برنامه ­ريزي راهبردی امام حسين(ع) در حادثه عاشورا
مقالات مدیریتی
1396/12/4

برنامه ­ريزي راهبردی امام حسين(ع) در حادثه عاشورا

  

عبدالخالق عارفی

 چكيده

قيام‌ امام‌ حسين‌ علیه السلام در طول‌ تاريخ‌، از ديدگاه هاي‌ متفاوت‌ و محورهاي‌ گوناگوني‌مورد بررسي‌ قرار گرفته‌ است‌. عده‌اي‌ جريان‌هاي‌ حادثة‌ كربلا و يا زندگي‌ امام‌ حسين‌ علیه السلام را بدون‌ هيچ‌ تصرف‌ و تجزيه‌ و تحليل‌، ثبت‌ و نقل‌ نموده‌اند. و كساني‌ هم‌ آثار قيام‌ راتجزيه‌ و تحليل‌ كرده‌اند؛ مانند چهرة‌ آزادي‌­خواهي‌ امام‌، مبارزه‌ با نظام‌هاي‌ ستمگر، مرگ‌ با عزت‌ را بر زندگي‌ با ذلت‌ ترجيح‌ دادن‌. و افرادي‌ نيز فلسفة‌ عقيدتي‌ قيام‌ را تبيين‌نموده‌اند. باتوجه به اهمیت حادثه عظیم عاشورا و تأثیر شگرف آن بر احیا و اصلاح اسلام و مسلمین، این رویداد بزرگ، ازمنظر برنامه ریزی استراتژیک مي­طلبد كه مورد بازخوانی گیرد

واژگان کلیدی: برنامه­ریزی، راهبرد، عاشورا، امام حسین(ع)

مقدمه

انسانها باحرکت درمسیرتکامل ورشد عقلانی خود، به تدریج برضرورت برنامه ریزی درزندگی واقف شدند و آن را به منزله ابزاری در خدمت مدیریت و رهبری نظامهای اجتماعی، مورد توجه قراردادند. سازمانها و موسسه های اداری امروز، به حدی پیچیده شده اند که بدون اقدام به برنامه ریزیهای دقیق، امکان ادامۀ حیات ندارند. برنامه ریزی مستلزم آگاهی ازفرصتها وتهدیدهای آتی، وپیش بینی شیوۀ مواجهه با آنهاست(رضاییان، ص178). به طورکلی، رویکرد برنامه ریزی راهبردی را می توان تحولی در اهداف واز وظایف دانش مدیریت دانست که در عین حال فرايند برنامه ريزي راهبردی اساساً فرايندي هماهنگ‌ كننده بين منابع داخلي سازمان و فرصتهاي خارجي آن مي‌باشد. هدف اين فرايند نگريستن از درون «پنجره راهبرد» و تعيين فرصتهايي است كه سازمان از آنها سود مي‌برد يا به آنها پاسخ مي‌دهد. بنابراين فرايند برنامه ریزی راهبردی، يك فرايند مديريتي است شامل هماهنگي قابليتهاي سازمان با فرصتهاي موجود. اين فرصتها در طول زمان تعيين شده و براي سرمايه‌گذاري يا عدم سرمايه‌گذاري منابع سازمان روي آنها، مورد بررسي قرار مي‌گيرند.

مفهوم­شناسی

1.برنامه­ریزی

برنامه­ریزی کوششی سازمان یافته و آگاهانه برای هماهنگی، جمع­بندی و تلفیق مطلوب و بهینۀ کلیۀ امکانات فیزیکی و مادی ون یروی انسانی برای رسیدن به هدف یا اهداف مورد نظر درمدت زمان مشخص. فرآیند وضع اهداف ودستورالعمل های مناسب قبل از انخاذ عمل و انجام کار. فراگردی است مداوم، حساب شده و منطقی، جهت دار و درونگر به منظور ارشاد و هدایت فعالیت های جمعی برای رسیدن به هدف های مطلوب، به عبارت دیگر برنامه ریزی عبارت است از تعیین هدف کوتاه مدت و پیش بینی راه رسیدن به آن است. در واقع برنامه، نوعی تعهد به انجام فعالیتهای معین برای تحقق هدف، به شمارمی­آید(میرکمالی، ص243- رضاییان، ص179).

2. برنامه­ریزی راهبردی یعنی تنظیم فعالانۀ اهداف یک سازمان از سوی مدیریت عالی و تعریف استراتژی ها برای نیل به آنها، تعیین اهداف و مقاصد کلی سازمانی واین که آن اهداف چگونه باید تحقق یابند. تعیین خط مشی های کلی یک سازمان که جریان دارد و رفتارهای لازم برای به دست آوردن اهداف کلی(میرکمالی، ص313).

مدل مفهومی

برنامه­ریزی راهبردی به جهت تأثیر مستقیم در زندگی فردی، اجتماعی، سیاسی افراد از اهمیت زیادی برخوردار است. از این جهت از درک عمیق عقلانی برخوردار می­باشد و می­تواند با دخل و تصرف در مجاری اصلی زندگی با فرایند برنامه­ریزی راهبردی تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی نیازمند شخصیت­ها و الگوهای اجتماعی هستیم که تغییرات لازم را در ناحیه باورهای کاذب ایجاد شده انجام دهد و زمینه­ای پویایی و اعتلای آن را در میان انواع ایده­ها و باورها دریک عصر، فراهم ساخت. برنامه­ریزی به عنوان یک فرهنگ شیوۀ زندگی، رفتارهای فردی، وجمعی انسان هارا شکل می­دهد. از این رفتارها در لسان جامعه به رفتار برنامه­ریزی راهبردی یاد می­کند. مطالعه و دقت در تعاملات برنامه­ریزی راهبردی با مسایل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی ما را به این حقیقت رهنمون ساخت که برنامه­ریزی راهبردی شرط موفقیت برای انسانها است و با انتخاب برنامه­ریزی راهبردی می­توان آرمان­های ایده­آل و بهینه دست یافت. با رسیدن به این حقیقت که برنامه ریزی راهبردی رفتار انسان هارا هدفمند شکل می دهد، درصدد یافتن مبانی برنامه ریزی راهبردی حضرت امام حسین علیه السلام هستیم که نه تنها رفتارهای فردی وجمعی او الگوهای ارزشمندی برای انسانهای بی شماری درطول تاریخ بوده است، بلکه الگوی زمامداری ایشان مانند اسلاف بزرگوار ایشان، تنها الگوی آزادی خواهان جهان محسوب می­شود. بنظر می­رسد که این تحقیق در قالب و چهارچوب کلیS.w.o.t(Strengtheh, Weaknesses, opportunitiecs, threats) برای تدوین برنامه­ریزی راهبردی امام حسین علیه السلام مناسب خواهد شد، بدون  این که قصد تطبیق جز به جز را داشته باشم.

تذکر این مطلب لازم است که در تحلیل محیط داخلی، خط­سیری که از خداوند، ملائکه و شخص حضرت پیامبر اکرم سلام­الله علیه شروع شده ودر وجود ایمّه معصومین علیهم السلام امتداد یافته، شیعیان و کلیۀ ارادتمندان به خاندان اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام را به عنوان یک خانواده و محیط داخلی محاسبه شده. و خارج از آن را به عنوان محیط خارجی لحاظ شده است. لذا ارقام و اعدادی که در ذیل آمده به عنوان محیط خارجی تحلیل می­شود گرچه ممکن است تمایز دقیق سخت باشد و چه بسا مکمل و هم­پوشانی داشته باشند.

تحلیل محیط خارجی(تهدیدها)

1.جلوگيرى از تفسير قرآن‏

محو ظاهرى الفاظ قرآن در جامعه اسلامى براى معاويه ممكن نبود، ولى از آن‏ جا كه وجود قرآن با تفسير صحيح و فهم درست آيات آن، مانع خودكامگى‏هاى او بود، از دانشمندان امّت اسلامى مى‏خواهد از تفسير و تأويل صحيح آن بپرهيزند(مجلسی، ج 44، ص124).

2.ترويج مذهب جبر

معاويه براى پيشبرد اهداف خويش عقيده جبر را ميان مسلمانان ترويج مى‏كرد.نقل شده است كه معاويه مى‏گفت: «عمل و كوشش هيچ نفعى ندارد، چون همه كارها به دست خداوند است»(به نقل از: حسن، ج 2، ص 410).

3.تحريم ذكر فضايل على عليه السلام و جعل حديث درباره ديگران‏

معاويه براى جلوگيرى از نفوذ معنوى اهل‏بيت رسول خدا(ص)- و به ويژه اميرمؤمنان على عليه السلام- به مقابله با نشر فضايل آن حضرت عليه السلام پرداخت؛ از يك سو چنان بر شيعيان و علاقمندان آن حضرت سخت مى‏گرفت كه كسى جرأت بيان فضايل مولا عليه السلام را پيدا نكند، و از سوى ديگر دستور داد، براى خلفاى گذشته، به ويژه عثمان به نقل (و جعل) فضايل بپردازند و براى ناقلان اين فضايل جوايز فراوانى در نظر گرفت. ابن ابى الحديد معتزلى در اين باره مى‏نويسد: معاويه چنان بر شيعيان على(ع) سخت گرفت كه اگر مردى از شيعيان اميرمؤمنان عليه السلام مى‏خواست حديثى را درباره آن حضرت و يا از آن حضرت براى افراد مورد اعتماد نقل كند، از او پيمان‏هاى مؤكّد مى‏گرفت و او را سوگند مى‏داد كه اين ماجرا را پنهان نگه دارد، سپس حديث را براى وى مى‏گفت.اين سخت‏گيرى‏ها و آن بذل و بخشش‏هاى معاويه جهت نشر فضايل خُلفا- به ويژه عثمان- سبب شد كه احاديث دروغين فراوان شود و هر كس براى كسب متاع دنيا حديثى در فضيلت افراد مورد نظر معاويه نقل كند»(ابن ابى الحديد،ج 11، ص 44- 46).

4.ترويج ناسزاگويى به على(ع)

معاويه پيوسته اصرار داشت كه رواياتى در نكوهش مقام اميرمؤمنان على عليه السلام جعل كند و اين كار را آن قدر ادامه داد كه كودكان شام با آن خو گرفتند و بزرگ شدند و بزرگسالان به پيرى رسيدند. هنگامى كه پايه‏هاى بغض و عداوت نسبت به اهل‏بيت عليهم السلام در قلوب ناپاكان محكم شد، سنّت زشت لعن و سبّ مولا على عليه السلام را به دنبال نمازهاى جمعه و جماعت و بر منابر، در همه جا، حتّى در محل نزول وحى يعنى مدينه رواج داد(الغدير، ج 2، ص 101- 102). اين برنامه تا زمان عمربن عبدالعزيز ادامه داشت و آثار منفى آن هر روز آشكارتر مى‏شد؛ تا آن كه وى در زمان خلافت خويش (سال 99 هجرى) طىّ بخش‏نامه‏اى به همه بلاد اسلامى دستور لغو اين سنّت زشت را صادر كرد(ابن­اثير، ج 5، ص 42).

5. به شهادت رساندن امام حسن مجتبى عليه السلام‏

معاويه مى‏دانست كه با وجود امام حسن عليه السلام نمى‏تواند به سادگى به اهداف شوم دراز مدّت خويش و تثبيت خلافت در خاندان اموى دست يابد؛ مخصوصاً كه در پيمان نامه صلح او با امام مجتبى عليه السلام آمده بود كه معاويه پس از خويش، كسى را براى‏ خلافت معرّفى نكند و كار آن را به مسلمين بسپارد(ابن­شهر آشوب، ج 4، ص 38).

مطابق نقل جمعى از مورّخان شيعه و سنّى، معاويه به همسر امام حسن عليه السلام كه دختر اشعث بن قيس‏ بود، پيام داد كه اگر وى حسن بن على عليه السلام را مسموم سازد، او را به همسرى پسرش يزيد درخواهد آورد. معاويه براى جلب اعتماد «جعده دختر اشعث» مبلغ يكصد هزار درهم نيز براى وى فرستاد. دختر اشعث نيز پذيرفت كه همسر خود حضرت امام مجتبى عليه السلام را مسموم سازد و به شهادت برساند (هر چند معاويه، وى را هرگز به همسرى يزيد در نياورد!)(مفيد، ص 356 و 357). معاويه مى‏خواست براى فرزندش‏يزيد از مردم بيعت بگيرد؛ ولى وجود امام حسن عليه السلام و سعد بن ابى وقّاص كار را براى او مشكل مى‏ساخت، از اين رو، هر دوتن را مسموم ساخت (اصفهانی : 48).

6.كشتن شيعيان به بهانه‏هاى گوناگون‏

معاويه بعد از تثبيت قدرت خويش و پس از مسموم ساختن امام مجتبى عليه السلام برخلاف مفاد صلح‏نامه(ابن شهر آشوب، ج 4: 38 )‏ و بر خلاف تمام اصول انسانى و دينى به كشتار وسيع شيعيان اميرالمؤمنين على عليه السلام دست زد؛ تا با از ميان برداشتن مخالفان، راه را براى خودكامگى‏هايش هموارتر سازد. ابن ابى الحديد با اشاره به اين دوران مى‏نويسد: «فشارها بر شيعيان ادامه داشت، تا آنگاه كه امام حسن عليه السلام به شهادت رسيد؛ پس از آن، سختى‏ها و فشارها بر شيعيان افزايش يافت، به گونه‏اى كه هر شيعه، از كشته شدن و يا تبعيد و آواره شدن بيمناك بود(ابن ابى الحديد،  ج 11، ص 46).

7. بدعت‏ها

معاويه براى پيشبرد اهداف خويش و تحكيم پايه‏هاى مقام و موقعيّت خود، كه سخت به آن علاقه داشت، به احكام اسلامى نيز دست‏اندازى كرد و بدعت‏هايى را در دين پديد آورد كه از مهم‏ترين آن‏ها انحراف خلافت اسلامى از مسير صحيح خود و تبديل آن به سلطنت استبدادى و موروثى، مخصوصاً انتخاب فرزند آلوده و ناصالحش براى ولايت‏عهدى بود. اين خطر به قدرى جدّى و مهم بود كه امام حسين عليه السلام در جمع عدّه زيادى از صحابه و انصار و فرزندان آنها در منى، با آن‏كه جاسوسان معاويه همه جا مراقب اوضاع بودند، در اين باره فرمود: «فَإِنِّي أَخَافُ أَنْ يَنْدَرِسَ هَذَا الْحَقُّ وَ يَذْهَبَ»‏ (ابن نما، ص 24 1). من بيم آن دارم كه (در اثر اعمال معاويه) دين اسلام فرسوده گشته و به طور كامل ريشه‏كن گردد.

تحلیل محیط خارجی(فرصت­ها)

1.نقض صلح­نامه امام حسن مجتبى(ع)

‏گرچه معاويه همه موارد صلحنامه با حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام را پذيرفت و بر انجام آن تعهّد بست و سوگند هم ياد كرد؛ ولى پس از امضاى صلح نامه وقتى روز جمعه وارد «نُخَيْله» (منزلگاهى نزديك كوفه) شد، پس از نماز، خطبه‏اى براى مردم خواند و چنين گفت: آگاه باشيد من در (صلح نامه) امورى را به حسن عليه السلام وعده دادم و تعهّداتى كردم، امّا (بدانيد) همه آن پيمان‏ها و تعهّدات را زير پا انداخته و به هيچ­كدام از آنها وفا نخواهم كرد.بدين صورت، معاويه در قدم اوّل حاكميّت خويش، نخست هدف خود را از آن همه تلاش‏ها و كشتارها به صراحت بيان كرد که هدف شان پیاده کردن احکام اسلامی نیست همچنان که خودش صحابه پیامبری را یدک می کشد،  فرمان روایی  وبدنبال آن موروثی کردن حاکمیت را نیزدرسر می پروراند(شیرازی، ص163).

2.تلاش ناکام معاویه برای گرفتن بیعت برای یزید

معاويه كه براى زمينه‏سازى خلافت يزيد و گرفتن بيعت به حجاز آمده بود، در مدينه جلساتى را تشكيل داد. از جمله در روز دوم ورودش، سراغ حسين بن على عليه السلام و ابن عبّاس فرستاد. بعد ازآمدن امام حسین علیه السلام، آن معاويه خطبه‏اى را در باره خلافت و بيعت براى فرزندش يزيد خواند و از فضايل او ياد كرد و خواستار بيعت براى او شد(امین، ج 1، ص 583- 584).

3.تغییراوضاع وشرایط بعد ازوفات معاویه

پس از وفات معاويه شرايط تغيير كرد؛ چرا كه از سويى، يزيد به فسق و فجور و بى‏دينى شهره بود و از انجام هيچ گناهى حتّى به صورت علنى پروا نمى‏كرد، و از سوى ديگر، يزيد هيچ سابقه‏اى (هر چند به صورت ظاهر) در اسلام نداشت؛ جوانى خام، ناپخته و هوسران بود؛ به همين دليل، ميان صحابه و فرزندان آنان نيز داراى هيچ‏گونه امتياز و مقبوليّتى نبود و از سوى سوم، گروه زيادى از مردم كوفه براى همراهى با امام عليه السلام اعلام آمادگى كرده بودند.

4.وجود اختلاف میان فرمان داران یزید

مطابق نقل ابن شهر آشوب، وقتى اين ماجرا (سهل انگارى وليد، در بيعت گرفتن از امام حسين عليه السلام) به يزيد رسيد، بلافاصله وليد را از فرمانروايى مدينه بركنار و مروان را به جاى وى منصوب كرد(ابن شهر آشوب، ج 4، ص 96).

5.حكومت جنايت‏بار يزيد

ابن جوزى، دانشمند معروف اهل سنّت از قول عبداللّه بن حنظله نقل مى‏كند، كه گفت: ما در حالى از نزد يزيد بيرون آمديم كه خوف آن داشتيم كه (بر اثر گناهان فراوان وى) از آسمان سنگ بر سر ما ببارد، او مردى است با مادران و دختران و خواهران نيز زنا مى‏كند؛ وى شراب مى‏نوشد و نماز نمى‏خواند (زکار، ج 4، ص 179).

6.افكار، انديشه‏ها و رفتارهاى ضدّ دينى يزيد

قاضى نعمان مصرى مى‏نويسد:روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله به معاويه نظر افكند و فرمود: امّت من چه روز (سختى) از تو خواهند داشت؟ و خاندان من از فرزندى كه از صلب تو خارج مى‏شود، روز بدى را در پيش دارد! همان فرزندى كه آيات خدا را به استهزا مى‏گيرد و آن‏چه را كه خداوند از حريم من حرام كرده، وى حلال مى‏شمارد(المناقب و المثالب، ص 71 ).

تحلیل محیط داخلی(قوتها)

1.حدیث رسول خدا (ص): خلافت بر فرزندان ابوسفيان حرام است. از امام حسین علیه السلام روایت شده که حضرت پیامبر فرموده: «انَّ الْخِلَافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلى‏ وُلْدِ أَبي سُفْيانَ» (ابن اعثم کوفی، ج5ص17). خلافت بر فرزندان ابوسفيان حرام است. از این استفاده می­شود که یزید مرتکب خلاف صریح فرمایش حضرت پیامبر گرامی اسلام شده و نباید در مقابل کار حرام تمکین کرد و برهمه فرض است که در مقابل کار حرام قیام کنند.

2. حدیث ازحضرت رسول خدا برامامت امام حسین علیه السلام

وَ قَدْ صَرَّحَ رَسُولُ اللَّهِ ص بِالنَّصِّ عَلَى إِمَامَتِهِ وَ إِمَامَةِ أَخِيهِ مِنْ قَبْلِهِ بِقَوْلِهِ‏: ابْنَايَ هَذَانِ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا.اين دو فرزند من دو امام هستند بپا خيزند (و جنگ كنند) يا بنشينند (و دست از حق خود باز داشته و صلح كنند).

3.به امامت رسیدن امام حسین علیه السلام

وصيت حضرت امام حسن عليه السّلام بآن حضرت نيز دلالت بر امامت او می­كند، چنانچه وصيت امير المؤمنين بحسن عليهما السّلام دلالت بر امامت حسن عليه السّلام می­كند، همچنان كه وصيت رسول خدا (ص) بأمير المؤمنين نشانه امامت آن حضرت پس از رسول خدا است‏

4. نكوهش معاويه بر انتخاب يزيد

امام حسين عليه السلام نامه‏اى به معاويه نوشت و در آن نامه او را به خاطر كارهاى زشتى كه انجام مى‏داد، سرزنش و محكوم كرد: تو پسر جوانت را كه خمر مى‏نوشد و با سگ‏ها بازى مى‏كند، بر تخت حكومت نشانده‏اى. بنابراين، در امانت، خيانت و مسلمين را بدبخت كرده‏اى و حقّ فرمان پروردگارت را ادا نكرده‏اى. تو چگونه مردى باده‏نوش را بر امّت محمّد فرمانروايى داده‏اى؟ در حالى كه نوشنده مسكرات از فاسقان است و از اشرار به شمار مى‏آيد. باده نوش، حتّى بر درهمى امين نيست، چه رسد بر يك امّت؟ به زودى به كيفر عملت خواهى رسيد، در آن زمان كه پرونده عذرخواهى(و طومار زندگى) بسته شود (نعمان، ج 2، ص 133).

5. تصريح  امام حسین علیه السلام به شايستگى خود براى خلافت‏

امام حسين عليه السلام علاوه بر آن‏كه يزيد را شايسته اين جايگاه والا نمى‏دانست، به شايستگى خود نسبت به امر ولايت و حاكميّت اسلامى تصريح مى‏كند. در واقع امام حسین عليه السلام با اين جملات در مسير تشكيل حكومت اسلامى و به عهده گرفتن خلافت مسلمين حركت مى‏كند. امام حسين(ع) در خطبه‏اى كه پس از نماز عصر در جمع لشكريان «حرّ» خواند، فرمودْ‏ اى مردم من فرزند دختر رسول خدايم، ما به ولايت اين امور بر شما (و امامت مسلمين) از اين مدّعيان دروغين سزاوارتريم (ابن اعثم، ج 5، ص 137).

6.اعلام آمادگی امام حسين عليه السلام در پاسخ نامه جمعى از مردم كوفه

اكنون حركتى انجام ندهيد، و از آشكار شدن، دورى نماييد و خواسته خويش پنهان كنيد و از حركات شك برانگيز- تا زمانى كه فرزند هند (معاويه) زنده است- پرهيز نماييد. اگر او مرد و من زنده بودم، تصميم خود را به شما اعلام خواهم كرد»(بلاذری، ج 3، ص 366)

7.نامه‏ امام حسین علیه السلام به جمعى از بزرگان بصره

امام حسین(ع) در نامه­ای به جمعى از بزرگان بصره به بدعت‏هاى موجود در جامعه اشاره كرده،و هدفش را از قيام بر ضدّ حكومت يزيد، احياى سنّت و مبارزه با بدعت‏ها معرّفى مى‏كند. مى‏فرمايد: امام حسين(ع) نامه‏اى به اشراف بصره: ما خاندان پيامبر(ص) و اوصيا و وارثان او و شايسته‏ترين مردم به جانشينى وى بوديم، ولى قوم ما، ما را (به ناحق) كنار زدند و ما نيز (به ناچار) پذيرفتيم، چرا كه تفرقه را ناخوش داشته و عافيت (سلامت دين و امّت اسلامى) را دوست داشتيم. در حالى كه ما به يقين مى‏دانستيم از كسانى كه بر اين مسند تكيه زدند، سزاوارتريم(طبری ج 4، ص 266 ).

8. رد تقاضای فرمانداری مدینه برای بیعت بایزید

بعد ازاین که فرماندار مدینه ولید ازامام حسین برای یزید تقاضای بیعت می کند حضرت امام حسین علیه السلام درجواب ولید فرمود:اى امير! ما از خاندان نبوّت و معدن رسالت و جايگاه رفت و آمد فرشتگان و محلّ نزول رحمت الهى مى‏باشيم. خداوند (اسلام را) با ما آغاز كرد و با ما پايان برد. در حالى كه يزيد مردى است فاسق، مى‏گسار، قاتل بى گناهان و آن كسى كه آشكارا مرتكب فسق و فجور مى‏شود. بنابراين، هرگز شخصى مانند من، با مردى همانند وى بيعت نخواهد كرد! ولى به هر حال بگذار صبح شود و به انتظار بمانيم و ببينيم كدام يك از ما، به خلافت و بيعت شايسته‏تريم(ابن اعثم، ج 5، ص 18- 19). اين سخن صريح و دليل عقلى، يزيد را محكوم مى‏كرد، چرا كه يك فرد آلوده به فسق و فجور و قتل بيگناهان هرگز سزاوار خلافت و حكومت بر مردم نيست(شیرازی، ص 306).

تحلیل محیط داخلی(ضعفها)

1. اطلاع مردم کوفه امام حسین علیه السلام ازقصد یزید

هنگامى كه مردم از قصد امام حسين عليه السلام براى حركت به كوفه با خبر شدند، گروهى از آنان امام عليه السلام را از اين سفر برحذر داشتند.

2. ناگزيربودن امام حسین علیه السلام از سفر

امام عليه السلام بعد از خوددارى و استنكاف از بيعت با يزيد و در واقع اعلان جنگ به حكومت بنى اميّه، همان تفاله‏هاى دوران جاهليّت عرب، ناگزير از سفر به سوى كوفه بود، زيرا نفوذ بنى اميه در مدينه كه در دوران حكومت عثمان به اوج خود رسيده بود، هنوز در ميان افراد سرشناس و متنفّذ مدينه زياد بود، و مكّه نيز به عنوان حرم امن خدا بايد از هرگونه درگيرى بركنار باشد.

3. اختلاف و پراكندگى درمیان مردم کوفه

در حالى كه كوفه مركز شيعيان و علاقه‏مندان اهل بيت عليهم السلام بود و اگر اختلاف و پراكندگى و ترس و بزدلى را از خود دور مى‏كردند ساقط كردن حكومت يزيد و يزيديان منفور براى آنان كار مشكلى نبود.

4. بى‏وفايى ياران و كمى نفرات

تعاليم قرآن و اسلام و سيره معصومين عليهم السلام گوياى اين واقعيّت است كه جمع بين «وظيفه» و «نتيجه» هر چند اولويّت دارد، ولى «عمل به وظيفه» مقدّم بر «رسيدن به نتيجه» مى‏باشد(شیرازی، ص 263). آرى، امام  حسین عليه السلام درصدد اداى وظيفه است و نداشتن سپاه و كمى ياران، خللى در عزم او وارد نمى‏كند. اين است كه امام با وجود اين كه كاملًا از عاقبت امر آگاه بود، با انگيزه الهی واسلامى قيام كرد و اين درست به حكم «عمل به وظيفه» بوده است. سيره امامان معصوم عليهم السلام همواره طبق «تكليف دينى» و «عمل به وظيفه» بوده است. آنان از اين منظر در هرحال احساس پيروزى مى‏كردند. و به تعبير قرآن به «إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ»(توبه، آيه 52)‏ ؛ يكى از دو نيكى»- شهادت يا پيروزى- مى‏رسيدند.

نتیجه­گیری

مطلوب ترین شرایط هنگامی رخ می نماید که بهره گیری از نقاط قوت درونی برای استفاده از فرصت های بیرونی امکان پذیر باشد. هدف همه تشکیلاتها رسیدن به این مرحله است. بعد ازاین که محیط خارجی را در قالب تهدیدهاو فرصتها و وضعیت های خارجی که بر نهضت وقیام حضرت امام حسین علیه السلام تأثیر منفی و نامطلوب دارند و آن حضرت را از انجام وظایف ومأموریتش بازمی دارند، وفرصت های که ازخارج بر نهضت امام حسین علیه السلام تأثیر مثبت ومطلوب دارند به نحوی که در انجام مأموریتش کمک می کنند،  ونیز قوتها های که حضرت داشتند وضعف های اندکی که داشت که این ضعف ها را با مدیریت قوی شان جبران کرد، بیان شد واز مجموع آن به این نتیجه می رسیم  که پس از مرگ معاويه شرايط تغيير كرد؛ چرا كه از سويى، يزيد به فسق و فجور و بى‏دينى شهره بود و از انجام هيچ گناهى حتّى به صورت علنى پروا نمى‏كرد، و از سوى ديگر، يزيد هيچ سابقه‏اى (هر چند به صورت ظاهر) در اسلام نداشت؛ جوانى خام، ناپخته و هوسران بود؛ به همين دليل، ميان صحابه و فرزندان آنان نيز داراى هيچ‏گونه امتياز و مقبوليّتى نبود و از سوى سوم، گروه زيادى از مردم كوفه براى همراهى با امام عليه السلام اعلام آمادگى كرده بودند.

امام عليه السلام مى‏ديد اگر از اين فرصت براى افشاى چهره واقعى بنى‏اميّه و يارى دين خدا استفاده نكند، ديگر نامى از اسلام و قرآن و رسول‏خدا صلى الله عليه و آله باقى نخواهد ماند. امام حسين عليه السلام با هدف احياى دين خدا قيام و حركت خويش را آغاز كرد؛ در مرحله نخست- اگر ممكن است- با تشكيل حكومت اسلامى و در غير اين صورت، با شهادت خود و يارانش به مقصود بزرگ خود برسد. به هر حال، مى‏بايست دين از دست رفته و سنّت فراموش شده رسول‏خدا صلى الله عليه و آله را زنده كرد و چه كسى سزاوارتر از فرزند رسول خداست كه پيش گام چنين حركتى شود.

امام حسين عليه السلام نخست با اين جمله:وَ عَلَى الْإِسْلامِ السَّلامُ اذْ قَدْ بُلِيَتِ الْأُمَّةُ بِراعٍ مِثْلَ يَزِيدَ (ابن طاوس،ص 99) ؛ زمانى كه امّت اسلامى گرفتار زمامدارى مثل يزيد شود، بايد فاتحه اسلام را خواند. تصريح كرد كه با وجود خليفه‏اى همچو يزيد، فاتحه اسلام خوانده است و ديگر اميدى به بقاى دين خدا در حكومت يزيد نمى‏رود. حضرت با تمام امکانات خود در مخالفت با یزید پرداخت ونگذاشت که اسلام را مصادره کند و ازتمام ظرفیت های خود برای نجات امت اسلام از کجروی ها وانحرافها استفاده کرد وبا تعیین استراتژی قیام بر علیه حکومت وقت ومقاومت وعدم سازش و استراتژی دفاع از مکتب اهل بیت علیهم السلام، وتعیین هدف که همان نجات امت از انحراف وتأمین هزینه لازم که همان بذل جان ومال خود، تمام زندگی خودرا در طبق اخلاص گذاشته وآماده­ای همه گونه جان فشانی برای اسلام ودر راه اسلام شد.

منابع

  1. میرکمالی، سیدمهدی، فرهنگ مدیریت آموزشی تهران، یسطرون،11385
  2. رضاییان،علی، مبانی سازمان ومدیریت ،تهران،سمت،1387
  3. اعرابی،سیدمحمد، هوشنگ نظامی وندچیگینی، برنامه ریزی استراتژیک، چاپ اول1388.
  4. طبرسی، احمد ابن علی، احتجاج طبرسى، ج 2، دارالطباعه
  5. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار بحارالانوار، ج 44، ص 326 موسسه الوفاء - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.
  6. حياة الصحابة، ج 3، (امام حسین، نرم افزار شرکت نور)
  7. ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه ج 11، (امام حسین، نرم افزار شرکت نور)
  8. امینی، عبدالحسین، الغدير، ج 2، مرکزالغدیر للدراسات السلامیه.
  9. ابن اثير، على بن محمد، الكامل فی التاریخ ، ج 3، بيروت، چاپ: اول، 1385ق.
  10. - ناصر، مكارم شيرازى، عاشورا ريشه‏ها، انگيزه‏ها، رويدادها، پيامدها، مدرسه الامام على بن‏ابى الطالب - قم.
  11. ابن عساکر، علی بن حسن، مختصر تاريخ دمشق، ج 7، دارالفکر،(امام حسین، نرم افزار شرکت نور).
  12. ابن جوزی، یوسف بن قراو علی، تذكرة الخواص، مطبعه العلمیه،(امام حسین، نرم افزار شرکت نور).
  13. اصفهانى، ابوالفرج، على بن حسين، مقاتل الطالبين، دار المعرفه - بيروت، چاپ: اول، 1419ق.
  14. مفيد، محمد بن محمد، الارشادفي معرفةحجج الله على العباد(ج‏2)، الموتمر العالمي لالفيه الشيخ المفيد، چاپ: قم، اول.
  15. ابن نما، جعفر بن محمد، در سوگ امير آزادى- گوياترين تاريخ كربلا، 1جلد، حاذق - قم، چاپ: اول، 1380 ش.
  16. ابن شهر آشوب، مناقب ج 4 (امام حسین، نرم افزار شرکت نور)
  17. زکار،سهیل، المنتظم، ج 4، (حوادث سال 63). دارالفکر.
  18. سيوطى، جلال‏الدين، تاريخ الخلفاء، انتشارات الشريف الرضى، چاپ اول،1370(امام حسین، نرم افزار شرکت نور).
  19. ابن اعثم كوفى، محمدبن على، الفتوح، ج5، دار الاضواء - بيروت، چاپ: اول، 1411ق.
  20. بلاذرى، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، ج 3، مجموع احیاءالثقافت السلامیه1374.
  21. سيدبن‏طاووس، اللهوف، منشورات المطبعة الحيدرية، 1369ه$.ق، (امام حسین، نرم افزار شرکت نور).