امام تجسم ارزشها
سیره علمای اسلام در آیین برادری
1393/9/14

امام چشمه حیات و گنجینه اسرار بود.انسان کامل بود.او به خصلتهای وال سجایا و مکارم اخلاق آراسته بود. جان او جام جهان نمای معنویت را می نمایاند. بر گفتار و رفتارش نور حقیقت پرتوافکنده بود. بااصول ارزشها می زیست و چیزی جز آن برایش مفهوم نداشت . در روزگاری که قدرتهای استکباری و جریانهای ضد مذهبی تلاش می کردند ارزشهای اخلاقی و معنوی رااز جوامع انسانی دور سازند و طبق اصول مادی وبرنامه های ضدارزشی خودانسانها را بار آورنداو نظامی بر اساس ارزشهای معنوی وانسانی که از معارف اسلام نشات می گرفت پدید آورد و تا آخرین لحظه های زندگی ذره ای از آن عدول نکرد. بیش از همه ملتزم به ارزشها بود. هیچ چیز و هیچ کس نتوانست براصول ارزشی امام غلبه یابد.
تمام هویت و شخصیت آن فرزانه از همین ارزشها شکل گرفته بود. نخستین و کاملترین مصداق سخنانش خوداو بود.

آن عزیز[ شجره طیبه] ای بود که[ اصلها ثابت و فرعها فی السماء].

او آیینه تمام نمای مکتب و معارف دینی بود. وجودش سرچشمه مکارم انسانی را به دیگران نشان می داد. به فرموده رهبرانقلاب :

[آن بزرگوار قوت ایمان را با عمل صالح واراده پزلادین را با همت بلند و شجاعت اخلاقی را با حزم و حکمت و صراحت بهجه را با صدق و متانت و صفای معنوی و روحانی را با هوشمندی و کیاست و تقوا و ورع را با سرعت و قاطعیت وابهت و صلابتت رهبری را با رقت و عطوفت و خلاصه بسی خصایص نفیس و کمیاب را که مجموعه آن انسان بزرگی جمع شود همه و همه را با هم داشت .1]

اکنون دراین نوشتار به گوشه هایی از صفات عالی آن شخصیت متعالی اشاره می کنیم :

عزت و عظمت

گوهر اصلی و جوهره ذاتی انسان ارجمند و گرامی است . سرشت انسان با عزت و شرافت نهاده گشته است . آدمی گنجینه استعدادها و تواناییهاست ازاین روی باید تجلیگاه ارزشها و منزلتها شود واز بردگیهای روحی فکری و....اجتناب کند. زیربنای اساسی فضایل همین احساس عزت و کرامت درانسان است چنانکه ریشه بسیاری از رذایل نیز در زبونی و فرومایگی اوست .

آنچه محورارزشهای اخلاقی وانسانی است و به عبارت دیگر آن نقطه ای که با دست گذاشتن روی آن ارزشهای دیگر زنده می شوداحساس شرافتمندی و بزرگواری است . به همین جهت پیام مستقیم و ضمنی بسیاری از معارف دینی ایجاد و یا تقویت[ حسن شرافت] و[ عزت نفس] درانسان می باشد. رسالت پیامبران الهی نیز در پی اثبات این مهم واحیای همین احساس بوده است .

شعار: [انما بعثت لا تمم مکارم الاخلاق] 2 منادی آن است که پیامبر(ص ) می کوشد تا مکرمتهای خدادای را زنده سازد و راه و رسم زندگی بزرگوارانه و توام با عزت را پیش او نهد. آری شخصیت و ارزشمندی انسانها بویژه مسلمانان و مومنان راستین گرانبهاترین ودیعه ای است که خداوند به آنان سپرده است و نگاهبانی از آن را بر آنان لازم شمرده است :
ان الله فوض الی المومن امره کله ولم یفوض الیه ان یکون ذلیلا

خداوندانسان مومن را در همه کارهایش آزاد گذاشته واختیار داده است ولی به اواجازه نداده که ذلت پذیرد و بی مقدار باشد. آیا شنیده ای که خداوند می فرماید: عزت از کن خد پیامبر و مومنان است . پس مومن عزیزاست نه ذلیل واز کوه استوارتر و نفوذ ناپذیرتراست .

حرمت و کرامت ازاصول ارزشی بشری است . هیچ چیز در دنیا بااین اصل برابری نمی کندازاین روی انسان نباید به کاری دست یازد که این اصل را خدشه دار و بی اعتبار سازد.

امام حسین ( ع ) که انگیزه دفاع از حرمت و کرامت انسانی او را پذیرای دشواریهای فوق العاده ساخته بود می فرماید:

به خدا قسم آنچه در شرق و غرب عالم خورشید بر آن می تابد:از دریا تا خشکی از زمینهای هموار تا کوههاعتبار آنها نزداولیای خدا واهل معرفت مانند رفت و برگشت سایه ای بیش نیست . آیا آزاده ای نیست که این لقمه جویده و پسمانده دیگران را پیش اهلش ندارد؟ چیزی جز بهشت بهای نفس شما نیست به غیر آن نفروشید زیرا آن که به دنیا 4خرسند و بسنده کند به چیز پستی بسنده کرده است .

در فرهنگ و معارف دینی از هر گونه عمل و شیوه ای که ذلت آور باشد و تحقیر ناپذیری را به دنبال داشته باشد به شدت نهی شده است .

امام صادق ( ع ) شیعیان راستین را کسانی می داند که دست نیاز و ذلت پیش دیگران نمی برند واز آبروی خود پلی برای رسیدن به متاع دنیایی نمی سازند:
شیعتنا من لایسال الناس و لومات جوعا. 5

پیرو ما کسی است که دست نیاز پیش کسی نبرد گرچه از گرسنگی بمیرد.

در طول تاریخ ادیان به مرداین برمی خوریم که دراوج عزت و کرامت می زیسته اند و همواره فضیلت بخش و کرامت آفرین انسانهای دیگر شده اند و آنان رااز بردگی واسارت به آزادگی و عظمت فراخوانده اند. درقرن حاضر آن که پرچمدار عزت و عظمت مسلمانان بود و لحظه لحظه زندگیش در آرزوی آن سپری می گشت امام خمینی بود.

آنچه تاروپود زندگی آن عزیزان را تشکیل می داد و بر آن پافشاری واصرار داشت عزت مسلمانان بود. کسی که اندک آشنایی با شخصیت امام داشته باشداین حقیقت را می یابد.از همان آغاز آنچه باعث ناآرامی و خروش او شد قراداد ننگین[ کاپیتولاسیون] بود:

آیا ملت ایران می داند.... مجلس به پیشنهاد دولت سند بردگی ملت ایران راامضاء کرداقرار به مستعمره بودن ایران نمود سند وحشی بودن ملت مسلمان را به آمریکا داد قلم سیاه کشید بر جمیع مفاخر اسلامی و ملی م قلم سرخ کشید بر تمام لاف و گزافهای چندین ساله سران قوم ایران رااز عقب افتاده ترین ممالک دنیا پست کرد. 6.

مبارزه امام با غربزدگی شرق زدگی استکبار و.... برای پیامدهای ذلت باری است که در آنها بوده و هست . بیگانگان نیزاقرار دارند که امام پرچمدار عزت و آقایی مسلمانان بود:

فعالیت آیه الله خمینی موجب تحولات و دگرگونیهای بی نظیر در حیات اقتصادی در حیات اقتصادی سیاسی و معنوی جامعه ایران شد. سه نکته پایه واساس تعالیم امام خمینی در طول مبارزات او بود:اسلام استقلال 7و مقاومت در برابر سیطره و آقایی خارجیان .

آری امام برای آقایی و عزت مسلمانان تا پای جان و نثار خون شریفش ایستاده بود:

ملاقات خد با خون سرخ شرافتمندانه بهتراز زندگی اشرافی زیر پرچم شرق و غرب است 8 .

عرق عزت خواهی امام تا بدان اوج داشت که تاب تحمل ذات را برای شاه که دشمنی او بااسلام اظهر من الشمس بود نداشت ازاین روی برای او تلخ و ناگوار بود که شاه مملکت اسلامی گرچه غاصب در برابر بیگانگان کوچکی کند:

وقتی عکس شاه معدوم را در برابر فلان رئیس جمهور آمریکا دیدم که آن طور ذلیلانه در مقابل اوایستاده بود بسیار ناراحت شدم و تلخی این منظره هنوز برای من باقی است که شاه مملکت اسلامی در برابر کافر خدانشناسی این طوراظهار کوچکی کند9.

[ این سخن عمق زاویه دیدامام را می رساند.او عزت و زیست عزتمدارانه را با تمام وجود پاس می داشت .از همه مسلمانان با هر عقیده و عمل بجدانتظار داشت که این جریم مقدس را پاس بدارند.او برای باور بود که اگراین حریم بشکند و نامحرم در آن پا بگذارد همه برج و باروهای مقدس دیگر فرو خواهد ریخت ].

کدام حریم مقدس تراز حریم عزت است ؟ کسی که عزت نداشته باشد و در زیر چکمه دیگران چطور می تواند در برابر خدای عزیز کرنش کند؟ کسی که به پستی خوی کرده است چگونه می تواند بلندی را پاس بدارد؟

توجه به مرحومان و مستضعفان

روح حاکم بر فرهنگ اسلام عدالت و برادری است . دفاع از محرومان و مستضعفان و تلاش برای بازپس گیری حقوق آنان ازاستثمارگران جزءاصول مسلم اسلام و وظیفه ای همگانی به شمار می رود. مسلمانان همیشه و همه جا باید بکوشند دست زالوصفتان و مستبدان را کوتاه کنند و حقوق به غارت رفته خود و محرومان را زنده سازند. لحظه ای مسامحه و درنگ ننمایند که دراین صورت مورد سرزنش و نکوهش قرآن قرار می گیرند:
ومالکم لا تقاتلون فی سبیل الله والمستضعفین من الرجال والنساء

چرا در راه خدا و در راه مردان زنان و کودکانی که تضعیف شده اند پیکار نمی کنید؟

بر مسلمانان متعهد و دین باوراست که به پیروی ازامام امیرالمومنین ( ع ) بیتشرین بها را به مستمندان بدهند و مراقب باشند که حقوق انسانی آنان ضایع نگردد.
الذلیل عندی عزیز حتی آخذالحق له والقوی عندی ضعیف حتی آخذ

ضعیف نزد من گرانقدراست تا هنگامی که حق او را بدو برگردانم بهره مند نزد من ضعیف است تا آن گاه که حق راازاو بازستانم .

با توجه به این جهت گیری و حمایت اسلام از طبقه محروم و مستضعف است که در طول تاریخ اسلام رادمرفانی دلسوز و فداکارانی مخلص علیه استثمار و بهره کشی نامشروع انسان ازانسان به مبارزه برخاسته اند.

از آن جمله امام خمینی است که با تمام وجود به مستضعفان و پابرهنگان عشق می ورزید و در راه احیای حقوق آنان تلاش بی وقفه و پی گیر داشت .او در همین راستا می فرمود:

ما باید تمام تلاشمان را بنماییم تا به هر صورتی که ممکن است خط اصولی دفاع از مستضعفین را حفظ کنیم .12

امام راحل خدمت به محرومان را برترین عبادت می شمرد:

من گمان نمی کنم عبادتی بالاتراز خدمت به محرومین وجود داشته باشد. 13

در دیدگاه امام پایه های اصلی اسلام برارزشهای فرهنگی و معنوی بنا شده است واین ارزشها در شوره زار رفاه طلبی و سرمایه داری پژمرده و بی حاصل است . تنها در دلهای پاک و بی آلایش مستضعفان و پابرهنگان است که ارزشها بارور می شوند.ازاین روی امام خاستگاه اصلی انقلاب اسلامی و ولی نعمت دولتمردان را همین طبقات فقیر و مستضعف می دانست : ...

[خون سلحشوران کوخ نشین کاخهای ستم را در هم کوبید.] 14

امروز به مستضعفان و مستمندان و زاغه نشینان که ولی نعمت ما هستند خدمت کنید 15

امام مخاطبین اصلی انقلاب را مستضعفان می دانست واز آنان به عنوان جلودارانی که همیشه در صف مقدم دفاع ازانقلاب و دستاوردهای آن قرار دارند و برای حفظ و حراست آن خود را به آب و آتش می زنند یاد می کرد و عمیقا به آنان ارزش می داد:

یک موی شما کاخ نشینان بر همگی کاخ نشینان ترجیح دارد. 16

او نه تنها خود حامی و مدافع حقوق مستضعفان و محرومان بود بلکه روحانیت اصیل رااز فراموش کردن این قشر عظیم برحذر می داشت :

چیزی که روحانیون هرگز نبایداز آن عدول کنند و نباید با تبلیغات دیگران از میدان به در روند حمایت از محرومان و پابرهنه هاست چرا که هرکسی از آن عدول کنداز عدالت اجتماعی اسلام عدول کرده است . و ما باید تحت هر شرایطی خود را عهده داراین مسؤولیت بزرگ می دانیم و در تحقیق آن اگر کوتاهی بنماییم خیانت به اسلام و مسلمین کرده ایم . 17

امام کسانی را لایق و شایسته تصدی و رهبری جامعه اسلامی می دانست که از متن جامعه برخاسته و طعم تلخ ظلم واستضعاف را چشیده باشند:

رئیس جمهور و وکلای مجلس از طبقه ای باشند که محرومیت و مظلومیت مستشعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند نه از سرمایه داران و زمین خواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان پابرهنگان را( اگر هم به فرض تقریبا محال بخواهند) نمی توانند بفهمند. 18

و در جای دیگر می فرماید:

باانتخاب نمایندگان و پابرهنگان اسلام آمریکایی را طرد کنید. 19

صلابت و شجاعت

زندگی امام در طول سالیان دراز با حوادث و بحرانهای بسیار روبرو بود.تمامی این حوادث و وقایع گواهی می دهد که او مردی مصمم شکست ناپذیر و نسبت به اصول وارزشها سازش ناپذیر واستوار بود.

زمان طولانی مبارزه و ستیز با جباران سالهای پرمشقت تبعید و زندان و بالاخره مقطع حساس رهبری انقلاب و رودروریی با صدها توطئه رنگارنگ همچون : نفوذیه یاران نیمه راه مرتجعین لیبراله سلطنت طلبه مرفهان بی درد و مقدس مابان احمق و... همه و همه شاهد براین مدعاست که آن دیواره بلنداراده امام هرگز شکست برنداشت و روح پرتوان و باصلابتش ذره ای به سستی و یاس نگرایید. در کروان شداید و طوفان حوادث پناهگاه امن و مطمئنی برای دولتمردان و دست اندرکاران انقلاب بود. در زمانی که راه بر خیلی از دلسوزان انقلاب بسته می شد و گرد ناامیدی براندیشه ها می نشست به کالبدافسرده واز پاافتاده آنان روح امید می دمید و کشتی انقلاب را همچون ناخدایی پرقدرت ازامواج پرخطر به ساحل نجات هدایت می کرد. درایجاد نهضت وادامه انقلاب و رهبری آن از هیچ ملامتی نهراسید.از چنان شهامتی برخوردار بود که در برابر هر گونه باطل ایستاد و با هر سنت غلط و بی اساسی مخالفت ورزید. دراین راه از تهدید وارعاب هیچ فرد و گروهی خم به ابرو نیاورد. در مقابل غوغا سالاریها و هجوم افکار عوام و یا خواص دست به محافظه کاری نزد و میدان را خالی نکرد.

اودر حقیقت تابلوی درخشانی از رسول اکرم (ص ) و همراهانش به دست داد:

محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم. 20

محمد (ص ) فرستاده خدا و آنان که همراه اویند در برابر کفار سرسخت و در بین خود مهربانند.

آن روزی که به زندان می رفت و یا آواره مرزها بود با روزی که میلیونها نفر جان خود را تقدیم راه او می کردند در قدرت و صلابت تغییری نکرد. نه از تنهایی هراس به دل راه داد و نه از آن همه جمعیت و شکوه مغرور گشت . بحق مصداق سخن علی ( ع ) بود:

لا یزیدنی کثره الناس حولی عزه ولا تفرقهم عنی وحشه . 21

فراوانی مردم پیرامونم بر عزت من نیفزاید و پراکندگی آنان از گردم هراس ننماید.

آری خمینی هیچ گاه هراسی به دل راه نداد حتی دراوج تنهایی :

والله من به عمرم نترسیدم . آن شبی هم که آنها مرا می بردند آنها می ترسیدند من آنها را دلداری می دادم . 22

خمینی رااگر دار بزنند تفاهم نخواهند کرد. 23

اگر چنانکه ما برای مقاصداسلام بترسیم دین نداریم . 24

به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیه الله خامنه ای :

او بتها را شکست و باورهای شرک آلود را زدود.او به همه فهماند که انسان کامل شدن علی وار زویستن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن افسانه نیست .او به ملتها نیز فهماند که قوی شدن و بنداسارت گسستن و پنجه در پنجه سلطه گران انداختن ممکن است . 25

حساسیت دینی

امام مومنی کامل و مسملمانی تمام عیار بود. لازمه ایمان کامل تعصب و حساسیت در برابر گناه و گناهکاراست ازاین روی امام به دفاع از دین وارزشهای اسلامی اهمیت تام می داد. دراین راه ملاحظه هیچ کس و هیچ چیز را نمی کرد و ماننداجداد پاک سیرت و پرغیرتش غیرتمندانه می زیست .

او بی وقفه با هرانحرافی که کیان اسلام وامت اسلامی را به خطر می انداخت . به شدت مبارزه می کرد.از آنان نبود که ناهنجاریها و خلافها را ببیند و سر در لاک خود فرو برد و منتظر بماند که مصلح بزرگ ( عج ) قدم ب رعرصه بگذارد و جامعه را از ناپاکیها بپیراید:

من از آنها نیستم که اگر حکمی کردم بنشینم و چرت بزنم من دنبالش راه می افتم .اگر خدای نخواسته یک وقتی دیدم مصلحت اسلام اقتضا می کند که حرفی بزنم می زنم و دنبالش راه می افتم و بحمدالله تعالی از هیچ چیز نمی ترسم والله تا حالا نترسیده ام .26

امام به خاطراعتراض بی جای جبهه ملی به لایحه قصاص اسلامی چنان به سر آنان نهیب زد که برای همیشه از صحنه فریبکاری و مردم فریبی دورشان ساخت . غیرت دینی او باعث شد در جریان سلمان رشدی چنان برآشوید که سردمداران کفر واستکبار را ناچار به پوزش نماید. عرق دینی محرک اصلی امام در حوادث گوناگون بود. جز عرق دینی و مذهبی انگیزه ای دیگر نداشت .

آیه الله العظمی اراکی دراین زمینه می فرمایند:

این مرد دینی است . سرتا پا حاضراست حتی برای کشته شدن هم حاضر است ....

همین کتاب[ کشف الاسرار] را که نوشت از عرق دیانتی اش بود... قسم می شود خورد به : واللفه که این مرد نیک نفس ... هیچ غرضی دراو جز 27ترویج دین نیست .

در روایت می خوانیم که :
ان الله تعالی یحب من عباده الغیور28.

خداوند متعال بندگان غیرتمند خود را دوست دارد.

امام بنده محبوب خداوند بود که ابراهیم وارد آتش کین ابرقدرتها سوخت ولی شعار (و تاالله لاکیدن اصنامکم) ابراهیم را در قول و عمل به نمایش گذاشت و لرزه براندام همه بت پرستان قرن افکند. در تاریخ زندگی پربار خویش این کلمات صریح و زیبای غیرت آفرین را نگاشت :

من به صراحت می گویم : ملی گراهااگر بودند براحتی در مشکلات و سختیها و تنگناها دست ذلت و سازش به طرف دشمن دراز می کردند. و برای این که خود رااز فشارهای روزمره سیاسی برهانند همه کاسه های صبر و مقاومت را یکجا می شکستند و به همه میثاقها و تعهدات ملی و میهنی ادعایی خود پشت پا می زدند. کسی تصور نکند که ما راه سازش با جهانخوران را نمی دانیم ولی هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند... آن چیزی که در سرنوشت روحانیت واقعی نیست سازش و تسلیم شدن در برابر کفر و شرک است اگر بند بنداستخوانهایمان را جدا سازند اگر سرمان را بالای دار برنداگر زنده زنده در شعله های آتشمان بسوزاننداگر زن و فرزندان و هستی مان را در جلو دیدگانمان به اسارت و غارت برند هرگزامان نامه کفر و شرک راامضا نمی کنیم . 29
سازش ناپذیری

اندیشه دینی در تضاد کامل با تفکر و سلطه گری است . هرگز بین این دو تفاهم و آشتی برقار نمی شود بلکه بقای هر یک در گرو نابودی دیگری است .امام به عنوان برترین مسلمانی که اندیشه اش بر محور جهانبینی توحیدی و تفکر عدالت خواهی شکل یافته بود و بر همان اساس زندگی می کرد هیچ گاه با کفر و ظلم سازش نکرد و همواره کفرستیزی و ستم سوزی را به عنوان یک اصل خدشه ناپذیر در سیاست و مبارزات خود مورد تاکید قرار می داد :

[تا شرک و کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم . ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم ما تصمیم داریم پرچم الااله الاالله را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتراز درآوریم].

او براین عقیده و روشش خدا را گواه می گرفت و می فرمود:

خداوندا! تو می دانی که ما سر سازش با کفر را نداریم . 30 امام نه تنها با کفر و ظلم سازش نداشت بلکه ره گروه و فردی که خلق و خوی آنها را داشت و در عمل هماهنگ آنها حرکت می کرد سر ستیز داشت ازاین روی بر سر مرفهای بی درد سرمایه داران زالوصفت متحجرین و مقدس مابهای احمق و در خط استکبار و... فریاد می کشید و روحانیت اصیل را دشمن سرمایه داران زالوصفت می دانست :

روحانیت متعهد به خون سرمایه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنها سرآشتی نداشته و نخواهد داشت . 31

این ویژگی امام و راه او باعث شد که پیکر ستمگران بلرزد و محرومان و مستضعفان توان بگیرند و نورامید روشنی بخش زندگی تاریک و مایوسشان شود.

او آن روح الله بود که با عصا و ید بیضای موسوی و بیان و فرقان مصطفوی به نجات مظلومان کمربست تخت فرعون های زمان را لرزاند و دل 33مستضعفان را به نورامید روشن ساخت .

اطمینان واعتماد به مردم

در صدسال اخیر مبارزات روحانیت فراز و نشیبهایی داشته است . بسیاری از حرکته در کام اختلافات از پا در آمدند و پا درآمدند و پاره ای دیگر به خنجر کین ازاین روی در دل بسیاری از بزرگان حوزه چراغ اطمینان واعتماد به مردم که همیشه فرا راه مبارزات امیدآفرین و روشنی بخش بوده است بی فروغ گشت .اینان نسبت به ثمردهی هرگونه اقدام و قیامی تردید داشتند. به این گمان که در نیمه راه تنها خواهند ماند و پایگاه اجتماعی موجود را هم از دست خواهند داداز فعالیتهای اجتماعی دست کشیدند و سر در گریبان خویش فرو بردند.امام علی رغم جو حاکم و آیه های یاس که از بام تا شام گوش خیل عظیم طالبان علم خوانده می شد مبارزه را بااعتماد به مردم آغاز کرد.از آغاز تا فرجام در تمام تصمیم گیریها و حرکات خویش نسبت به مردم و همکاری آنان اعتماد واطمینان کامل داشت و براین باور بود که : مردم رفیق نیمه راه نیستند و در راه اسلام ناب وارزشهای معنوی وفا دارند.

امام براساس باوری که داشت همواره به شخصیت مردم حرمت می نهاد و آنان را به عنوان عناصر وارکاواصلی انقلاب و نظام به حساب می آورد. هنگامی که شهید مطهری از ملاقات امام از پاریس برگشته بوداز وی می پرسندامام را چگونه دیدی ایشان در پاسخ می گوید:

چهار تا آمن دیدم : 1. آمن بربه . 2. آمن بهدفه . 3. آمن بسبیله . 4. آمن بقومه .33

امام در پرتو توکل به خدا وایمان به هدف اعتماد کامل به ملت خویش نیز داشت . همواره در گفته ها و نوشته هایش روی کمک و حضور مردم در صحنه های انقلاب واجتماع تکیه می کرد. در سخنرانی تاریخی دوازده بهمن سال 57 در بهشت زهراتکای به مردم را ضامن هشدارها و تهدیدهای خود علیه رژیم طاغوتی دانست

پس از پیروزی انقلاب نیز در بحرانهای سیاسی اقتصادی و تبلیغاتی که دشمنان داخلی و خارجی به وجود می آوردند بر حضور مردم و وفاداری آنان اصرار داشت و به مدد آنان مشکلات را آسان می نمود:

مردم را در همه امور شرکت بدهیم . دولت به تنهایی نمی تواند که این بار بزرگی که الان به دوش این ملت هست بردارد. همان طوری که ملاحظه می کنیداگر چنانچه این شور و شعف ملت و جوانهای عزیز نبود هیچ دولتی نمی توانست مقابله کند بااین قدرتهایی که همه قدرتشان ر قوه شان را پهلوی هم گذاشتند و به ما حمله کردند. بدون این که این ملت همراهی کند ما نمی توانستیم کاری بکنیم . هر چه داریم ازاینهاست و هر چه هست مال اینهاست . دولت عامل اینهاست . قوه قضائیه عامل اینهاست . قوه اجرائیه عامل اینهاست . قوه مقننه عامل اینهاست .ادای تکلیف باید بکنند شرکت بدهند مردم را در همه امور.34

امام بیش از دیگران مردم را شناخته بود. همین اطمینان به مردم اکسیر گرانمایه ای بود که جانمایه حرکت و قیامش را تشکیل می داد. تنها کسی که توانست روحیه یاس و نامیدی مردم را تبدیل به روحیه اعتماد سازدامام بود. به همین جهت با یک دنیا خلوص و صداقت مسؤولان را به جذب و به کارگیری مردم فرا می خواند.

سعی کنید با خدمتتان به مردم این حضور دائم را جاودانه نگهدارید. آنچه انقلاب اسلامی را حفظ کرده حضور مردم در صحنه است . مسئوولین کشور باید قدراین مردم فداکار و همیشه در صحنه را بدانند و خود را برای خدمت به آنان مجهز نمایند. 35

رهبر معظم انقلاب اسلامی ازاین ویژگی امام این گونه یاد می کند:

آن اراده نیرومندی که کوههای عظیم در مقابل او به حساب نمی آمدند همواره در برابر فداکاریه شجاعت واحساسات پاک مردم سر تعظیم فرود می آورد. آن روح بزرگ و کوه ستبر به دفعات در برابر عظمت مردم تکان می خورد و می لرزید. 36 .

نظم وانضباط

در فرهنگ دینی موضوع نظم و برنامه ریزی چه درامور مادی و چه در مسایل معنوی بسیار سفارش شده است . در تجربه تاریخ بشری نیز نظم یکی از مهمترین عوامل موفقیت مردان بزرگ بلکه عامل پیشرفت تمدنها و انسانه به شمار می رود. داشتن برنامه و نظم دقت در رفتار و منش سنجیده اساس زندگی است و غفلت از آن زندگی را خواهد فشرد. علی ( ع ) در آخرین لحظات زندگیش فرمود:
اوصیکما و جمع ولدی واهلی و من بلغه کتابی بتقوی الله و نظم

سفارش می کنم شما (حسن و حسین ) و همه فرزندانم و کسانم را و کسی که نامه من به او برسد به تقوا و نظم در کارها.

دراهمیت وارزش نظم همین بس که حضرت پس از سفارش به تقوا و پاکی آن را در درچه اول ازارزشها قرار داده است . در جای دیگر خطاب به مومنان می فرماید: ساعات و لحظات زندگی خود را به گونه ای تنظیم کنید که در کنار عبادت و مناجات و کسب معاش و تامین زندگی به تفریح و نشاط جسمی نیز برسید 38 .امام الگوی جامع و کاملی بود که براثر نظم وانضباطی که در سراسر عمرش برقرار ساخته بود به بسیاری از موفقیتهای منحصر به فرد دست یافت .او در رعایت نظم در همه مراحل زندگی وامور روزمره حساس بود .

یکی از شاگردان آن بزرگوار می گوید:

یک صبح هم که در مسجد شیخ انصاری مشغول تدریس بودند متوجه شدند که پس از چند دقیقه از آغاز درس چند نفری از فضلا و شاگردان یکی پیس از دیگری وارد می شوند.امام (ره ) آن طور که به خاطر دارم مقداری در مود نظم واستفاده از فرصتها و وقتها صحبت کردند واز این که اهل علم و طلاب بی نظم و بی حساب باشند و مثلا در درس که بناست شرکت کنند چند دقیقه دیرتر حاضر شوند سخت انتقاد نموده و هشدار دادند. 39

در مسایل خانوادگی و اشتغالات علمی چه در دوران تبعید و زندان و چه در دوران رهبری و اداره جامعه نظم دقیقی بر کارهای ایشان حکم فرما بود به گونه ای که خواندن روزنامه پذیرفتن مقامات و مسئوولین مملکتی انجام عبادات مستحبی خواندن دعا و قرائت قرآن همه و همه در وقت خاص خودش انجام می گرفت . یکی از بستگان نزدیک امام ! درباره نظم ایشان می گوید:

... تمام کارهایشان از نظم خاصی برخوردار بود. بعداز چند روز که آن جا ماندم متوجه شدم که در هر ساعت چه برنامه هایی دارند حتی وقتی به ایشان نگاه می کردم می دانستم که ساعت چنداست . گاهی از خانم درباره برنامه روزانه آقا می پرسیدم می گفتن: [ اگر برنامه یک روز آقا را بگویم شما می توانید آن را در 360 روز ضرب کنید]. چون دقیقا روی نظم و برنامه عمل می کردند. به من هم توصیه زیادی در مورد نظم و برنامه ریزی داشتند. 40

زهد و وارستگی

مهمترین مانع کمال آدمی وابستگی و دلبستگی او به دنیاست .این حالت اگر بر روح انسان حاکم گردد تمام ارزشها را تحت الشعاع قرار می دهد واز فروغ آنها می کاهد. برای رهایی از جلوه های فریبنده دنیا و مظاهر مادی راهی بهتراز[ زهد و ساده زیستی] نیست .

زاهد با بی رغبتی به دنی آزاده ای است که بی تکلف زیسته و بدون تعلق راه زندگی را می پوید.

زاهد پاک سیرتی است که بر بلندای معرفت دست می یازد و بااندیشه پرفروغش حیات چند روزه زندگی رااز زاویه اصلی آن می نگرد زاویه ای که از دید خاکیان و دلدادگان به دنیا پنهان است .

از ویژگیهای دوستان خدا ( اولیاالله ) آن است که به درون دنیا می نگرند آن گاه که مردم برون آن را می بینند و به فردای خویش می پردازند و یا خود را سرگرم امروز ساخته اند. دون همتان به زرق و برقهای دنیا دل بسته اند و درانبوه ظلمتهای غفلت و تشریفات زندگی و آزمندیهای آن غرق و سرگرداننداما وارستگان زاهداز قید مطامع موهوم گریخته و با صفای قناعت و ساده زیستی روحی سرشاراز معنویت را به دست آورده اند. امام خمینی از برجسته ترین چهره های زاهد و وارسته زمان بود. آن چنان در جاذبه معنویات قرار گرفته بود و به ملکوت عالم نزدیک شده و حقیقت و باطن دنیا را یافته بود که ذره ای به تعلقات و مادیات آلوده نگشت واز هر چه رنگ تعلق می گرفت آزاد بود.

امام نه تنها چنین می اندیشید واز دنیا و مظاهرش گریز داشت بلکه در عمل و زندگی معیشتی نیز در همین راستا حرکت می کرد چه آنان زمان که در نجف و در حالت غربت و تبعید بود و چه آن روز که جلودار و رهبرانقلاب هیچ گونه تغییری در خوراک پوشاک مسکن و رفت و آمد ساده وی پدید نیامد. زندگی ساده او در تمام عمرش گواه صادقی بر روح بزرگ و زاهدانه اوست :

زندگی زاهدانه وی در نجف و عدم استفاده از وسائل خنگ کننده در آن هوای گرم و فوق طاقت و عدم مسافرت به مناطق خوش آب و هو دقت در مصارف رومره فرش و لوازم منزل لباس و صورت دارائی که طبق قانون اساسی به رئیس دیوانعالی کشور در آغاز زمامداری ارائه دادند و لیستی که پس ازرحلت آن عزیزاز دارائی ایشان تهیه شد همه و همه حکایت از زیستی زاهدانه می کند. حتی در جریانهای انقلاب نیز تا آن جا که به اوارتباط داشت از تجملات و تشریفات منع می کرد. هنگامی که کمیته استقبال در صدداستقبال با شکوه و با تشریفات ازایشان بود فرمود:

مگر می خواهند کوروش را واردایران کنند؟ یک طلبه ازایران خارج شده و همان طلبه به ایران باز می گردد. من می خواهم همراه امتم باشم و پایمال شوم . 41

امام نه تنها خود زاهد و ساده زیست بود بلکه به اهل علم و مدیران کشور نیز همواره سفارش میکرد که گرفتار آفت تجمل و تشریفات نگردند:

من اکثر موفقیتهای روحانیت و نفوذ آنان را در جوامع اسلامی در ارزش علمی و زهد آنان می دانم . وامروز هم این ارزش نه تنها نباید به فراموشی سپرده شود که باید بیشتراز گذشته به آن پرداخت . هیچ چیزی به زشتی دنیاگرایی روحانیت نیست و هیچ وسیله هم نمی تواند بدتراز دنیاگرایی روحانیت را آلوده کند. 42

تعبد و توسل

یکی ازاسباب مهم موفقیت انسان مسلمان توجه به ادعیه و توسل به ائمه اطهار( ع )است . توسلات انسان را در تحصیل علم کسب اخلاص و تهذیب نفس کمک شایانی است . توسلات انسان را دراین زمینه نیز دراوج بود. آنچه روح او را آرامش می داد واو را برای رهبری انقلاب و تحمل حوادث بسیار شگرف و شکننده آماده می ساخت همان حالات خوش دعا و توسل بود.

خلوتهای عارفانه و عاشقانه تهجد و شب زنده داریهانجام نوافل شبانه روزی و راز و نیازهای سحرگاهی او هرگز ترک نشد.

مرحوم شهید مطهری می نویسد:

این مردی که روزها می نشیند واین اعلامیه های آتشین را می دهد سحرهاقل یک ساعت با خدای خودش راز و نیاز می کند. و آن چنان اشکهایی می ریزد که باورش مشکل است .این مردم درست نمونه علی ( ع )است . درباره علی ( ع ) گفته اند:

[در میدان جنگ به روی دشمن لبخند می زد و در محراب عبادت از شدت زاری بی هوش می شد]. و ما نمونه آن را دراین مردم می بینیم43.

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ

از یمن دعای شب و ورد سحری بود

امام فانی فی الله بود. فریاد جانش را در مناجات شعبانیه یافته و براین آهنگ دل داده بود. تمام لحظات در محضر خداوند می زیست واین حضور رااحساس می کرد. دائم در حال ذکر و دعا بوداما هرگز تظاهر به آن می کرد و به قول آن عارف :

ذکر سه وجه است : ذکری است که به زبان و دل از آن غافل این ذکر عادت بود. و ذکری به زبان و دل حاضراین ذکر طلب ثواب بود. و ذکری است دل را بگرداند و زبان را گنگ کند. قدر این ذکر کسی نداند جز خدای تعالی . 44

خدا را با زبان پاک می خواند با زبانی که معصیت او را نکرده و باعث خشنودی او گشته بود. ذکر و زیارت و تلاوت و زمزمه عاشقانه رفیق او بود. روزه های طاقت فرسا در گرمای نجف و نوافل شبانه روزی صیقل جانش بود. تا نماز را با نوافل نمی خواندافطار نمی کرد. هرگز زیارت مولایش امیرالمومنین ( ع ) را وقتی در نجف می زیست قطع نکرد. هیچ گاه طلوع فجر چشم او را خفته نیافت .

جالب این که این حالات و عبادات هرگزاو رااز مسایل سیاسی و اجتماعی باز نداشت !
اخلاص و خدامحوری

معیار سنجش وارزیابی تمامی اعمال و رفتار آدمی به انگیزه و نیت اوست . خوبی و بدی کارها بستگی به خاستگاه آنها دارد:
الاعمال ثمارالنیات 45

النیه اساس العمل 46 در روز واپسین نیزانسانها براساس انگیزه و نیاتشان برانگیخته می شوند.اگر نیت پاک و خالص باشد عمل دارای ملاک ارزشی خواهد بود. خلوص واخلاص به مثابه روح در پیکراعمال است که به اعمال شادابی و جهت می بخشد. در روزگار م امام خمینی مظهر و مصداق روشن و درخشنده این صافی و شاکی بود. درون رااز شائبه غیرخدایی پیراسته بود تمام کنشهای نفسانی را کنار زده بود نیت خالصش را چون گوهری صاف و شفاف پاس می داشت .انگیزه های خود را با هوا هوس نام و آوازه خودنمایی لذتهای دنیایی توجیهات و باورهای ناصواب آلوده نمی ساخت . بااکسیر خلوص ماهیت دانش و کردار خود را دگرگون می کرد. هیچ گاه رضای مخلوق را بر رضای خالق مقدم نداشت . در کردار و گفتارش اخلاص را سرلوحه قرار داد و همواره بدان سفارش می کرد :

سعی کنید که انگیزه هانگیزه های الهی باشد. سعی کنید به مردم خودتان هر کجا هستند به کشورهای خودتان هر جا که هستند تزریق کنید که انگیزه هایشان الهی باشد. 47

برای شناخت امام پیش از هر چیز بایداو را در تجلی گاه مخلصین جستجو کرد.اوانسان کاملی بود که خلوص را غایت کامل و نهایت آمال می دانست . 48

سرتاسر زندگی و تمام حرکتهای کوچک و بزرگ او با نام و یاد خدا شکل گرفت .او به جز رضای محبوب به چیزی نمی اندیشید. نمازی که در جماران به همراه روسای جمهور و سران چند کشورادا نمود با نمازی که در بیانهای عراق و مرز کویت خواند و نمازی که آخر عمر در بیمارستان انجام داد یکسان بود. رهبر معظم انقلاب اسلامی این بعداز شخصیت امام رااین گونه ترسیم می کنند.

بزرگترین ستایش برای رهبر عزیز ماهمین است که او را[ عبدالله] یعنی بنده خدا و تسلیم اراده پروردگار... یاد کنیم49 ..

امام در نخستین گام مبارزه واولین اعلامیه ای که صادر کرد آیه شریفه ذیل را تابلوی راه و روش خود قرار داد:
انمااعظکم بواحده ان تقوموالله مثنی و فرادی .50

بگو: تنها پند من این است که برای خدا قیام کنید.

محور واساس نیزانقلاب را به پیروزی رساند و رهبری کرد. بر همین آشنایانی که سالها بااو زندگی کرده و در صحنه های گوناگون او را آزموده اند همه و همه براین باورند که امام در تمام زندگیش ذره ای ریا وجود نداشت و قدمی برای مطرح کردن خود بر نداشت :

خدا گواه است من برای رسیدن به مرجعیت حتی یک قدم بر نداشته ام ولی اگر به سراغم بیایداز پذیرفتن آن باکی ندارم . 51

آری اخلاص امام به جایی رسیده بود که از تملق و چاپلوسی به شدت جلوگیری می کرد و می فرمود:

من راضی نیستم کسانی را که به من علاقه مند هستند علاقه شان از قلب تجاوز نماید و آن راابراز نمایند. هر کسی به من علاقه دارد بگذارد در همان محدوده قلب بماند. کسی برای ریاست من حتی یک وجب هم قدم برندارد. 52

در تمام عمرش هیچ گاه دیده و یا شنیده نشده که کلمه ای را بر زبان آورد که نشانه تظاهر به دانش و معنویت باشد.از رفتاری که جلب توجه عوام کند بیزار بود. همواره خود را شرمنده و خدمتگزار مردم می دانست :

هنگامی که ماجرای 15 خرداد را برای ایشان نقل کردند شب همان روزامام پس از برخاستن برای نماز به من فرمودند: آقا محمود! من برای مردم کاری نکردم تکلیف من خیلی سنگین شد. مردم چرااین جور کردند برای من من که برای مردم کاری نکردم . 53

احترام به عالمان راستین

عالمان وارسته و صالح در فرهنگ دین از منزلت و عظمت والایی برخوردارند:
یرفع الله الذین آمنوا منکم والذین اوتوالعلم درجات . 54

خدا جایگاه کسانی از شما را که ایمان آوردند و به دانش دست یافتند چندین درجه بالا برده است .

نگریستن به چهره عالم عبادت 55 وانسان دانش پژو محبوب خداونداست 56 . علی ( ع ) پاس حرمت عالمان را همسان احترام به پروردگار می شمرد:

من وقر عالما فقد وقر ربه .57

در فرهنگ دین دیداراهل دانش برترین عبادت وارزشمندتراز تلاوت قرآن و برگزاری نمازهای مستحبی به شمار آمده است 0 58

این همه تکریم واحترام نسبت به عالمان در فرهنگ دین بدین جهت است که آنان انسانهای متعهد راهنمای مردم مخالف بدعته پاسدار اندیشه های ناب طرفدار حقوق محرومان روشن کننده چراغ امید در دل آنان و... هستند وگرنه این همه تکریم برای کسانی نیست که از تعهد و مسوولیت بهره ای نبرده اند. کسی که اندک آشنایی با تاریخ حوزه های داشته باشد می داند: تنها عالمان الهی بوده اند که از میان مردم برخاسته اند و همراه آنان زندگی کرده اند و در غم و شادی شریک آنان بوده اند و هر جا خطر و دشواری بوده است خود را سپر بلا نموده واز شرافت و عزت مردم دفاع کرده اند.اینها و صدها ویژگی دیگر زمینه تجلیل و تکریم از علمای صالح و راستین را فراهم نموده است .

امام خمینی در پرتواین فرهنگ و به پاس چنین خدماتی در سراسر عمر پر برکت خویش همواره براحترام و تکریم عالمان متعهد و دین باور تاکید می ورزید و ضمن بر شمردن امتیازات آنان از مقام و منزلتشان به بزرگی و عظمت یاد می کرد:

تردیدی نیست که حوزه های علمیه و علمای متعهد در طول تاریخ اسلام و تشیع مهمترین پایگاه محکم اسلام در برابر حملات وانحرافات و کجرویه بوده اند. ...صدها سال است که روحانیت اسلام تکیه گاه محرومان بوده است و همیشه مستضعفان از کوثر زلال معرفت فقهای بزرگوار سیراب شده اند... علمای اصیل اسلام هرگز زیربار سرمایه داران و پول پرستان و خوانین نرفته اند و همواره این شرافت برای خود حفظ کرده اند... آنهابا زهد و تقوا و ریاضت درس خوانده اند... و هرگز زیربار منت و ذلت نرفته اند... به هر حال خصوصیات بزرگی چون قناعت و شجاعت و صبر و زهد و طلب علم و عدم وابستگی به قدرتها و مهمتراز همه احساس مسئوولیت در برابر توده ها روحانیت را زنده و پایدار و محبوب ساخته است . 59

امام در همه مراحل زندگی از دوران تدریس گرفته تا زمان مرجعیت و رهبری امت اسلامی همواره براین اصل ارزشی پافشاری داشتند و به هیچ وجه اجازه نمی دادند که نسبت به بزرگان دین و علمای راستین کوچکترین اهانت و توهینی به عمل آید.

یک روز مرحوم حاج آقا مصطفی پیام آوردند که آقا فرمودند: شنیده ام دراین جا منزل برخی غیبت واهانت به علما می کنند. بنده راضی نیستم کسی دراین خانه غیبت یا به کسی اهانت کند. 60

امام تنها یک معلم و مدرس نبود که فقط به رشد فکری شاگردان بیندیشد بلکه همراه درس و بحث به سازندگی واخلاق طلاب عنایت ویژه داشت و به آنان گوشزد می نمود که به وسیله احترام به بزرگان اسباب توفیق خود را فراخن سازند:

آقایان باید خیلی مواظب خرده کاریها باشند. خیلی مواظب الفاظشان باشند مبادا خدای ناکرده به واسطه کلمه ای سلب توفیق از آنها شود یااز زمره محصلین واقعی خارج گردند و یااز طریق الهی و صراط مستقیم بیرون روند. 61

کاملا مراقب بود که به حریم بزرگان حوزه و مراجع توهین و یا انتقادی صورت نپذیرد. وقتی احساس می کند یکی از طلبه ها نسبت به محروم آیه الله بروجردی ایرادهایی دارداو را به گوشه ای فرا می خواند و می فرماید:

شک نکنید درباره ایشان : راجع به اعلمیت آقای بروجردی و تقوای آقای بروجردی .62

امام راحل به همان نسبت که از علمای اصیل و شایسته تمجید و تعریف می کرد و پاس حرمت آنان را می داشت نسبت به علمای سوء و نالایقی که نان دین می خورند و با نام حوزه و روحانیت زندگی می کنند ولی درد دین ندارند واحیانا سنگ اندازی و کارشکنی نیز می کنند می فرمود:

البته این بدان معنی نیست که مااز همه روحانیون دفاع کنیم چرا که روحانیون وابسته و مقدس و مقدس نما و تحجرگرا هم کم نبودند و نیستند...امروز عده ای با ژست تقدس مابی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می زنند که گویی وظیفه ای غیرازاین ندارند... ضربات روحانیت ناآگاه و آگاه وابسته به مراتب کاری ترازاغیار بوده و هست ... خون دلی که پدر پیرتان ازاین دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختیهای دیگران نخورده است ... تنها راه حل مبارزه و ایثار و خود بود که خداوند وسیله اش را آماده نمود. علما و روحانیت متعهد سینه را برای مقابله با هر تیر زهرآگینی که بر طرف اسلام شلیک می شد آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند... 63
بصیرت و دوراندیشی

در منابع دینی با تعبیرهای گوناگون ازاین صفت ارزشمند یاد شده است . گاهی از آن به عنوان[ تفقه در دین] نام برده شده که یک نوع درست فهمی و ژرف نگری همه جانبه و فراگیر نسبت به مجموعه دین است و گاهی نیز به عنوان[ فرقان] و وسیله تشخیص حق از باطل .

قرآن عامل پیدایش این صفت برجسته را تقوا و وارستگی شمرده است :
ان تتقواالله یجعل لکم فرقانا. 64

اگر تقوا پیشه سازید واز خدا بترسید برای شما وسیله ای برای جدایی حق باطل قرار می دهد.

بالاخره از فرهنگ دینی چنین به دست می آید که بصیرت روشن بینی تیزهوشی هوشیاری کیاست فراست حزم دوراندیشی و...از ویژگیهای مومنان راستین وانسان دارای این ویژگی ازارزشی بالا وارجمند برخورداراست . علی ( ع ) می فرماید:
عبادالله ان من احب عبادالله الیه عبدالله نظر فابصر... قدابصر

بندگان خدا! همانا محبوبترین بنده خداوند بنده ای است که ... دیده و نیک نظر کرده ... راه خود را به چشم دل دید و آن را که خاص اوست رفت (به چپ و راست ننگرید) نشانه راهش را شناخت و خود را در گردابهای گمراهی غرقه نساخت .

این ویژگی برای مومنان فضیلت وارزش و برای رهبران و راهنمایان وظیفه و شرط موفقیت است :
قل هذه سبیلی ادعوالی الله علی بصیره انا و من اتبعنی66.

بگواین راه من است که من و پیروانم با بصیرت کامل همه مردم را به سوی خدا دعوت می کنم .این آیه نشان می دهد که[ رهبر] باید دارای بصیرت و آگاهی کافی باشد و گرنه دعوتش به سوی حق نخواهد بود.

علی ( ع ) می فرماید:
ان معی لبصیرتی مالبست علی نفسی ولا لبس علی . 67

همانا بصیرت و حقیقت بینی من با من همراه است . نه حق رااز خودم پوشیده داشته ام و نه بر من پوشیده بوده است .

اصول یکی از راههای شناخت رهبران راستین از رهبران دروغین در این است که گروه اول برنامه واهداف خود را با صراحت و روشنی اعلام می دارند تا رهروان با بصیرت و شناخت دقیق راه راانتخاب کنند ولی رهبران دروغین برای سرپوش نهادن روی کارهای خود همواره در پرده ابهام سخن می گویند و دنبال برنامه های چند پهلو می روند. مردان الهی و پیشوایان راستین کسانی هستند که دیده انی امت را همراه با عقل و درایت به عهده دارند و با دوراندیشی و آینده نگری مسایل را پی می گیرند. به حوادث و وقایع چنان که هست می نگرندازاین روی هیچ گاه لغزشها واشتباهات آنان را غافلگیر نمی سازد چرا که :
العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس

امام خمینی یکی از برجسته ترین انسانهای تاریخ اسلام بود که به برکت خودسازی و تقوی به مقام بصیرت و فرقان (تیزهوشی و درست فهمی ) دست یافته بود واز دریچه بصیرت و حمت ازافق بالا و برتر به مسایل و حوادث می نگریست . به این جهت در تصمیم گیریها و موضع گیریهایش موفقترین و سودمندترین شیوه را برگزید وازاشتباه و دوباره کاری جلوگیری کرد. رهبر معظم انقلاب حضرت آیه الله خامنه ای این بعداز شخصیت امام رااین گونه ترسیم می کند:

امام خمینی مردی حکیم دقیق و برخورداراز ذهنیتی بالا که قادر به پیش بینی بسیاری از وقایع بودند.اعتقاد داشتند که از آغاز نهضت دست هدایتگر خداوندانقلاب واسلام را پیش می برده است . 68

ژرف نگریهای امام در برابر سیاستهای رژیم ستمشاهی وانگشت گذاشتن روی نقطه های ضعف آن بر همگان روشن است . برخورد مناسب و درست امام با جریانات گوناگون از جمله منافقین حتی قبل از پیروزی انقلاب آن گاه که هنوز به طور کامل در لجنزار عفن خودخواهیها و خودمحوریها فرو نرفته بودند واز پشت امت مسلمانان را با خنجر کین مورد حمله قرار نداده بودند و بسیاری از مبارزان مهر تایید بر کارنامه آنان می زدندامام با هوشیاری خاص پرده ازالتقاط این گروه برداشت و دست رد به سینه آن زد.

همچنین موضع آگاهانه او در برابر مسایل گوناگون جنگ و پس از آن در قبول قطعنامه و برخورد به موقع با تحولات شرق همه و همه گواه بر بصیرت آن مرد بصیر بود.

آنچه نوشتیم برخاسته از تتبع کافی و وافی در زوایای زندگی آن فرزانه نیست بلکه نمی است از یم .
پاورقی ها:

1. روزنامه جمهوری اسلامی خرداد 1368.

2. مقدمه مکارم الاخلاق طبرسی .

3. بحارالانوار ج 97.92.

4. همان مدرک ج 78.309.

5. وسایل الشیعه ج 6.309.

6. صحیفه نور ج 1.109.

7. مجله حوزه شماره 37.397 به نقل از رادیو مسکو.

8. وصیتنامه سیاسی الهی امام خمینی .

9.پیک هجران ویژه نامه امام ضمیمه روزنامه رسالت خرداد 69.55.

10. سوره نساء آیه 75.

11. نهج البلاغه خطبه 37.

12. پیام انقلاب شماره 260.21.

13. منشورانقلاب اسلامی ذی حجه 1407.

14. مجله پاسداراسلام شماره 102.

15. همان مدرک .

16. در جستجوی راه از کلام امام ج 1.46.

17. صحیفه نور ج 20.244.

18. مجله پیام انقلاب شماره 260.65.

19. همان مدرک .

20. سوره فتح آیه 29.

21. نهج البلاغه نامه 36.

22. سرگذشتهای ویژه حضرت امام خمینی ج 3.26 ج 1.20.

23. صحیفه نور ج 1.65.

24. همان مدرک .72.

25. پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی 68/04/24.

26. مجله پاسدار اسلام شماره /01/17

27. مجله حوزه شماره 12.

28. نهج الفصاحه .182.

29. صحیفه نور ج 20.243.

30. مجله پیام انقلاب شماره 260.19.

31. حضرت امام 67/12/3.

32. مقام معظم رهبری 68/04/24.

33. پیرامون انقلاب اسلامی شهید مطهری .21.

34. صحیفه نور ج /04/20

35. 64/04/2.

36. 68/04/24 روزنامه جمهوری اسلامی .

37. نهج البلاغه نامه .47.

38. نهج البلاغه حکمت . 390.

39. پیک هجران ویژه نامه حضرت امام .57.

40. مجله زن روز شماره /05/1267

41. سرگذشتهای وی