دانستنی هایی از قرآن
جرعه ای از زلال وحی
1390/9/4

« بدون ترديد تعدادي از آيات قرآن کريم، به طور مستقيم يا ضمني، متضمن مباحث علمي است، هنگاميكه اين آيات در کنار آيات ديگر قرار گيرد. يقينا مباحث علمي مطلوب بالذات قرآن نيست، بلکه هدف ديگري را دنبال مي‌کند. وي سپس اشاره مي‌کند که با يک تقسيم بندي مي‌توان اهداف آيات علمي در قرآن را به دو بخش تقسيم نمود: اول اهداف اصلي؛ دوم اهداف فرعي»

مقدمه

قال امير المومين، علي بن ابي‌طالب(ع):«و في القرآن نبأ ماقبلکم و ما خبر ما بعدکم و حکم ما بنيکم»[1].

اميرالمومنين(ع) فرمود: در قرآن اخبار گذشتگان و آيندگانواحکام مورد نياز زندگي تان وجود دارد.

در اهميت، عظمت، مقام وارجمندي قرآن کريم آنقدر سخن گفته شده که جاي هيچ حرفي باقي نمانده است. به غيراز بشري بودن و سخن الهي بودن قرآن،دوست ودشمن، مخالف و موافق، مسيحي و مسلمان، يهودي و زرتشتي و بالاخره شيعه و سني اقرار و اعتراف دارند. زيبايي لفظ و معناي ژرف آن همه متفکران و انديشمندان را در برابر خود به کرنش وا داشته، پيش گويي‌هاي آن قسمتي در گذشته تحقق يافته و قسمت ديگر آن در حال کشف شدن و به وقوع پيوستن است. کتابي که در پيرامون خودش اين همه اثر بوجود آورده و از اين نظر بي‌نظير و بي همتا است.

با استعانت از درگاه متعال تلاش مي‌شود که در بخش قرآني مجله از زواياي مختلفي به آموزهاي قرآن کريم نگريسته شده و مطالب گوناگون به تشنه‌گان معارف قرآن مجيد تقديم گردد.

پانصد تا هفتصد آيه قرآن علمي است:

وبلاگ «منتخب تفسير نمونه»ازاسفندماه 1384 در سرويس «بلاگفا»، بلاگر در ياد داشتي در باره مباحث علمي و اهداف آيات در قرآن، به بررسي اين موضوع پرداخته و مطالبي را عرضه کرده است. بخشي از آن را مي‌خوانيم:

اهداف اصلي آيات علمي قرآن، توحيد، معاد، توجه به مارواءالطبيعه و نفي عقيده مشرکان، واهداف فرعي آيات، بررسي آيات و تطبيق آن‌ها بر يافته‌هاي علمي و تبليغي و يقينيات، در باره اهداف آيات و مسائل علمي قرآن،سه تصور مي‌توان ارائه نمود:

1- هدف اصلي قرآن، بيان مسايل علمي آن است و همه علوم و معارف بشري در قرآن وجود دارد.

2- هدف اصلي قرآن هدايت بشر است اما در راستاي اين هدف مي‌توان از اشارات علمي نيز استفاده نمود.

3- اشارات علمي قرآن به نحو نمادين و بر اساس فرهنگ زمان مطرح شده است.در قرآن اين اشارات علمي، حالت معرفت شناختي يا حالت نمادين دارد و ناظر به عالم خارج نيست. اگر قرآن صحبت از علم مي‌کند، در حقيقت قصد گسترش معرفت بشر و توضيح خارج و واقعيت خارجي رادارد. در حدي که پيش گويي‌هاي علمي‌اش، اعجاز علمي به شمار مي‌آيد. پس در حقيقت هدف اصلي قرآن هدايت بشر است و بايد از اشارات علمي قرآن استفاده کرد. بلاگر پس از بيان سه تصور در باب اهداف آيات علمي مي‌آورد:

بدون ترديد تعدادي از آيات قرآن کريم، به طور مستقيم يا ضمني، متضمن مباحث علمي است، هنگاميكه اين آيات در کنار آيات ديگر قرار گيرد. يقينا مباحث علمي مطلوب بالذات قرآن نيست، بلکه هدف ديگري را دنبال مي‌کند. وي سپس اشاره مي‌کند که با يک تقسيم بندي مي‌توان اهداف آيات علمي در قرآن را به دو بخش تقسيم نمود: اول اهداف اصلي؛ دوم اهداف فرعي

شايد بتوان سه هدف را در مورد آيات الهي بيان کرد، هدف اول و اصلي از آيات علمي در قرآن کريم اثبات وجود خداي متعال و توحيداست، بسياري از مباحث علمي وقتي در قرآن مطرح مي‌شوند، در پايان اين نکته را تذکر مي‌دهند که پس آفريننده اين‌ها کيست؟ ببينيد که موجداين‌ها کيست؟ آيا دست بشر مي‌تواند درآن دخالت کند؟ هدف دوم که باز هم يکي ازاهداف اصلي است،اين است که آيات علمي براي اثبات معاد و هدف دار بودن خلقت آمده‌اند. هدف سوم اينکه، آيات علمي در رد عقيده کفار و مشرکان و ماده پرستان است. کساني که مي‌گفتند که هرچه هست همين دنياست. در بخش پاياني بلاگر به بحث موضوع آيات علمي قرآن مي‌پردازد، آيات قرآن به موضوعات مختلفي پرداخته است، در بخشي آيات علمي قرآن بين 500 تا 700 محور مختلف وجود دارد.كه بر اساس موضوع آيات مي‌توان آنها را به محور‌هاي مختلف تقسيم نمود، قرآن به نکات ريز علمي که امروز در مسائل کيهان شناسي مطرح است و در مورد پيشينه و فرجام جهان، به مسئله زمين و کرويت زمين، مسئله جاذبه زمين؛ در خصوص انسان، دراثبات يک مسئله مثل زوجيت گياهان، غذاهاي نجس، مسئله بهداشت و نيز در مورد عسل به عنوان شفا و گاهي به کوه‌ها پرداخته است.

اخلاق باطني وظاهري درقرآن

امير نفس و اسير نفس

کنترل قواي دروني و غرايز از طغيان و عصيان در فرهنگ اخلاق قرآن، «جهاد با نفس» نام دارد و ثمره آن هم رسيدن به بهشت الهي است، در قرآن کريم مي‌خوانيم: «و أما من خاف مقام ربه و نهي النفس عن الهوي، فإن الجنه هي المأوي»(نازعات،79/40و41)

ترس از خدا و حاضر و ناظر ديدن او، به انسان قدرت کنترل نفس مي‌بخشد. نفس سرکش را مي‌توان رام ساخت و به جاي «اسير نفس» شدن، «امير نفس» شد دل تنها مي‌تواند، خانه يک دلبر باشد و اسير يک محبت شود، مي‌توان به جاي همه ترس‌ها فقط «ترس از خدا» را در دل نشاند و به جاي همه اميد‌ها تنها «به خدا» اميد داشت و بين دو حالت خوف  و رجا، چنين زيست که نه آن يأس آورد، و نه اين مايه غرور گردد.

برخي تا جايي اسير نفس مي‌شود که نه تنها با آن مجاهده نمي‌کنند بلکه به نفس پرستي دچار مي‌شوند، قرآن در نکوهش آنان مي‌فرمايد: «أفرأيت من اتخذ الهه هواه» (جاثيه45/23).

حسن خلق

هم چنان که ماهي به آب زنده است، براي يک مسلمان اجتماعي، حسن سلوک وخوش اخلاقي و مدارا با ديگران حکم آب براي ماهي را دارد، حسن خلق، براي انسان «پايگاه مردمي» و «محبوبيت اجتماعي» پديد مي آورد. قرآن کريم، اخلاق کريمانه و بزرگوارانه حضرت محمد(ص) را مي‌ستايد و او را با لقب «إنک لعلي خلق عظيم» (قلم،68/4) مفتخر مي‌سازد. و عامل محبوبيت و رمز جاذبه وي را نرمش اخلاقي، مدارا عطوفت و مهرباني معرفي مي‌کند: «و لو کنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولک» (آل عمران،3/159).

سعدي مي‌فرمايد:

بنده حلقه به گوش، ار ننوازي برود

لطف کن لطف، که بيگانه شود حلقه به گوش

معماها و نکته‌هاي قرآني

معماي اول: سوره‌اي که جامع همه معارف قرآن کريم است؟

سوره مبارکه حمد حضرت امام خميني (ره) دركتاب تفسير سوره حمد صفحه.2مي‌فرمايد: سوره مبارکه حمد جامع همه معارف قرآن کريم است و معارف اين سوره نيز در آيه کريمه «بسم الله الرحمن الرحيم» و معارف بسم الله در حرف «باء» آن جمع شده است و حضرت امير المومنين(ع) نقطه باي بسم الله است.

معماي دوم: آيه‌اي در قرآن که به سيد آيات معروف است؟

آيه کريمه «بسم الله الرحمن الرحيم» سيد آيات به شمار مي‌رود، اختلاف معنوي و تفسيري کلمه «الله» در بسم الله و ساير آيات است.

نکته‌ها

نکته اول:  فقط قرآن با من باشد

امام سجاد(ع):اگر همه کساني که ميان خاور و باخترند بميرند و فقط قرآن با من باشد، از تنهايي وحشت نمي‌کنم.[2]

نکته دوم: حضور قلب

رسول خدا(ص) فرمود: مادامي که حضور قلب داريد و اعضايتان در برابر قرآن خشوع دارند، قرآن بخوانيد و هرگاه حضور قلب نداريد، قرائت شما قرائت واقعي نخواهد بود.[3]

پی نوشتها

 [1].رضي،سيد شريف،نهج البلاغه من كلام اميرالمؤمنين،ص609،حكمت313،انصاريان،قم،چاپ اول،1421ق

 

2.كليني،محمد،اصول كافي،ج2،ص 602،انتشارات جامعه مدرسين،قم،1364ش

 

3.نوري،حسين،مستدرك الوسايل،ج 4،ص 288،مؤسسه آلالبيت،قم،1365ش

درباره ی نویسنده
آقای دکتر عبد المؤمن حکیمی