سبک زندگي منتظرانه، پادزهر سبک زندگي غربي
باورهای دینی
1396/12/4



تحول انسان محور همه جانبه غرب

براي مثال، آنچه در غرب اتفاق افتاده است يک تحوّل همه‌جانبه در زندگي اجتماعي و خصوصي انسان‌ها بر محور ارزش‌هاي بنياديني است که ارزش‌هاي حاکم بر جريان تجدد هستند. اين جريان از ابتدا دنبال تحقق يک سلسله ارزش‌هاي اجتماعي بود و الآن هم براي تحقق همان ارزش‌ها در حال تلاش است. و در همه حوزه‌ها و از جمله حوزه فرهنگ آن را دنبال مي‌کند و تلاش دارد بين مدرنيته فرهنگي و سياسي تفکيک کند و ضعف‌هاي پديد آمده در مسير تجدد (کشتارها، جنگ‌هاي بزرگ جهاني و بحث محيط زيست و امثال اينها) را به حوزه‌ اقتضائات سياسي تجدّد برگرداند تا از نظر فرهنگي تجدد را از نو احيا کند و قرائت جديدي از تجدد داشته باشد و آن را دوباره در زندگي اجتماعي جاري کند.

ارزش‌هايي که تجدد بر محور آن شکل گرفته، انسان‌محور است؛ آزادي‌هاي فردي و اجتماعي انسان به خصوص آزادي از تقيدات معنوي و امثال اين‌هاست. آن‌ها اين ارزش‌ها را مبنا قرار دادند و بر محور آن‌ها فلسفه و دانش و علم و عقلانيت و تکنولوژي و فناوري توليد کردند. انقلاب علمي و صنعتي به وجود آوردند و همه ساختارها و حتي مفاهيمي را که در زندگي اجتماعي جاري است تحت تأثير همان مفاهيم ارزشي بازتوليد کردند.

آثار فرهنگ غرب بر زندگي ما

الآن انسان به هر زاويه‌اي از زواياي زندگي که نگاه مي‌کند، مي‌بينيد به شدت تحت تأثير آن فرهنگ است. الگوي خوراک و پوشاک و مسکن ما به شدت تحت تأثير آن موج جهاني است، نحوه‌ رضايت‌مندي ما از زندگي نيز همين‌گونه است. هرکس به آشپزخانه خانه‌ خودش نگاه کند مي‌بينيد تجدد چه‌کار کرده است! همه‌ شئون آن بر مدار طراحي و مديريت غرب بعد از رنسانس شکل گرفته است. آن‌ها ارزش‌هاي خودشان را به نوع زندگي ما و به ارزش‌هايي که ما در عرصه‌ زندگي‌مان به آن پاي‌بند هستيم تبديل کرده‌اند. تجليل‌ها و تحقيرها و يا شرافت و تحقير انسان بر آن مبنا تعريف مي‌شود. حتي ذائقه‌ ما را عوض کرده‌اند و ارزش‌ها را در ذهن ما تغيير داده‌اند. امروزه بسياري از ارزش‌هاي امروزي ما بعد از رنسانس توليد و در جامعه جهاني تعميم داده شده است. آن‌ها ذائقه‌ها را هم تغيير داده‌اند، در پوشاک، خوراک، نوع نگاه به مسکن، زيبايي‌شناسي در هنرها، همه را بر مدار آن ارزش‌هاي محوري خودشان تغيير داده‌اند.

از تصرف ظاهر تا تصرف فکر

الآن هم غربي‌ها به دنبال گسترش بيشتر همان ارزش‌ها هستند. ارزش‌ها را به رنگ لباس، مدل راه رفتن، مدل درست کردن مو و آرايش ظاهري و بقيه‌ي شئون تبديل کرده‌اند. وقتي مدل لباس يک جوان، يا زيبايي‌شناسي آرايش شخصي او را تغيير مي‌دهند، قبلاً به فکر او و در روح او تصرف کرده‌اند. از اين گسترده‌تر، مدل‌هايي است که براي زندگي ما درست کرده‌اند، مانند اين‌که جايگاه خانم‌ها کجاست و چه وقت به سعادت مي‌رسند.، مدل مطلوبي که بايد در زندگي اجتماعي دنبال کنند چيست؟ چقدر بايد درس بخوانند و چگونه درس بخوانند؟ اشتغال‌شان و پوشش‌شان چگونه باشد؟ ارتباطشان با اقشار ديگر چگونه باشد؟ روابط عاطفي و فيزيکي‌شان با مردها و ده‌ها مسئله ديگري که الآن با آن مواجهيم و مي‌بينيد همه‌ اين‌ها را ارزش‌سازي و به جامعه جهاني منتقل کرده‌اند.

امروزه بسياري از چيزهايي که ما در حوزه‌ زندگي، اعم از زندگي خصوصي و اجتماعي مي‌پسنديم و حقّ خودمان مي‌دانيم و دنبال مي‌کنيم و رسيدن به آن را براي سعادت مي‌دانيم و سعادت را به آن تعريف مي‌کنيم، بر محور آن ارزش‌ها توليد شده است. نمي‌توان فقط روي يک مورد خاص دست گذاشت. به عنوان نمونه ببينيد امروزه نوع تحصيل بانوان دنياي اسلام چگونه است؟ مسئله اين نيست که بانوان تحصيل کنند يا نه؟ پيداست عالم بودن چيز خوبي است و کسي با علم مخالف نيست. بايد مسئله‌ ديگري را دنبال کرد و آن اين‌که نگاه ما به علم، به تعليم، به تعلّم و مأموريت ما در حوزه‌ آگاهي يافتن و آموزش‌هايي که بايد بياموزيم و بعد به کارگيري اين آموزش‌ها و حِرَف در زندگي اجتماعي و فردي، اين‌ها تابع يک ارزش‌ها و يک برنامه‌ريزي است که مبتني بر فرهنگ مدرن است.

انسان چگونه بايد متولد شود، در کجا متولد شود؟ چطور از مادر او در دوران بارداري نگهداري و پذيرايي شود و بعد چگونه بايد به مهدکودک‌ها و محل پرورش اجتماعي کودکان تحويل داده شود. از کجا اين کودک بايد وارد عرصه‌ آموزش و تعليم شود، دوره ابتدايي مثلاً با آموزش‌هاي کما بيش يکسان‌سازي‌اي که شده تا آموزش عالي، بعد در کجا استخدام شود و چگونه زندگي کند، چند سال کار کند، بعد دوره‌ بازنشستگي‌اش چه شود مثلاً خانه‌ي سالمندان برود و يا برنامه ديگر. به هر حال براي شصت، هفتاد سال و براي همه‌ ساحات زندگي او برنامه‌ريزي کرده‌اند، براي ورزش، تفريح، الگوي خوراک و مسکن، همه را مي‌بينيد که مديريت شده است و اين در باب همه انسان‌ها و اقشار است.

نوع زندگي در غرب کاملاً مديريت مي‌شود، ارزش‌سازي مي‌شود، ايجاد انتظارات مي‌شود و بعد بر آن اساس برنامه‌ريزي مي‌شود. در اين برنامه‌ريزي، فرهنگ‌هاي ديگر را هم تحت تأثير فرهنگ خودشان قرار داده‌اند و آن ارزش‌ها را با اختلافات و تغييراتي که اقتضاي مناطق مختلف و اقوام مختلف و ملل مختلف است جاري کرده‌اند.

انتظار و لزوم مديريت تحقق ارزش‌هاي الهي

ما بايد در نقطه‌ مقابل آن‌ها اقدام کنيم؛ يعني اگر ما منتظر يک تحول همه‌جانبه و فراگير نسبت به همه‌ ساحت‌هاي حيات انسان و همه‌ آنات زندگي هستيم بايد بتوانيم تحقق ارزش‌هاي الهي را مديريت کنيم. آن‌ها بايد آرام‌آرام و با تناسب‌سازي به زندگي ما وارد و به مدل زندگي ما تبديل شوند؛ يعني الگوي خوراک و پوشاک و مسکن و ارتباطات و اشتغال و خانه‌داري و حضور در محيط اجتماعي، بايد بر اساس اين ارزش‌ها شکل گيرد.

حجت‌الاسلام و المسلمين سيد محمد مهدي مير باقري


منبع: [مجله شماره 45 : آذر و دی 92 - مقالات]