آن چه افغانستان از اندونزی می‌تواند بیاموزد
اخبار پیام یاسین
1396/12/4

مقدمه 

بدون تردید، پیشرفت¬ و دستاوردهای عظیم علمی و صنعتی کشور¬های مترقی جهان، (با واسطه یا بدون واسطه) با ساختار دقیق نظام اداری آن کشور قابل تبیین می¬باشد، که مدیران برجسته¬ی آنان با تلاش و زحمات ارزشمند خود توانسته¬اند در عرصه مدیریتی کلان، یک ساختار اداری دقیق، هماهنگ و کارآمد، منطبق با فرهنگ و محیط درونی و بیرونی کشور ترسیم نمایند. 

اندونزی، در میان کشورهای مسلمان از جمله کشورهای آسیایی موفقی است که در طی چند دهه از تاریخ استقلال(۱۷ اوت ۱۹۴۵) خود توانسته است، به قله¬های افتخار آمیزی از پیشرفت¬های علمی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی نائل شود و در حال حاضر در ردیف کشورهای نیمه صنعتی جهان قرار دارد.(مظفری،1372 ،ص140)

از طرفی افغانستان کشور دیگر آسیایی است که نه دهه که از  استقلال( 1919م) آن می‌گذرد ولی هم چنان گرفتار مشکلات روز افزون سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی است و تا کنون از ناحیه مدیران عالی کشور هیچ برنامه ریزی صحیح و مدونی- برای بیرون رفت کشور از معضلات و مصائب، صورت نگرفته است. 

مطالعات تطبیقی– مقایسه¬ای، یکی از بهترین ابزارها برای بررسی نقاط قوت و ضعف نظام¬های اداری کشورهاست که ما می¬توانیم از طریق آن، از تجربیات و اندوخته¬های علمی دیگران اطلاع یافته و با توجه به تشخیص قوتها و ضعف¬های این دو نظام، در صدد ترسیم یک ساختار اداری مطلوب در کشور مورد نظر خود باشیم. 

این تحقیق در صدد است با مطالعه نظام اداری کشور اندونزی و افغانستان - با توجه به تشابهات فرهنگی و قومی که میان این دو کشور وجود دارد- و تطبیق و مقایسه آن دو نظام، نقاط قوت و ضعف نظام نوپای اداری افغانستان را از جهت کارآیی و مطلوبیت تحلیل و بررسی نماید. 

نظام اداری - حکومتی اندونزی 

اندونزی بزرگترین مجمع الجزایر جهان است که در جنوب شرق آسیا در بین اقیانوس هند و اقیانوس آرام واقع شده است. این كشور، به شكل یك قوس، مشتمل بر هزاران جزیره در طول خط استوا است. اندونزی چهارمین كشور پرجمعیت دنیا محسوب می‌شود. این کشور از 17508 جزیره تشکیل شده که 6000 جزیره آن مسکونی است، مردم این كشور در سواحل جزایر و یا در دره‌ها و بخصوص در جزیره «جاوه» زندگی كرده و عمدتا كشاورز می‌باشند. بیشتر جزایر اندونزی، غیر قابل سكونت هستند. اندونزی سومین ذخایر جنگل مناطق استوایی را بعد از برزیل و جمهوری کنگو دارا می‌باشد. این كشور، آب و هوای گرم و استوایی داشته و بارانهای موسمی، سبب رونق كشاورزی آن می¬شود. توریسم - صنایع چوب - الوار و نفت از منابع مهم درآمدهای ارزی، اندونزی به شمار می‌روند. 

ایدئولوژی پانچاسیلا 

فلسفه و مرام رسمی حکومت اندونزی ایدوئولوژی «پانچاسیلا»(pancasila) است. پانچاسیلا واژه‌ای سانسکریت و به معنای (پنج اصل) می‌باشد. این اصول عبارتند از: 

1- اعتقاد به خدای واحد: این اصل در برگیرنده پیروان تمامی ادیان( ونه الزاما اسلام) می‌باشد. اصل بیست و نهم قانون اساسی اندونزی نیز اساس دولت را اعتقاد به خدای واحد معرفی می‌کند. 

2-انسانیت (عادل و متمدن) اشاره به ارزش و کرامت انسان. 

3-وحدت ملی: تاکید بر وحدت ملی و تمامیت ارضی اندونزی علی‌رغم وجود گروه‌های مختلف قومی، زبانی و مذهبی در آن.

4-دموکراسی(مبتنی بردرایت و برخواسته از مشاوره و اجماع) تاکید برهمبستگی اجتماعی و پرهیز از دسته‌بندیهای نامطلوب.     

5- عدالت اجتماعی (برای همه) تاکید بر توزیع متوازن امکانات و امتیازات رفاهی برای گروه‌های مختلف جامعه. 

ایدوئولوژی پانچاسیلا در اول ژوئن 1945 (حدود سه ماه قبل از اعلام استقلال اندونزی) توسط سوکارنو مطرح شد تا مبنایی باشد برای وحدت نظر همه گروه‌های مبارز و ملی‌گرای اندونزی. پس از استقلال اندونزی نیز پانچاسیلا به عنوان فلسفه و ایدئولوژی رسمی کشور پذیرفته شد. اکنون همه احزاب وگروه‌های اجتماعی ملزم به پذیرش پانچاسیلا می‌باشند و دولت اندونزی خود را حکومتی پانچاسیلایی و نه اسلامی می‌داند.(مظفری،1372ص123) 

آداب ورسوم فرهنگی 

تنوع وپراکندگی اقوام وگروه‌های مختلف، باعث پیدایی آداب ورسوم گوناگون در نقاط مختلف اندونزی شده است. مراسم ازدواج، فوت، تولد نوزاد، عبادات مذهبی، جشن برداشت محصول و دیگر رسوم اجتماعی در هر منطقه به سبکی خاص اجرا می‌شود، و از این نظر، اندونزی دارای جاذبه زیادی برای جهانگردان خارجی است. 

سیرتحولات فرهنگی 

مجمع الجزایر اندونزی درطول تاریخ شاهد سه موج فرهنگی جاری بوده که بر حیات فرهنگی و اجتماعی ساکنان بومی آن تأثیرات عمیق بر جای نهاده است. این سه موج فرهنگی به ترتیب از شبه قاره هند، خاورمیانه و مسلمانان، و بالاخره جهان غرب نشأ گرفته و آثار آن در ابعاد مختلف حیات مذهبی و اجتماعی این دیار قابل مشاهده است. اندونزی همواره صحنه تأثیر و تأثّر میان فرهنگ‌های مختلف داخلی و نیز فرهنگ بومی بافرهنگ میهمان بوده است. پدیده تعامل یا تفاعل فرهنگی، یکی ازویژگیهای دائمی حیات جامعه اندونزی بوده و به همین دلیل در فرهنگ کنونی اندونزی آثار و شواهد حضور فرهنگ‌های مختلف قابل مشاهده است. با این حال گسترش اسلام در جامعه، باعث شده که چهره غالب یا بُعد ظاهری بسیاری از فرهنگهای محلی اندونزی، رنگ اسلامی به خود بگیرد. هر چند که میزان عمق و غنای اسلامی در این فرهنگ‌ها، یکسان نیست که بعضی از جاها فقر رنگ و لعاب اسلامی به خود گرفته است.(مظفری،1372: 37)

تطبیق نظام اداری، فرهنگی و اقتصادی اندونزی و افغانستان 

در مباحث تطبیقی نظام اداری، ذکر این نکته لازم است که نمی‌توان معیارها و شاخص‌های نظام اداری یک کشور را در کشور دیگر به صورت دربست مورد استفاده قرار داد، زیرا هر کشوری شرایط، اقتضائات فرهنگی، اجتماعی و محیطی خاص خود را دارد و معمولا دست اندرکاران نظام اداری کشورها آنچه را با معیارهای فرهنگی خودشان نزدیک می‌دانند گزینش و الگو برداری می‌کنند و کار صحیح هم همین است. 

با این پیش فرض می‌توان گفت که کشور اندونزی به عنوان یک کشور اسلامی تشابهات بسیاری با کشور افغانستان دارد. از نگاه کثرت اقوام و فرهنگ‌های گوناگون می‌توان به آسانی از آن نمونه برداری کرد و می‌توان به صورت کامل از تجربیات اندونزی در ترسیم  نظام اداری افغانستان الگو برداری نمود، که خود تأثیری زیادی بر کیفیت نظام اداری دارد. در خصوص الگو برداری از نظام اداری اندونزی، می‌توان گزینشی عمل کرد. با مرور مطالب گذشته و بررسی تطبیقی نظام‌های اداری دو کشور اندونزی و افغانستان و تجزیه و تحلیل آن، می‌توان نتایج ذیل را مطرح ساخت: 

1) در حوزه نظام اداری: دو کشور اندونزی و افغانستان دارای اشتراکات زیاد فرهنگی، اجتماعی، تنوع قومی و منابع اقتصادی است. این دو کشور قبل و بعد از استقلال شاهد بیشترین درگیری¬ها و نزاع-های خونین قومی و مذهبی بوده است. با توجه به این اشتراکات، تجربیات موفق اندونزی در زمینه¬ی هم‌گرایی و ایجاد وفاق و هویت ملی و تبدیل خصومت¬های قومی به صلح و آشتی که زمینه ساز ترسیم و توسعه نظام اداری است، می‌تواند برای کشور افغانستان راه‌گشا و مفید باشد. 

2) در حوزه نظام فرهنگی: استقرار سیاست احترام متقابل در اندونزی، الگوی موفقی است که توانست اقلیت‌های بزرگ 13% درصدی غیرمسلمان اندونزی و اكثریت 87% درصدی مسلمان اندونزی را به هم پیوند دهد. مجمع الجزایراندونزی به لحاظ فرهنگی جامعه‌ای بسیار متنوع و متکثّر(پلورال) می‌باشد. وجود بیش از 300 گروه قومی، و زندگی جدا از هم آنها در جزایر مختلف، و پای بندی آنها به مذاهب گوناگون، موجب چنین وضعیت کم نظیری شده است. 

استقرار این سیاست در اندونزی روند بسیار مشكل و پیچیده را طی كرد و با موفقیت به انجام رسید و موفقیت آن مدیون فعالیت‌های مدبرانه رهبران مسلمان اندونزی و نیز سایرافراد فرهیخته جامعه كه خود را موظف به  حفظ حقوق همه ساكنان اندونزی می‌دانند، بوده است. واقعاً اگر به تاریخ این مملكت مستعمره با سابقه جنگ‌ها و نزاع های قومی قبل از استقلال و در  سال‌های پس از آن رجوع كرده و در نظر بگیریم كه مردم این سرزمین ثروتمند، در چه فقری در آن دوره به سر می‌بردند و حال در این  سالهای اخیر به علت همزیستی صلح جویانه و احترام به حقوق همدیگر چه پیشرفت چشمگیری داشته و رفاه عمومی را برای طبقه محروم جامعه به دست آورده‌اند، به اهمیت نیروی وحدت و احترام متقابل اقوام به همدیگر كه این تحول را به وجود آورده است، پی برده و سیاست رهبران اندونزی را باید یك سیاست موفق و الگو برای تمام ممالك اسلامی كه در آن هم‌كاری شاخه¬های قومی و مختلف مذهبی باعث ایجاد تحول و پیشرفت اقتصادی شده است، دانست. 

در افغانستان نیز متأسفانه ریشه¬ی بسیاری از مشکلات در همین امتیاز خواهی¬های قومی و مذهبی بوده و تندروی¬های افراطی در این دو عرصه کشور را به انتهای فقر و عقب ماندگی سوق داده است، بنابراین کار فرهنگی و ترسیم نظام فرهنگی مبتنی بر دیگر خواهی و هم‌پذیری ایجاد وفاق و هویت ملی، در بهبود و توسعه نظام اداری کشور افغانستان امری حیاتی محسوب می¬شود. 

3) تجربه اندونزی در توسعه اقتصادی مرهون تمرکز بر حوزه‌های ذیل است: 

•       ایجاد امنیت برای همه 

•       ایجاد وفاق ملی   

•       جذب سرمایه‌های خارجی 

•        ایجاد ظرفیت‌های مناسب برای صنعت گردشگری 

امنیت گام اول برای رشد و توسعه یک کشور است و اندونزی با احساس اهمیت آن قبل از هر کاری به تأمین امنیت در کشور پرداخته و سپس به  ایجاد وفاق ملی و اهمیت آن متمرکز شده‌ است و امروزه وضعیت به گونه¬ای است که هیچ کسی خود را غریبه احساس نکرده و به اندونزیایی بودن خود افتخار می‌کنند و همه با هم برای سربلندی کشورشان تلاش می‌نمایند. 

متاسفانه در افغانستان برای تأمین امنیت تلاشی گسترده صورت نمی‌گیرد و مصالح عامه قربانی قوم‌گرایی‌ها و تعصبات نژادی می¬گردد و اکثریت قومی به دنبال نفی و طرد دیگران است تا پذیرش و همدلی با آنان، برخوردها فراترانه و فروترانه است تا برادرانه و این خود عامل بی‌اعتمادی و سوء ظن دائمی نسبت به همدیگر است.   

4) دولت (نظم جدید) سوهارتو نخستین برنامه بلندمدت 25 ساله توسعه اقتصادی در اندونزی را در فاصله سالهای (1969-1994) به اتمام رساند و دومین برنامه آن(2019-1994) به تازگی آغاز شده است که هر برنامه بلند مدت(pJp) شامل پنج برنامه پنج ساله اقتصادی(موسوم به Renpelita)می‌باشد و اندونزی اکنون ششمین برنامه پنج ساله خودرا(1999-1994)می‌گذارند.(مظفری،1372،ص58) 

اما در افغانستان این مهم تا هنوز مورد  غفلت واقع شده و با توجه خاص مجامع جهانی و کمک‌های مالی که در اختیار دولت قرار می‌گیرد اما متأسفانه بر اثر نبود اهداف و مأموریت‌های مدون که نشان دهنده جهت حرکت دولت است، این سرمایه ها در جهت لازم مورد استفاده قرار نمی¬گیرد.