبذير، آينده خويش را هم در نظر مي‌گيرد.
نتیجه گیری

با توجه به مفهوم اسراف در تعالیم اسلامی می‌توان از این پدیده با رعایت اعتدال و اقتصاد در کلیه فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی جلوگیری به عمل آوریم، تا زندگی بر منوال صحیح و مورد رضایت خداوند متعال را داشته باشیم. به نظر می‌رسد استثنایی که در عدم صدق اسراف در اموری مثل خوراک و حج و عمره از دیدگاه روایات اسلامی است همه آن موارد در هماهنگی با اهداف متعالی دین مبین اسلام می‌بایست باشد، که  همواره سرمایه‌گذاری و مصرف ما در مسیر تعالی و پیشرفت اجتماعی و فردی صورت گیرد، و با مصرف خوراک نیکو در راه عبادت و طاعت الهی بهتر گام برداریم. چنان که در دعای شریف کمیل می‌خوانیم که «قو علی خدمتک جوارحی». هم‌چنین در مصرف مال و دارایی در امور مهمی مثل ادای فرایض واجب الهی مثل حج و عمره نباید غفلت و خست صورت گیرد، و شاید مورد روایت مواردی از این قبیل را مد نظر دارد، که می‌تواند شامل اموری گردد که در راستای تحقق اهداف متعالی نظام اقتصادی و اجتماعی اسلام باشد.

در مورد جمع‌بندی عوامل اسراف می‌توان بیان داشت که موارد مورد اشاره نمونه و برخی از عوامل اسراف می‌تواند باشد، و با توجه به شرایط و موقعیت افراد و اجتماعات مختلف موارد و عوامل دیگری را نیز برشمرد که با احصاء جمعی و شناسایی مجموعه‌ای از عوامل اسراف از این پدیده در جوامع جلوگیری به عمل آوریم. با توجه به آثار منفی اسراف‌گرایی می‌توان ضرورت و انگیزه افراد را  برای مقابله با اسراف و اسراف‌گرایی و گرایش و عمل به اعتدال و میانه‌روی در کلیه امور زندگی را افزایش داده و نیل به اهداف متعالی را سهل‌تر نماییم.
منابع:

1- ابن منظور، ابو الفضل جمال‌الدين، محمد بن مكرم، لسان‌العرب، 15 جلد، دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع - دار صادر، بيروت، سوم، 1414 ه‍ ق.

2- مصطفوى، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، 14 جلد، مركز الكتاب للترجمة و النشر، تهران، اول، 1402 ه‍ ق.

3- خراسانى، محمود بن عبد السلام تربتى شهابى، ادوار فقه (شهابى)، 3 جلد، سازمان چاپ و انتشارات، تهران، پنجم، 1417 ه‍ ق.

4- مكارم شيرازي؛ ناصر، تفسير نمونه‏؛ دار الكتب الإسلامية؛ تهران‏؛1374 ش.

5- سيد رضى، محمد، نهج البلاغة، گردآورنده فرمايشات امام، امير المؤمنين، عليه السلام: در يك جلد، مؤسسه نهج البلاغه، قم ، چ اول.

6- كلينى، ابو جعفر، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية)، 8 جلد، دار الكتب الإسلامية، تهران، چهارم، 1407 ه‍ ق.

7- نورى، محدث، ميرزا حسين، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، 18 جلد، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، بيروت - لبنان، اول، 1408 ه‍ ق.




 

درباره ی نویسنده
اقای دکتر عبدالخالق کریمی