پاداش‌های قرض‌الحسنه در کلام معصومین
پیام امام
1393/8/23

قرض‌الحسنه یکی از نیکوترین سنت‌های اسلامی است که در قرآن کریم مکرر از آنها به «قرض حَسَن یعنی وام نیکو» یاد شده‌است و خداوند متعال را گیرنده آن معرفی کرده‌است و برای آن پاداش‌های بزرگ و چندین برابر وعده داده‌است. خداوند متعال در تشویق مسلمانان به اعطای قرض‌الحسنه می‌فرماید:

«مَنْ ذَا الَّذى يُقْرِضُ اللَّهَ قَرضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ اضْعافاً كَثيرَةً وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ الَيْهِ تُرْجَعُونَ»: «كيست كه به خدا وام نيكو دهد، تا آن را برايش چندين برابر بيفزايد؟ و خداست كه (روزى را) تنگ مى‏گيرد و وسعت مى‏دهد و (همه شما براى دريافت پاداش‏) به سوى او بازگردانده مى‏شويد(بقره، 245).»

در روایات منقول از پیامبر اسلام(ص) و امامان معصوم(ع) نیز به امر قرض‌الحسنه بسیار سفارش شده‌است و برای آن پاداش‌های بزرگ بیان شده‌است که در این‌جا بعض پاداش‌های معنوی و اخروی قرض‏الحسنه بیان می‌شوند.

الف) پاداش چندین برابر و ارزشمند قرض‌الحسنه

از رسول خدا(ص) نقل شده‌است که فرمود:

«هركس به برادر مؤمنش قرض دهد، در برابر هر درهمی که قرض داده، به وزن كوه اُحد از كوه‌های رضْوا و طور سينا، برای او حسنات است و اگر پس از فرارسيدن مهلت با او مدارا كند، از پل صراط بدون رسيدگي به حساب، مانند برق سريع و درخشنده مي‏گذرد و هيچ عذابي نمي‏بيند(1).»

امام صادق(ع) می‌فرماید:

«ثواب قرض هیجده برابر است و چنانچه قرض‏گيرنده بميرد، آن مال جزو زكات حساب مى‏شود(2).»

ب) پاداش قرض‌الحسنه بیش‌تر از صدقه

خداوند متعال به جهت اهمیت قرض‌الحسنه برای آن ثواب بهتر و بیشتر از صدقه قرار داده‌است. چنان‌که از پيامبر گرامى اسلام(ص) در روایتی آمده‌است که آن حضرت فرمود:

«شبى كه به معراج برده شدم، ديدم كه روى درب بهشت اين چنين نوشته شده بود: صـدقه ده برابر پـاداش دارد و قرض‌الحسنه هيجده برابر. به جبریيل گفتم: چرا قرض‌الحسنه برتر از صدقه است؟ گفت: چـون قـرض‌گيـرنده همـيشه به خـاطر نيـازش وام مى‏گـيرد، ولـى سـایل تقـاضاى كـمك مى‏كـند اگـرچه بـى‏نيـاز بـاشـد(3).»

از كتاب فقه الرضا(ع) نقل شده كه امام هشتم(ع)  فرمود:

«پاداش قرض‌الحسنه‌دادن هيجده برابر بيش از صدقه است زيرا قرض‌الحسنه باعث مى‏شود كه شخص به گرفتن صدقه دچار نشود(4).»

ج) پاداش قرض‌دهنده مداراگر

در روایات در مورد مداراکردن با قرض‌گیرنده سفارش زیاد شده‌است و برای آن پاداش‌های بزرگ و متعدد ذکر شده‌است؛ از جمله پيامبر اكرم(ص) در روایتی فرموده‌است:

«هركس به دردمندى قرض بدهد و در بازگرداندنش نيكو رفتار كند، عمل خود را از سر بگيرد (چرا كه مانند روزى شده كه از مادر متولد شده‌است) و خداوند در برابر هر درهمى هزار قنطار در بهشت به او عنايت مى‏كند(5).»

در روایتی از امام جعفرصادق(ع) آمده‌است:

«رسول خدا(ص) فرمود: هر کس به مؤمنی قرض دهد و منتظر بماند تا توانایی پرداخت را پیدا کند، آن مال او زکات محسوب می‌شود و خود او مشمول درود فرشتگان باشد، تا هنگامی‌که بدهکار قرض خود را بپردازد(6).»

د) پاداش مهلت دادن به بدهکار

اگر بدهکار توانایی پرداخت بدهی را در موعد مقرر نداشته باشد نمی‌توان او را تحت فشار قرار داد و او را در پرداخت آن مجبور کرد؛ زیرا قرآن مجيد و روايات سفارش اكيد دارند كه بدهكار تنگ‏دست را مهلت دهيد، تا در زمان وسعت كار و وسعت مال دَين خود را بپردازد.

خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است:

«وَ إِن كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى‏ مَيْسَرَةٍ وَ أَن تَصَدَّقُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ»: «و اگر (بدهكار) تنگ‏دست بود (بر شماست كه‏) او را تا هنگام توانايى مهلت دهيد و بخشيدن همه وام (و چشم پوشى و گذشت از آن در صورتى كه توانايى پرداختش را ندارد) اگر (فضيلت و ثوابش را) بدانيد براى شما بهتر است(بقره، 280).»

با توجه به این آیه، بدهکار تنگ‏دست از جانب خدا در امان است؛ حال این سوال پیش خواهدآمد که آیا در مدت مهلت و تأخیر هم چیزی عاید قرض‌دهنده خواهد شد؟ خوب است جواب را از پيامبر خدا(ص) و امامان معصوم(ع) بشنویم.

در دو روایت از رسول خدا(ص) نقل شده‌است كه فرمود:

«كسى كه مى‏خواهد خداوند او را در سايه عرشش جاى دهد، روزى كه سايه‏اى جز سايه او نيست، تنگ‏دست را مهلت دهد يا از حقّش بگذرد(7).»

«كسى كه به بدهكارش مهلت و فرصت دهد يا از طلب خود صرف نظر نمايد، روز قيامت در سايه رحمت پروردگار قرار خواهد گرفت(8).»

حضرت امام جعفر صادق(ع) نیز ‏فرموده‌است:

«هركس وامى به كسى دهد و براى بازپرداختش مدّتى معيّن كند، چنان‌كه در سررسيد مهلت، مال او پرداخت نشود، به ازاى هر روز تأخير ثواب يك دينار صدقه در نامه عملش نوشته می‌شود(9)

حضرت امام باقر(ع) نیز در این باره مى‏فرمايد:

«خداوند طايفه‏اى را در روز قيامت در سايه عرش حق مبعوث مى‏کند؛ صورت‌ها و لباس‌های آنان از نور است و بر كرسى‏هایى از نور قرار دارند. خلایق به محضر آنان مشرّف مى‏شوند و مى‏گويند: اينان انبيا هستند. منادى از زير عرش فرياد مى‏زند: نه اينان انبيا نيستند. مى‏گويند: پس اينان شهدايند. منادى فرياد مى‏كند: نه اينان شهدا نيستند؛ بلكه اين طايفه همانانند كه در دنيا بر مردم آسان گرفتند و بدهكار تنگ‏دست را مهلت دادند تا به فراخى برسد(10).»

از این روایات چنین برمی‌آید که بعد از اتمام مدت، برای مدارا و مهلت‌دادن بدهکار، ثواب ویژه‌ای به صورت روزشمار به طلبکار عنایت خواهدشد.

ﻫ) جلب روزي با قرض‌الحسنه

در نگاه نخست، كساني كه از قرض‌دادن سربازمي‏زنند، مي‏پندارند با قرض‌دادن، چيزي از آنان كاسته مي‏شود؛ در حالي‏كه اين‏گونه نيست و خود عمل «قرض» سبب روزي بيشتر مي‏شود. چه بسا، قرض‌دادن چیزی اندک و داشتن اندك روحيه دست‏گيري از نيازمندان، سبب عنايت فراوان الهي شود و راه رسيدن رزق و روزي انسان را فراهم آورد؛ لذا امام صادق(ع) فرموده‌است:

«از قرض‌دادن خمير و نان و ابزارهاي آتش‌افروختن به يكديگر خودداري نكنيد؛ زيرا قرض براي اهل خانه روزي جلب مي‏كند و از مكارم اخلاق است(11).»

و) نتیجه

با توجه به آیه و روایاتی که ذکر شدند، به خوبي برمي‏آيد كه دادن قرض‌الحسنه از كارهاي خيري است كه تأكيد فراوان بر آن شده‌است و خداوند متعال پاداش‌هایی بزرگ و بي‏شمار براي اهل آن قرار داده‌است. هم‌چنین از این سخنان معصومین معلوم می‌شود که قرض وقتی ارزش و پاداش‌های یادشده را دارد كه «حَسَن» باشد؛ یعنی قرض برای خشنودی خداوند داده‌شود و با قرض‏گيرنده نيكو رفتار شود. اگر قرض همراه با منت و آزار باشد یا همراه ربا و ریا باشد و یا هر انگیزه‌ای غیر خدایی دیگر را داشته باشد، از این پاداش‌ها برخوردار نیست.

خوشا به حال كساني كه از كمترين فرصت‏هاي پيش‌آمده، بيشترين استفاده را مي‏برند؛ قلب بندگان خداوند را شاد مي‏كنند و براي آخرت خود پس‏انداز نيكو تدارك مي‏بينند.

منابع

1- حرعاملی، محمد؛ وسائل‌الشیعة، ج18، کتاب التجارة، ابواب الدین و القرض، باب6، ص331، ح5؛ مؤسسة آل‌البیت لاحیاء التراث، قم؛ چ‌اول، 1409ﻫق.

2- همان، باب7، ص330، ح4.

3- ریشهری، محمد؛ میزان الحکمة، ج6، القرض، ص2549، ح16678؛ دار الحدیث، قم؛ ط دوم، 1416هق.

4- مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، ج100، کتاب العقود و الایقاعات، باب ثواب القرض، ص140، ح11؛ دار احیاء التراث العربی، بیروت؛ ط‌دوم، 1403ﻫق= 1983م.

5-  صدوق، محمد بن بابویه؛ ثواب الاعمال، ص338؛ مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت؛ ط‌چهارم، 1410ﻫق= 1989م.

6-  همان، ص168.

7- عياشي سمرقندی، محمد؛ تفسیر العیاشی، ج1، ص153، ح513؛ انتشارات علمیه اسلامیه، تهران؛ [بي‌تا].

8-  پاینده، ابوالقاسم؛ نهج الفصاحة، ص747، ح2894؛ انتشارات جاویدان؛ چ اول، 1372ش.

9- صدوق، محمد بن بابویه؛ پیشین، ص169.

10- عياشي سمرقندی، محمد؛ پیشین، ص154، ح518.

11- معزی ملایری، اسماعیل؛ جامع احادیث الشیعة، ج23، ابواب الدین و القرض، باب5، ص348، ح33926(3)؛ مؤلف، قم؛ 1382ش.

 

 

درباره ی نویسنده
قنبرعلی حسینی