مدیر موفق
مهارتهای زندگی
1392/6/2


 یک مدیر واقعی آن است که از قوای خلا‌ق  کارکنان نهایت استفاده را ببرد نه اینکه از توانایی‌های کارکنان احساس خطر کرده و روابط خود را با آنان قطع کند.  توانایی رهبری و مدیریت، تنها به این معنا نیست که عنوان مدیریت، سرپرست و یا مدیر پروژه را بدنبال داشته باشد. بلکه باید همواره مراحل رشد و پیشرفت مداوم را در مدیریت فراهم آورد و مدیر باید آموخته های خود را از محیط افزایش دهد و این افزایش برپایه علم وتجربه و فطرت او باشد تا بتواند در هنگام تصمیم گیری، بهینه ترین گزینه را انتخاب نماید.
 در کشور ما علی رغم  وجود منابع بسیار از  تعالیم اسلامی که منطبق بر حکمت و معرفت الهی  استوار و مروج عشق، انسانیت، حق شناسی و دیگر خصایص مثبت انسانی است و می تواند پاسخ گوی نیازهای توسعه ای کشور  و قابل پذیرش برای  جوامع بشری باشد، متاسفانه  بهره برداری مناسب انجام نپذیرفته است و حتی بگونه ای عمل شده است که بنظر می آید با علم مدیریت جدید در تعارض است  و این وظیفه دست اندرکاران و اندیشمندان کشور را  که دغدغه دینی دارند سنگین تر می نماید که به باز تعریف مدیریت الهی و اسلامی که نشئت گرفته از احکام و سنت نبوی و ائمه معصومین  می باشد و می توان بیان نمود. از دیگر الگوهای رایج مدیریت، همانند مديران ابزاري، که  کارکنان را مانند قطعه و ابزار کارخانه اي تصورمي کنند ودر صورت بوجود آمدن هر مشکل ساده ترین راه را  تعویض آن فرد يا قطعه  می دانند و یا همانند مديران اداري، که مقررات اداري را در حد چهار چوب ضوابط و بدون ملاحظات انسانی مستتر در قانون عمل می نمایند و محیطی خشک و غیر قابل انعطاف بوجود می آورند و یا همانند مديرانی با نگرش توسعه منابع انساني، که عواطف انسانی در وجودشان موج مي زند و فضای کاری بهتری جهت انجام امور فراهم می آورند و در صورت مشکل برای کارکنان، در جهت کمک و  همیاری آنان برمی آیند  و مانند مديران ابزاري قطعه را عوض نمي کنند و یا مانند مديران اداري تذکر و توبيخ نمي دهند، مناسب تر و روز آمدتر می باشند.
 مديران الهي ( اسلامی ) علاوه بر نگرش  توسعه منابع انسانی، اعتدال ومیانه روی را در مورد کارکنان رعایت می کنند و با ديده احترام و تحسين به زير دستان مي نگرند. امام امیر المؤمنین علی علیه السلام  به عنوان یک مدیر موفق در جامعه اسلامی  به مدیر زیر دست شان مالک اشتر نخعی می فرماید :
 وَ أَشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ وَ لَا تَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضَارِياً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ يَفْرُطُ مِنْهُمُ الزَّلَلُ وَ تَعْرِضُ لَهُمُ الْعِلَلُ وَ يُؤْتَى عَلَى أَيْدِيهِمْ فِي الْعَمْدِ وَ الْخَطَإِ فَأَعْطِهِمْ مِنْ عَفْوِكَ وَ صَفْحِكَ مِثْلِ الَّذِي تُحِبُّ وَ تَرْضَى أَنْ يُعْطِيَكَ اللَّهُ مِنْ عَفْوِهِ وَ صَفْحِهِ فَإِنَّكَ فَوْقَهُمْ وَ وَالِي الْأَمْرِ عَلَيْكَ فَوْقَكَ وَ اللَّهُ فَوْقَ مَنْ وَلَّاكَ وَ قَدِ اسْتَكْفَاكَ أَمْرَهُمْ وَ ابْتَلَاكَ بِهِمْ وَ لَا تَنْصِبَنَّ نَفْسَكَ لِحَرْبِ اللَّهِ فَإِنَّهُ لَا [يَدَيْ‏] يَدَ لَكَ بِنِقْمَتِهِ وَ لَا غِنَى بِكَ عَنْ عَفْوِهِ وَ رَحْمَتِهِ وَ لَا تَنْدَمَنَّ عَلَى عَفْوٍ وَ لَا تَبْجَحَنَّ بِعُقُوبَةٍ وَ لَا تُسْرِعَنَّ إِلَى بَادِرَةٍ وَجَدْتَ [عَنْهَا] مِنْهَا مَنْدُوحَةً وَ لَا تَقُولَنَّ إِنِّي مُؤَمَّرٌ آمُرُ فَأُطَاعُ فَإِنَّ ذَلِكَ إِدْغَالٌ فِي الْقَلْبِ وَ مَنْهَكَةٌ لِلدِّينِ وَ تَقَرُّبٌ مِنَ الْغِيَرِ- 33 وَ إِذَا أَحْدَثَ لَكَ مَا أَنْتَ فِيهِ مِنْ سُلْطَانِكَ أُبَّهَةً أَوْ مَخِيلَةً فَانْظُرْ إِلَى عِظَمِ مُلْكِ اللَّهِ فَوْقَكَ وَ قُدْرَتِهِ مِنْكَ عَلَى مَا لَا تَقْدِرُ عَلَيْهِ مِنْ نَفْسِكَ فَإِنَّ ذَلِكَ يُطَامِنُ إِلَيْكَ مِنْ طِمَاحِكَ وَ يَكُفُّ عَنْكَ مِنْ غَرْبِكَ وَ يَفِي‏ءُ إِلَيْكَ بِمَا عَزَبَ عَنْكَ مِنْ عَقْلِكَ (نهج البلاغه نامه53)
وهمواره دلت را از مهر رعیت آکمده وبا لطف ومحبت ورزیدن به آنها مالامال نما، وبا آنان به مهر بانی بیامیز، مبادا با ایشان بسان گرگی که گوشت گوسفند رام را غنیمت شمارد، درنده خوئی کنی، وچشم طمع به خوراک شان دوزی زیرا آنان دو دسته اند: یا با تو برادر دینیند یا در آفرینش مانند تو می باشند، خطائی که از آنها روی می دهد، ویا دانسته وندانسته کار زشتی از ایشان سر می زند باید که آنان را ببخشی واز گناه شان بگذری، همانطور که دوست داری خدا با بخشش وگذشتن تو را بیامرزد، زیرا تو برآنها برتری،  وآنکه تو را به حکومت فرستاده ازتو برتر است، وخدا برتر است از آنکه این حکومت را بتو سپرده وخواسته است کارشان را انجام دهی، وبدان که این امور، عرصۀ آزمون تو می باشد، مبادا خودرا در معرض جنگ با خدا در آوری زیرا که تو را دربرابر خشمش دستی نیست واز بخشش ومهرش بی نیاز نخواهی بود، وهرگز پشیمان واز کیفر کشیدن شادمان مباش، و در خشمی که می توانی از آن چشم پوشی کنی، شتاب منما، وهرگز مگوی من مأمورم، قدرت دارم وفرمان می دهم وباید فرمان مرا اطاعت کنند، چه این روش سبب فساد وخرابی دل وضعف وسستی دین وتغییر وزوال نعمتها شود، وهرگاه مقام وسلطنت وفرمانداری، تورا به عجب وخود پسندی وغرور وبزرگی وجاه طلبی کشاند، به بزرگی ملک خدا که فوق ملک تو است وبه توانائی او نسبت بخود با آنچه از جانب خود بر آن توانا نیستی بنگر وبیندیش زیرا این نگریستن واندیشیدن باد کبر تو را فرو می کشد،  وسرکشی را ازتو بازمی دارد، وعقل وخردی که از تو دور شده است بسوی تو باز می گرداند.
دراین تحقیق کوشیده شده است که ویژگی مدیران موفق را به کنکاش نشسته وخصوصیات و ویژگی های مدیران موفق را از زاویه اسلامی وانسانی آن مورد بررسی قرارگیرند
 در تعریف کلاسیک ، عنوان می دارند که  مدیریت ، فرایند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامه‌ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می‌گیرد.(شفیعی،خدمتی،پیروز،ص11)
  لذا از شاخصه های مهم یک مدیر موفق  علاوه بردارا بودن جوهره عدالت محوری و هدایت و رهبری و شناخت تواناییهای ذاتی خود، می بایست توا نمندیهای ذیل را، که لازمه اکتساب و تکمیل آن در اجرای موفق امور  است، نیز داشته باشد
یادگیری وهماهنگی از مهمترین خصوصیات افراد موفق است. نبوغ به معنای هنر تحمل رنج ومشقتهای بی پایان است. تمامی دستاوردهای بزرگ بادقت وتمرکز بی پایان حاصل شده اند(اکبرت هابارد، بنقل ازبرایان تریسی،ص17)
اینکه انسان توانایی وقدرت را دارد که بیشتر به حد تصورشان به کارها ومسائل زندگی بپردازد وبرای درک وشناخت این قوای بالقوه اولین رکن مسؤلیت این است که بطور دقیق بداند اهداف وخواسته های دیرینه ودرونی شان چیست؟ زمانی که بطور کامل از هویت وذات طبیعی خود، خواسته ها ومقصود شان اطمینان یافتند ده برابر یک انسان معمول وبسیار سریعتر به کارهای شان خواهند پرداخت.
 انسانها چهار هدف مشترک در زندگی دارد
1- سلامتی، آگاهی  جسمانی وبرخورداری از عمر طولانی
 2- انجام کاری که نهایت لذت را از آن ببرند وازحقوق ومزایای بالای برخوردارباشند
3-برقراری یک رابطه¬ی خوب وهدفمند با افرادی که دوست شان دارند
4-دستیابی به استقلال مالی-اقتصادی بگونه که هرگز نگران کمبود پول نباشند
زمانی که درهر کدام از این موارد از یک تا ده به خود امتیاز دهید در حقیقت متوجه خواهید شد که بیشترین نگرانی ها ومشکلات امروزتان در جهاتی هستند که امتیاز کمتری در آن بدست آورده¬اید. سریعترین پیشرفتها وتکنولوژیها در زندگی وقتی حاصل می شود که در آن راستا بهبود واقعی ایجاد کنید(برایان تریسی،ص18)
تا حالا شده  این سوال را از خود مان کرده¬ایم  که چرا برای برخی از مدیران، مدیریت کاری آسان به‌نظر می‌رسد و از آن لذت می‌برند در حالی‌که برخی هرگز از آن سر درنمی‌آورند؟ مدیر مؤثر بودن تصادفی نیست. بهترین مدیران راه‌های موفقیت را مطالعه بررسی و رموز آن را درک می‌کنند. برخی از آنها به ته خط می‌رسند و پر واضح است که چرا؟ زیرا آنها از کمبود اولویت دادن به مشکلات رنج می‌برند. به‌جای اینکه کارهای مهم را انجام بدهند. کارهای فوری را انجام می‌دهند. ساعت‌های طولانی را در دفتر خود می‌گذرانند و وقتی برای خود یا اطرافیان‌شان ندارند. میز کارشان و همچنین نامه‌نگاری‌هایشان به‌هم ریخته و شلوغ است. این نشان می‌دهد که آنها نمی‌توانند با اعضاء تیم خود ارتباط خوبی برقرار کنند و بدتر از همه از خانوادهٔ خود غافل هستند.
طبیعی است که این مسئله بر روحیه و خلاقیت گروه زیردست این مدیر تأثیر شدیدی دارد. در حالی‌که چیره شدن بر مشکل اولویت، کاری است بسیار آسان.
لازم است نیم نگاهی به خصوصیات مدیران موفق بیاندازیم، تاراه آنها را ادامه دهیم. کوشیده شده که چند شیوهٔ مدیران موفق را برای خوانندگان این اثر برشمرده‌ شود.
خصوصیات مدیران موفق
ازپیامبر اسلام روایت است: من استوى يوماه فهو مغبون»(فخرالدین رازی ج26ص153) یعنی کسی که دو روز شان باهم یکسان باشد زیان کرده است. این حدیث استفاد می¬شود که انسانها بطور مداوم درحال سعی وتلاش وکوشش وپیشرفت می بایست باشند و انسانهای که خواهان رشد وشکوفایی است توفق ودر جا زدن معنای ندارد. خصوصا انسانهای که مسؤل ومدیر یک مجموعه است انتظاربیشتری از او می رود که هم خود موفق باشد وهم زیر مجموعه شان. 
۱. مدیر موفق، سؤالات بسیاری می‌پرسد و گوش می‌کند و باز هم گوش می‌کند. سؤال‌های خوب، گفت‌و‌گوهائی را آغاز می‌کند که در صورت پرسیده نشدن ممکن است از دست بروند. وقتی گوش می‌دهید واقعاً گوش کنید. از آنچه خواهید شنید متعجب خواهید شد و کارکنان شما از اینکه به آنها گوش می‌دهید بسیار راضی و خوشنود خواهند بود. آنچه را می‌شنوید به یاد بسپارید.
2. مدیران موفق تمام وقت یاد می‌گیرند. از هر کس و هر چیز در داخل و به‌خصوص خارج از محیط کارشان مطالب جدید یاد می‌گیرند. وقتی شما بی‌هدف قدم می‌زنید از آنچه که دور و برتان می‌گذرد خبردار می‌شوید.
3. مدیران بسیار موفق برنامه‌ریزی درست و دقیقی دارند. آنها می‌دانند که وقت خود را چگونه تنظیم کنند و برای کارهای خود و گروه خود برنامه‌ریزی درستی دارند.
4. مدیران موفق فقط خود یاد نمی‌گیرند، بلکه روی گروه خود نیز سرمایه‌گذاری می‌کنند. آنها با آموزش و رهبری درست گروه خود، باعث پیشرفت اعضاء گروه و در نتیجه پیشرفت کار می‌شوند و مدیران بسیار موفق به آنچه می‌گویند عمل می‌کنند.
5. مدیر خوب رهبری می‌کند. کارکنان شما می‌خواهند بدانند که چه موقع شما کاری را آغاز می‌کنید. بیشتر آنها از شما پیروی می‌کنند و عقاید و ارزش‌های خود را دارند.
6. مدیر موفق باید کارکنان خود را خوب بشناسد و از آنها تقدیر کند. در تقدیر و اعطاء جایزه به اشخاصی که کارشان را خوب انجام داده‌اند ودر موقع اعطای جایزه باید یاد آور شود که برای کدام کار شان جایزه تعلق گرفته است، در حضور جمع تشویق شود.
7. مدیر موفق محیطی آرام و مثبت برای کارکنان خود ایجاد می‌کند و انگیزه‌های خوبی برای کار کردن به آنها می‌دهد.
مدیران موفق برای کارکنان و خودشان برنامه‌ریزی می‌کنند و در کنار کار از زندگی خود لذت می‌برند.
منابع
1. نهج البلاغه امام امیر المؤمنین ترجمه محمد دشتی، تابان،چاب دهم1380
2. فخرالدين رازى ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتيح الغيب، دار احياء التراث العربى - بيروت، چاپ سوم، 1420 ق.
3.  برایان تریسی، ترجمه آزاده سخایی منش، قدرت ومدیریت برنامه ریزی، هشت کتاب،نوبت اول1391.
4.عباس شفیعی،علی آقاپیروز،ابوطالب خدمتی، مدیریت دراسلام، پژوهشگاه حوزه ودانشگاه1385

درباره ی نویسنده
آقای عبدالخالق عارفی
مقالاتی از این نویسنده