دانستنیهای قرآن ۲
جرعه ای از زلال وحی
1390/9/4

امام علي (ع)در توصيف قرآن مي‌فرمايد: جعله الله لعطش العلماء،وربيعاً لقوب الفقهاء،ومحاج يطرق الصلحاء؛خدا قرآن را فرونشاننده عطش علمي دانشمندان وباران بهاري براي قلب فقيهان وراه گسترده و وسيع براي صالحان قرار داده است.[1]

رابطه قرآن وسنت پيامبر اعظم (ص)

قرآن مجيد در دامان عصمت باليد ودرسا سار وحي پروريد، ميان قرآن وسنت چنان همراهي وهم سنخي است که به دامان هريک ازآن دودست زدن، سر نهادن بر دامان ديگري است وانکار يکي، کفرديگري. حديث موسوم به ثقلين بهترين بيان وحجت، براين همتايي است وبلکه يکتايي است.در اين سخن ژرف، پيامبر اعظم(ص)چنان پيوندي ميان قرآن وخاندان عصمت وطهارت ترسيم مي‌فرمايند که گسستي درآن تصور نمي رود: اني تارک فيکم الثقلين،کتب الله وعترتي اهل بيتي،فانهما لن يفتر قا حتي يردا علي الحوض.[2] گرچه اين دو گنج گرانبها جدايي بر نمي تابند و در کنار هم عامل هدايت اند، اما مصدريت ومحوريت از آن قرآن است. پيامبر(ص)وامامان معصوم(ع)ميزان سنجش گفتارخويش را قرآن قلمداد کرده وانتساب آنچه را با قرآن نسازد از خود سلب کردند. خطب النبي(ص)بمني: يا ايها الناس ماجاءکم عني يوافق کتاب الله فانا قلته وما جاءکم يخالف کتاب الله فلم اقله.[3]

عن ابي عبدالله (ع)قال: ما لم يوافق من الحديث القرآن فهو زخرف.[4]

با اين همه،تاريخ قرآن وحديث وگذشته آن درد آور است. دربرهه اي از تاريخ، نظريه «حسبنا کتاب الله» غلبه يافت وعترت وسنت کنار نهاده شدند؛ کتابت حديث ممنوع واز خلافت عترت (ع) جلوگيري به عمل آمد واين ضايعه جبران ناپذيري بر جامعه اسلامي بود.

از سوي ديگر برخي تنها حديث رابرگرفته وبه مهجوريت قرآن دامن زدند وتا آنجا پيش رفتند که ظهور قرآن را بدون حديث حجت ندانسته و کناره گيري از قرآن وروي آوردن به حديث را عاقبت به خيري تلقي کردند وتخصص در علوم اسلامي به ويژه فقه بدون فراگيري آيه اي از قرآن ميسور گشت.[5] شکل گيري نحله اي با عنوان اخبار گري حکايت ازاين دارد.

علامه طبا طبايي در تفسير گرانسنگ الميزان پس از نگاهي درد آلود به اين گذشته غم انگيز مي‌گويد: «اهل سنت کتاب را گرفته وعترت را رها ساختند ودر نتيجه قرآن هم کنار نهاده شد، زيرا پيامبر(ص)فرمود: قرآن وعترت جدايي ندارند، شيعيان عترت را گرفته وقرآن را رها کردند واين به ترک عترت انجاميد، زيرا رسول خدا(ص) فرمود: آن دو از يکديگر جدا نمي شوند، از اين رو امت اسلام، قرآن و عترت و کتاب وسنت را رها سا ختند.»[6]

امام خميني(ه) نيز رنج مهجوريت قرآن را چنين بيان کرده اند:«.. تا آنجا که قرآن کريم براي رشد جهانيان و نقطه جمع همه مسلمان ها بلکه عايله بشري، از مقام شامخ احديت به کشف تام محمدي (ص)تنزل کرد که بشريت را به آنچه بايد برسند، برساند واين وليده علم الاسماء را از شر شياطين و طاغوت ها رها سازند و جهان را به قسط و عدل رساند وحکومت را به دست اولياء الله معصومين(ع)بسپارد تاآنان به هرکه صلاح بشريت است بسپارند، چنان ازصحنه خارج نمودند که گويي نقشي براي هدايت ندارد.»[7]

اينک که به اجمال از پيشنه ي غم آلود قرآن وسنت سخن رفت وبه همراهي حديث و قرآن تأکيد شد اين پرسش رخ مي‌نمايد که حديث در کنار قرآن چه نقشي دارد؟ چرا که از يک سو قرآن خود را نور معرفي کرده ودر پرتوي افشاني به غير نيازمند نيست.[8]

واز سوي ديگر تبيان است[9] واز روشن گري جزخود بي نياز، واز سوي ديگر جامع است؛ لا رطب ولا يابس الا في کتاب مبين (انعام،6/59)، پس قرآن نه امري را فرو گذار کرده که به حديث نياز باشد ونه در بيانش اجمال وابهام است که روشن گري بطلبد.

علامه طباطبايي در مقدمه تفسير الميزان بر بي نيازي قرآن از غيرخود تأکيد ورزيده است[10] و درکتاب «قرآن دراسلام» با اين پرسش به طور جدي مواجه شده واينگونه پاسخ فرموده است: آنچه گفته شد منافات ندارد با اينکه پيغمبر(ص)وائمه اهل البيت(ع) عهده داربيان جزئيات قوانين وتفاصيل احکام شريعت که از ظواهر قرآن مجيد بدست مي‌آيد، بو ده اند وهم چنين سمت معلمي معارف کتاب راداشته اند ،چنان که از آيات ذيل در مي‌آيد:

وانزلنا اليک الذکر لتبين للناس ما نزل اليهم ( نحل،16/44)

وما آتاکم الرسول فخذوه ومانهاکم عنه فا نتهوا ( حشر،59/7)

وما ارسلنا من رسول الا ليطاع باذن الله (نساء،4/64)

وهوالذي بعث في الاميين رسولاً منهم يتلو عليهم آياته ويزکيهم ويعلمهم الکتاب والحکمة ( جمعه،62/2)

به موجب اين آيات، پيغمبر اکرم(ص) مبين جزئيات و تفاصيل شريعت ومعلم الهي قرآن مجيد مي‌باشد وبه موجب حديث ثقلين، پيغمبر(ص) ائمه اهل البيت را درسمت‌هاي نام برده جانشينان خود قرارداده است واين مطلب منافات ندارد با اينکه ديگران نيز با اعمال سليقه اي که از معلمين حقيقي ياد گرفته اند مراد قرآن مجيد را ازظواهرآياتش بفهمند.[11]

علامه طباطبايي درادامه چنين نتيجه گيري مي‌نمايد: «نتيجه اين دو مقدمه اين است که در قرآن مجيد برخي از آيات با برخي ديگر تفسير مي‌شود وموقعيت پيغمبر اکرم(ص)واهل بيت او در برابر قرآن، موقعيت معلمين معصومي مي‌باشد که درتعليم خود هر گز خطا نکنند و قهراً تفسيري که آنان کنند با تفسيري که واقعاً از انضمام به همديگر به دست مي‌آيد مخالف نخواهد بود.»[12]

بنا براين، وحي مهمترين و ارزنده ترين گوهرآسماني است بردامن زمينيان و آنگاه که اين عروس قدسي به زيورسنت آراسته گردد، دلربا ترين جلوه حق خواهد شد. قرآن را بايد آنگونه خواند و فهميد ودريافت که معصومين(ع)مي خواندند و مي‌فهميدند ودرمي يافتند.

قرآن بخوان

آنگاه که درون خويش را از خود تهي يافتي و بيرون را خالي از خدا... قرآن بخوان

آنگاه که غرور وجودت راگرفت وتفاخر شعورت را، ذلت خويش را عزت ونخوت خويش را همت يافتي...قرآن بخوان

آنگاه که گذشته را حسرت و حال را عسرت و آينده را حيرت احساس کردي، شب قدر را به ياد آور وآنگاه ...قرآن بخوان

آنگاه که در دل سياه شب ودر اعماق تاريک ظلمت، در جستجوي نور وروشني، ره پويي ودر آرزوي صبح وسپيدي، افق را به اميد نظاره فلق مي‌نگري تا شايد طلوع فجر را در نيمه شب تما شا کني...قرآن بخوان

اعجاز عددي قرآن

1-کلمه دنيا وآخرت

لفظ دنيا در قرآن 115 بار به کار رفته و کلمه آخرت نيز عيناً 115 بار در قرآن آمده است.

2- واژه يوم

واژه يوم(روز) با ساير موارد 365 بار در قرآن آمده که درست به تعداد روزهاي سال(شمسي) است و نيز واژه يوم به صورت جمع يعني«ايام» ومثني (دو روز) واياماً، جمعاً 30 بار که به اندازه روزهاي ماه مي‌باشد در قرآن آمده است.

3- واژه حيات مرگ

کلمه حيات و مشتقاتش درآنجا که ويژه انسان به شمار مي‌رود 145 بار در قرآن آمده است ودرست به همين اندازه واژه مرگ ومشتقاتش در قرآن به کار رفته است.[13]

سلوک قرآني

1- جهاد اکبر

بند هايي که انسان را اسير مي‌کند، هميشه بيروني نيست. همانگونه که دشمنان خطرناک هم هميشه برون مرزي نيستند. قرآن کريم«نفس اماره» را دشمني مي‌شناسد که هم بايد دشمنش دانست و هم بايد خود را از خطراتش حفظ کرد وبايد به دفع تهاجماتش پرداخت. آن هم بدترين وسخت ترين دشمن:

ان النفس لامارة بالسوء (يوسف،12/53)،نفس آدمي حريص وطماع است ورستگار کسي است که حريف آزمندي خويشتن شود. ومن يوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون (حشر،59/9)

آنچه انسان را آزاد مي‌سازد، رهايي از دام حرص وکمند دست و پا گير آز و حسد است وعبادت تمريني براي تسلط بر خويشتن ومهار نفسانيات است. تقوا نيز نيرومند ترين اهرم کنترل نفس اماره است وانسان را ازسقوط در دامن تباهي وآلودگي ها نگه مي‌دارد.قرآن مجيد، با يادآوري وضعيت انسان نسبت به خدا و جايگاه پرودگاردرعالم، به مقابله با تمنيات و شهوات«نفس» فرا مي‌خواند: واما من خاف مقام ربه ونهي النفس عن الهوي فان الجنة هي المأوي(نازعات،79/ 40 -41)

مهار سرکشي‌هاي نفس که با تقوا ميسراست در توصيه‌هاي ديني با عنوان«جهاد اکبر»مطرح شده است وبدون شک رسيدن به قلمرو حيات طيبه درسايه ي گذرازاين سيم خاداراست.

2- همنشيني با نيکان

آينه ي روح انسان از ديگران صورت وسيرت مي‌پذيرد. زندگي هم مجموعه اي از رابطه ها،آشنايي ها ورفاقت ها است.از اين رو نياز به همراه وجود دارد. نقش همراه و همنشين نيزدرانسان،رفتار و کردار او روشن است. قرآن از حسرت انسان هايي ياد مي‌کند که راه خود را از پيامبران جدا کردند ودوستي با رسول خدا را کنار گذاشتند وبا بدان رفاقت کردند: يا ليتني اتخذت مع الرسول سبيلاً يا ويلتي ليتني لم اتخذ فلاناً خليلاً (فرقان،25/ 27-28)

زمينه ي اين حسرت اخروي، دردوست گزيني‌هاي نسنجيده ي همين دنيا فراهم مي‌شود. توصيه ي قرآن کريم اين است که باصادقان باشيد: وکونو مع الصادقين (توبه،9/ 119) ،والگوي شايسته را پيامبر اکرم(ص)وحضرت ابراهيم معرفي مي‌کند.[14]

آرزوي اهل ايمان و دعاي متعالي و خواسته ي قلبي آنان اين است که با «ابرار» باشند چه دردنيا وچه در آخرت. حتي دعا مي‌کنند که با نيکان بميرند ومحشور شوند: توفنا مع الابرار (آل عمران،3/ 193) تربيت قرآني بر مبناي اسوه گيري ازبهترين انسانها ست. وقتي تا اين حد سعادت و شقاوت افراد بستگي به معاشران و همراهان وهمنشينان دارد، پس انتخاب دوست،شريک،هم درس،معلم،هم اتاق وهمسفر بسيارمهم است.

معما‌هاي قرآني

1- سوره اي که حرف «فا»در آن بکار نرفته است؟

جواب: سوره مبارکه حمد.

2- سوره اي در قرآن که درتمام آياتش لفظ جلاله «الله» تکرارشده است؟

جواب: سوره مبارکه مجادله.

3- سوره اي در قرآن، همتاي قرآن عظيم قرار گرفته است؟

جواب: سوره مبارکه حمد.[15]

اخبار قرآني

1-احداث بزرگترين مؤسسه قرآني در عربستان

ملک عبدالله بن عبدالعزيز،پادشاه عربستان از تخصيص زميني به مساحت27663مترمربع جهت احداث بزرگترين مؤسسه حفظ قرآن کريم درعربستان خبر داد. به گزارش خبر گزاري قرآني ايران (ايکنا) به نقل از شبکه«المعلومات العربيه»احمد بن موسي السهيلي رئيس بزگترين مؤسسه خيريه حفظ قرآن کريم ضمن اعلام اين خبر گفت: اين مؤسسه با همکاري چند وزراتخانه احداث خواهد شد. وي افزود: ويژگي مهم اين مؤسسه احداث بخشي جهت حفظ وتدريس قرآن بانوان است. گفتني است بودجه هزينه احداث اين مرکز16 ميليون ريال سعودي تخمين زده شده است.[16]

2- اشعار مولانا بر مبناي علوم قرآني وداده‌هاي آسماني سروده شده است

مولانا پرورش يافته ي مکتب قرآني ومفاهيم آسماني است؛ چراکه اين مفاهيم درادبيات اشعار مولانا به اوج شکوفايي رسيده است. حبيب الله نبوي نويسنده وپژوهشگرادبي در گفتگو با خبرگزاري قرآني ايران(ايکنا) اشعار مولانا را ترجمه محتواي آيات قرآن دانست وبا بيان اين مطلب گفت: «مولانا دراشعار خود با مخاطب ارتباطي وجداني ودروني برقرارمي کند وزمينه را براي تقرير آيات قرآن در جاي جاي اشعار خود به گونه اي فراهم مي‌کند که مفهوم وتفسير آيات به زيبايي بيان مي‌شود.» وي با اشاره به توجه دنياي غرب به مفاهيم موجود دراشعار مولانا تصريح کرد: «بشريت مدت ها غرق شگفتي‌هاي صنعتي وتکنولوژي شده بود، اما اکنون دنياي غرب از شگفتي‌هاي زود گذر تکنولوژي عبور کرده است ودر جستجوي منشأ شگفتي‌هاي پايدار است.» اين پژوهشگر با اشاره به اين بيت مولانا؛ از درون خويشتن جو چشمه را تا رهي از منت هر ناسزا

تأکيد کرد: «مغرب زمينيان شگفتي‌هاي مقطعي بسيار پر حجم راتجربه کرده اند، اما روح آنها ارضاء نشده است. بنابراين به مفاهيم معنوي که از درون جان انسان سر چشمه مي‌گيرد، روي آورده اند.»

اين پژوهشگر در پايان تصريح کرد: «مولانا انسان را به کشف هويت راستين وخويشتن خويش دعوت مي‌کند وبه انسان نه به عنوان فعليتي متکثر در بساط عالم بلکه به چشم هويتي واحد که بايد کشف شود مي‌نگرد؛ چرا که انسان در صورت، معني نمي دهد وتنها در مواجهه با عشق و رسيدن به وحدت است که هويت راستين تحقق پيدا مي‌کند.»[17]

پي‌نوشت‌ها


[1]- دشتی، محمد،ترجمه نهج البلاغه، خطبه 198، مؤسسه انتشارات مشهور، قم، چاپ دوم،1379ش

[2]- مجلسی،محمد باقر،بحارالانوار، ج23، ص133، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1403 ق

[3]- الحرالعاملی،محمد بن حسن، وسايل الشيعه ،ج18، ص79، المکتبة الاسلامیة، تهران، 1401ق

[4]- همان،  ص  78

[5]- طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن،ج5، ص79، جامعه مدرسین حوزه علمیه ، قم،1376ش

[6]-  همان ص 298

[7]- امام خمینی، صحیفه نور، ج21، ص170، مؤسسه تنظیم ونشرآثارامام خميني، تهران، چاپ دوم،1375 ش

[8]- سوره نساء،4/ 174

[9]- سوره نحل،16/ 89

[10]- المیزان فی تفسیر القرآن،ج1، ص6

[11]-  طباطبایی،محمد حسین، قرآن در اسلام، ص25-،26، دارالكتب الاسلاميه، تهران ، چ 1353ش

[12]-  همان، ص 60

[13]-  صدری مازندرانی، حسن، پانصد معما ونکته قرآنی، ص95-96، میراث ماندگار،قم ، چاپ  ششم،1385ش

[14]-  سوره ممتحنه،60/3 وسوره احزاب 33/21

[15]- پانصد معما ونکته قرآنی ص17

[16]- سایت اخبار قرآنی ایران(ایکنا:WWW-iKn.ir

[17]- هما ن

درباره ی نویسنده
آقای دکتر عبد المؤمن حکیمی