ریشه اشتباهات ما در زنده گی و راه های برون رفت از آن
مهارتهای زندگی
1397/3/12

مقدمه

اگر نگاه به صفحات حوادث روزنامه‌ها بیاندازیم می‌بینیم که افراد با کمی بی دقّتی در زندگی شان دچار چه اشتباهات شده است که بعد از افتادن در دام پلیس و اظهار پشیمانی می‌کنند و می‌گویند گاش هیچ وقت فلان کار را نمی‌کردند و یا با فلانی دوست نمی‌شدند و یا کاش کمی صبر می‌کردند و یا با کسی که تخصص در این زمینه داشت مشورت می‌کردند و یا در باره این مسئله بیشتر جستجو می‌کردند و از افراد با تجربه می‌پرسیدند و ای کاش و ای کاش و ای کاش.. که پر است زندگی ما از این ای کاش¬ها.

و اگر بخواهیم سری به صفحات پرونده‌های آخرت بزنیم باز گزارشات وحیانی نشان می‌دهد که در قیامت نیز پی به اشتباهات زندگی دنیایی‌مان بریم و آرزو می‌کنیم که ای‌گاش خدا فرصت دوباره می‌داد و خودمان را اصلاح می‌کردیم و یا درسبک زندگی مان کمی رنگ خدایی می‌دادیم، و ای کاش با فلانی دوست می‌شدم و با فلانی دوست نمی¬شدم. و هزاران ای کاش های که دیگر سود به زندگی مان ندارد. 

و اگر بخواهیم در زندگی دنیایی و اخروی مان گرفتار مشکلات ناشی از اشتباهات و بی¬دقتی مان نشویم باید به ریشه یابی اشتباهات مان پرداخته و از راهکارهای برون رفت از آن را بیابیم؛ تا در پیچ و خم های زندگی کمتر لغزش داشته باشیم. این تحقیق به گوشه از ریشه یابی و راه های برون رفت از مشکلات رایج در زندگی روز مره ما پرداخته است. 

مفهوم خطا و اشتباه

اشتباه در لغت از «شبه» به معنای مانند شدن یا چیزی را به جای چیزی دیگر گرفتن و یا کاری را به غلط انجام دادن است. (اسدی وصفی ، سودا کوهی فر, پاییز 1388, ص. 46) و راغب می¬نویسد: حقيقت معنى آن در همسانى و مشابهت از جهت كيفيّت است. مثلا در رنگ و مزه، و همچنين برابرى و همسانى در عدالت و در ستم. شُبْهَة: آن است كه چيزى ازديگرى كه ميانشان همسانى و شباهت است، تميز داده نشود، يا از جهت جسم يا كيفيّت و معنى. (راغب اصفهانى, 1374هق, ص. 299). 

و خطاء در لغت برگشتن و انحراف از يك سوى بسوى ديگر است (راغب اصفهانى, 1374هق, ص. 612) اين واژه ضدّ (اصَاب= رسیدن به هدف) است،- اخطأ فى دِينِهِ: در دين خود چه از روى عمد و يا غير عمد راه خطا رفت. ( بستانى‏, 1375هش‏, ص. 367)

پس اشتباه بر اثر همسانی و شبهات خوب و بد و یا حق و باطل پیش می¬آید و خطا انحراف از مسیر اصلی و هدف اصلی که می¬تواند عمدی باشد و غیر عمد و کسی که هدفی را قصد کرده و از آن منحرف شود خطا کار گفته می¬شود.

اشتباه، از دست دادن قدرت انتخاب صحیح است. (لقمانی, 1394, ص. 9) که بر اثر شباهت و همسانی خوب و بد و یا حق و باطل پیش می¬آید و انسان را دچار خطا و لغزش نموده و قدرت انتخاب درست را از انسان می¬گیرد.

ریشه¬ها و زمینه های اشتباهات در زندگی از منظر آیات و روایات

عوامل زیادی وجود دارد که باعث اشتباه در انتخاب درست می¬شود و انتخاب عالمانه و اگاهانه و درست را از ما می¬گیرد که در ذیل به آن عوامل پرداخته و راه های برون رفت از این خطاها را بیان خوهیم کرد.

1. جهل و بی¬خردی

بشتر اهل لغت جهل را در مقابل علم گرفته و به معنی ندانستن دانسته است. (راغب اصفهانى, 1374هق, ص. 209) و بعضی به معنای سفاهت و بی اعتنایی به حق نیز دانسته است. (قریشی, 1371ه ش, ص. ج2/ص81) پس جهل تنها به معنی نداستن و بیسوادی نیست بلکه به  بی اعتنایی به دین و حق نیز جهل¬گفته می¬شود که آیات قران کریم بر هردو معنی اشاره دارد. در سوره نحل آیه 119 به معنی نداستن در مقابل علم آمده است « ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذينَ عَمِلُوا السُّوءَ بِجَهالَة» و در سوره بقره آیه 67 جهل به معنی بی خردی و سفاهت است « أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ‏ الْجاهِلين‏». پس می¬شود انسان عالم باشد ولی بی¬خرد و فاقد عقل باشد و برای همین در قرآن و روایات جهل در مقابل دانش وعلم آمده و هم در مقابل عقل آمده است.  

جهل و حماقت، زمينه گناه را در انسان به وجود آورده و او را به سوى گناه مى‏كشاند. جهل به خدا، جهل به هدف از آفرينش، جهل به قوانين خلقت، جهل به زشتى گناه و آثار آن. چنانكه يك فرد جاهل و بى‏سواد غذاى آلوده به ميكرب را بر اثر جهل به آسانى مى‏خورد، ولى يك دكتر ميكرب شناس، هرگز آن را نمى‏خورد. (قرائتی, 1387ه-ق, ص. 50)

جهل و بی خردی خطر است که قرآن کریم آن را گوش زند نموده است و اولیاء خدا از خطر جهالت به خدا پناه برده است « وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً قالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ‏‏؛ و (بخاطر بياوريد) هنگامى كه موسى به قوم خود گفت: خداوند به شما فرمان مى‏دهد (براى يافتن قاتل) ماده گاوى را ذبح كنيد، گفتند: آيا ما را به تمسخر مى‏گيرى؟ (موسى) گفت: به خدا پناه مى‏برم از اينكه از جاهلان باشم.». (بقره/67) و همچنین جهل و پیروی از هوای نفس را از عوامل گمراهی می¬دانند «وَ إِنَّ كَثِيراً لَيُضِلُّونَ بِأَهْوائِهِمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ ؛ همانا بسيارى از مردم، ديگران را جاهلانه به خاطر هوس‏هاى خود گمراه مى‏كنند.» (انعام/119) 

و در قرآن کریم جهل را عامل انحرف فکری و اعتقادی می¬داند و در مورد بنی اسرائیل آمده است «وَ جاوَزْنا بِبَنِي إِسْرائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلى‏ قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلى‏ أَصْنامٍ لَهُمْ قالُوا يا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ؛ و بنى‏اسرائيل را از دريا گذرانديم، تا به قومى برخوردند كه بر پرستش بت‏هاى خويش پايبند بودند، (با ديدن اين صحنه) گفتند: اى موسى! براى ما خدايى قرار بده، همان گونه كه براى اينان معبودها (و بت‏هايى) است. موسى گفت: براستى، شما گروهى نادان (و جهالت پيشه) هستيد. » (اعراف/138) 

و همچنین انحراف اخلاقی و جنسی را از جهل و بی¬خردی می¬داند آنجا که می¬فرماید« أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ؛ آيا شما با بودن زنان، براى غريزه‏ى شهوت به سراغ مردان مى‏رويد؟ بلكه شما مردمى (نادان و) جهالت پيشه‏ايد.» (نمل/55) و همچنین خشم و غضب منفی را بر آثر جهل و بی¬خردی می¬داند « إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ؛ آنگاه كه كافران، تعصّب (آن هم) تعصّب جاهليّت را (نسبت به شما) در قلب‏هاى خود جا داده بودند» (فتح/26)

 و هم چنین در روایات جهالت و بی¬خردی مذمت شده و در کلمات مولی امیرالمؤمین علیه السلام است که فرمود: «الْجَهْلُ‏ يُزِلُ‏ الْقَدَمَ‏ وَ يُورِثُ النَّدَمَ» (ليثى واسطى, 1379, ص. 48) در روایات جهل سخترین فقر، باعث گمراهی؛ ریشه اشتباهات و بدی،‌  درد ناک ترین درد¬¬ها و بدتر مرض خوره در بدن ها معرفی شده است. (تمیمی آمدی, 1410ق) 

راه مصون ماندن از این بیماری مهلک نادانی و بی¬خردی در روایات بیان شده که توجه به علم آموزی، تفکر و زندگی عاقلانه؛ نسخه شفا بخش بیماری جهالت و سفاهت است که در ذیل به این نسخه شفابخش اشاره شده می¬شود:

1) علم و آگاهی درمان این درد بیماری خوره است آنجا که امیر بیان علی علیه السلام فرمود « إنّ العلم يهدى و يرشد و ينجي و إنّ الجهل‏ يغوي و يضلّ و يردي؛ هما علم باعث هدایت و رشد و نجات انسان می¬شود و جهل باعث هلاکت و گمراهی و پستی انسان می¬شود »  (تمیمی آمدی, 1410ق، ص242) پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: «الْعِلْمُ وَالْمَالُ يَسْتُرانِ كُلَّ عَيْبٍ وَالْجَهْلُ وَالفَقْرُ يَكْشِفانِ كُلَّ عَيْبٍ؛ دانش و ثروت هر عيبى را مى‏پوشانند و جهل و فقر هر عيبى را آشكار مى‏نمايند». (اکبری, 1388 ه. ش‏، ص43) و همچنین پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم فرمود: « أفضل الأعمال العلم باللَّه إنّ العلم ينفعك معه قليل العمل و كثيره و إنّ الجهل‏ لا ينفعك معه قليل العمل و لا كثيره.؛ بهترين كارها خداشناسى است كارى كه با دانش قرينست اندك و بسيار آن سودمند است و كارى كه با نادانى قرينست نه اندك آن سود ميدهد و نه بسيار». (پاينده‏, 1382 ش‏، ص228) و حضرت علی علیه السلام علم را زنده کنندة نفس، چراغ منیر عقل و کشندة جهل دانسته است. (تمیمی آمدی, 1410ق، ص92) و پیامبر رحمت صلی الله علیه و اله وسلم خیر دنیا و آخرت را در علم و دانش می¬دانند آنجا که فرمود «خير الدّنيا و الآخرة مع العلم و شرّ الدّنيا و الآخرة مع الجهل‏.، نيكى دنيا و آخرت با دانش هم راهست و بدى دنيا و آخرت با نادانى قرين است.» (پاينده‏, 1382 ش، ص466‏)

2) تعقّل و تفکر یکی دیگر از راه¬های مصونیت از بیماری جهالت است. عقل نیروی باز دارندة درونی و کنترل کنندة آدمی از هر خطا و بدی است که همانند عقال (پای¬بست شتران) باعث سنجده¬گی در گفتار و رفتار و حتی فکر آدمی می¬شود. (لقمانی, 1394، ص98) عقل ترازوی سنجش و میزان ارزش هر انسان است. و امیرالمؤمنین علیله السلام فرمود« برتری عقل در شناخت خود انسان است و کسی که خودش را بشناسد تعقل نموده و کسی جهالت و سفاهت پیشه نماید گمراه شده است. (تمیمی آمدی, 1410ق) و همچنین فرمود « از بی عقلی انسان رفاقت و همراهی با جاهلان است»  (تمیمی آمدی, 1410ق ص674) و فرمود « غَايَةُ الْعَقْلِ الِاعْتِرَافُ بِالْجَهْلِ‏ ، نهایت عقل در اعتراف به جهالت و سفاهت است» (تمیمی آمدی, 1410ق؛ ص52) على عليه السّلام عقل را چراغ هدایت و نجات از گمراهی می¬داند آنجا که فرمود: «بكار بستن عقل، مايه هدايت و نجات انسانها است، و سركوب كردن عقل، باعث گمراهى و سقوط آدميان است.»  (فلسفی, 1368ش، ج1، ص360) و در مورد نشانه انسان¬های عاقل فرمود «العاقل يعتمد على عمله و الجاهل يعتمد على امله؛  اشخاص عاقل بسعى و كوشش خود تكيه ميكنند ولى مردان نادان بآمال و آرزوهاى خويشتن متكى هستند.» (همان) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در وصایای شان به علی علیه السلام فرمود: «يا علىّ لا فقر أشدّ من الجهل و لا مال أعود من العقل؛ یا علی فقر بدتر از جهل نیست و مال نافع تر از عقل نیست. (خرم شاهی، انصاری, 1376 ش، ص581)

در حدیث قدسی خداوند متعال به رسول مهرباش پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم فرمود: « يَا أَحْمَدُ! اسْتَعْمِلْ‏ عَقْلَكَ‏ قَبْلَ‏ أَنْ يَذْهَبَ فَمَنِ اسْتَعْمَلَ عَقْلَهُ لَا يُخْطِئُ وَ لَا يَطْغَى؛ ای احمد! از عقل و خرد خود پیش از رفتن آن استفاده کن که هرکس چنین کرد نه خطا می¬کند و نه طغیان و سرکش می¬نمایند.»  (دیلمی, 1412ق؛ ج‏1 ؛ ص205)

پس یک از ریشه اشتباهات ما جهل و بی خردی است که باعث گمراهی و لغزش می¬کشاند و ریشه هربدی و شر است. و راه درمان این مرض مهلک اگاهی و نور دانش است که انسان را از تاریکی¬های ندانی و گمراهی نجات می¬بخشد. و همچنین زندگی عاقلانه یک دیگری از نسخه¬های شفا بخش این بیماری دردناک است که میزان و ارزش انسان در سنجدگی و تعقل کار او می¬باشد که عقل همچون عقال باز دارنده درونی است که توجه به آن در سراشیبی¬های زندگی از لغزش و افتادن در سیاه چال¬ها جلو گیری می¬کند.

2. خود رأی و مشورت نکردن

خود رأی و استبداد رأی و توجه نکردن به آراء و نطریات دیگران و دوستان و اطرافیان با عث لغزش و خطاء و سقوط انسان در مسائیل زندگی می¬شود و از حضرت علی علیه السلام روایت شده که « قَدْ أَخْطَأَ الْمُسْتَبِد؛ مستبد و خود رأی خطا و اشتباه می¬کند» و همچنین فرمود: « الْمُسْتَبِدُّ مُتَهَوِّرٌ فِي‏ الْخَطَإِ وَ الْغَلَط؛ خودرأی بی باکانه در خطا و اشتباه می¬افتد» (تميمى آمدى, 1366ش؛ ص65) و فرمود:« من جهل وجوه الآراء أعیته الحیل، کسی که از آراء و نظریات مختلف بی¬خبر باشد در چاره جویی¬ها درماند.» (تميمى آمدى, 1366ش، ص584)  و از خود رأی و مشورت نکردن در روایات مذمّت شده و آن باعث هلاکت و لغزش و خواری و ضرر و بی¬اعتباری انسان می¬شود.

امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام در کلمات حکمت آمیز خود می¬فرماید: «من‏ استبدّ برأيه‏ زلّ، کسی که خود رأی نمایند خطا و لغزش می¬کند.» و هم چنین فرمود: « من استغنى بعقله ضلّ؛ کسی از عقل خود را بی¬نیاز شود گمراه می¬شود.‏ (تمیمی آمدی, 1410ق؛ ص581) و فرمود: «مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ‏ هَلَك‏؛ هرکس خود رأی نمایند نابود و هلاک می¬شود.  (شريف الرضى‏, 1406ق؛ ص108) و همچنین فرمود: «من‏ استبدّ برأيه‏ ذلّ؛ کسی که خودر رأی نمایند خوار و ذلیل می¬شود.» (تميمى آمدى, 1366ش؛ ص489) و فرمود: «من‏ استبدّ برأيه‏ خفّت وطأته على اعدائه‏؛ کس که مشورت نکند در پیش دوشمن سبک و بی¬تأثیر می¬شود.»  (تمیمی آمدی, 1410ق؛ ص630)

راه مصون ماندن از این ریشة اشتباه در زندگی توجه به مشورت و مشاوره با متخصصان در این زمینه است که انسان را در مقابل تکروی و استبداد رأی مصون می¬دارند. 

«مشورت» پیوند عقل¬ها با عقل خود برای یافتن مسیری است صحیح و درست که باعث پشتبانی دیگران در هنگامه¬های تردید و دروی از پشیمانی و شکست در عرصه¬های تصمیم می¬شود. «مشاوره» نوعی ورزدگی فکر و اندیشه یا آموزش غیر مستقیم آموزه¬های زندگی به جای تکروی و یکسو نگری است که مار از اشتباه دور و از هوشمندی شایانی بهره¬مند می¬نمایند.  (لقمانی, 1394، ص99)

مشاوره در مسائل زندگی چه کلان و چه کوچک یک دستور قرآنی است که خدا به پیامبر مهربانش فرمود: « وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ؛ و در كارها با ايشان مشورت كن و چون تصميم گرفتى بر خدا توكّل كن، كه خدا توكّل كنندگان را دوست دارد» (آل عمران/105)

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «لا مُظاهَرَةَ أوثَقُ مِنَ المُشاوَرَةِ؛ هيچ پشتيبانى و حمايتى استوارتر از مشورت نيست»  (ری شهری, 1389ه ق، ج6، ص86) و حضرت امیر بیان علیه السلام فرمود: «شاوِرْ قَبلَ أن تَعزِمَ، وفَكِّرْ قَبلَ أن تُقدِمَ؛ پيش از آن كه تصميم بگيرى، مشورت كن و پيش از آن كه اقدام كنى، بينديش‏» (همان) و همچنین فرمود: « بر خردمند لازم است كه رأى خردمندان را به رأى و نظر خود بيفزايد و دانش حكيمان را به دانش خود اضافه كند.» (همان؛ ص88)

مشاوره دارای فواید است که رویات نیز به این آثار مثل هدایت، و پشیمان نشدن، راه صحیح، نجات، هلاک نشدن و استفاده از تجریه و عقل دیگران بیان شده است. در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می¬خوانیم: « ما مِن رَجُلٍ يُشاوِرُ أحَداً إلّاهُدِيَ إلَى الرُّشدِ؛  هيچ مردى نيست كه با كسى مشورت كند، مگر آن كه به راه درست (حلّ مشكل خود) رهنمون شود» (همان؛ ص86) و در وصیت پیامبر اکرم به مولی امیرالمؤمین علیهماالسلام آمده است « ولا نَدِمَ مَنِ استَشارَ، هرکس که مشورت نماید پشیمان نمی¬شود» (همان) و همچنین حضرت علی علیه السلام فرمود: «: مَن شاوَرَ ذَوِي العُقولِ استَضاءَ بأنوارِ العُقولِ؛ هركه با خردمندان مشورت كند، از پرتو خردها روشنايى گيرد» (همان)  و هم چنین فرمود: «هركه با خردمندان مشورت كند، از پرتو خردها روشنايى گيرد. مشورت كردن، انديشه‏هاى درست ديگران را براى تو كسب مى‏كند. كسى كه مشورت كند، از لغزيدن در خطاها مصون مى‏ماند. مشورت كننده، در آستانه موفّقيت است. مشورت كردن، مايه راحتى تو و زحمت ديگرى است. مشورت كردن، ديده راهيابى است و كسى كه به رأى و نظر خويش اكتفا كند، خود را به خطر افكنده است.» (همان؛ ص87)

در کتاب مكارم الأخلاق‏- به نقل از حسن بن جهم آمده است که در حضور امام رضا عليه السلام بوديم كه از پدر بزرگوارش سخن به ميان آمد. حضرت فرمود: هيچ خردى با خرد آن حضرت برابرى نمى‏كرد، ولى با اين حال، گاه با يكى از غلامان سياه خود مشورت مى‏كرد. به ايشان عرض شد: با چنين كسى مشورت مى‏كنى؟ فرمود: چه بسا كه‏ خداوند تبارك و تعالى [نظر درست را] از زبان او جارى كند. (طبرسى, 1370ش، ص319)

در روایات آمده که با عاقل ناصح، صاحبان اندیشه، با انسان¬های با تجربه، با تقوا و خدا ترس مشورت نمایید (ری شهری, 1389ه ق، ج6، ص90) و  با بخیل، ترسو، حریص، کذاب، زنان و بی¬خرد و احمق مشورت ننمایید. و در روایت از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به امام علی علیه السلام آمده است « يا عليُّ، لا تُشاوِرْ جَباناً فإنّهُ يُضَيِّقُ علَيكَ المَخرَجَ، ولا تُشاوِرِ البَخيلَ فإنّهُ يَقْصُرُ بكَ عن غايَتِكَ، ولا تُشاوِرْ حَريصاً فإنّهُ يُزَيِّنُ لكَ شَرَهاً؛ اى على! باترسو مشورت مكن؛ زيرا او راه حل مشكل را بر تو تنگ مى‏كند و با بخيل مشورت مكن؛ زيرا او تو را از هدفت باز مى‏دارد و با آدم حريص مشورت مكن؛ زيرا او آزمندى را در نظرت نيكو جلوه مى‏دهد.» (ری شهری, 1389ه ق، ج6، ص90)

از حضرت علی علیه السلام نقل شده « لا تَستَشِرِ الكَذّابَ؛ فإنّهُ كالسَّرابِ: يُقَرِّبُ علَيكَ البَعيدَ ويُبَعِّدُ علَيكَ القَريبَ؛ با دروغگو مشورت مكن؛ چون دروغگو، مانند سراب، دور را در نظرت نزديك نشان مى‏دهد و نزديك را دور » (همان) و در مورد مشاوره با زنان فرمود « إيّاكَ ومُشاوَرَةَ النِّساءِ إلّامَن جُرِّبَتْ بكَمالِ عَقلٍ؛ فإنّ رَأيَهُنَّ يَجُرُّ إلَى الأفَنِ، وعَزمَهُنَّ إلى‏ وَهَنٍ؛ از مشورت كردن با زنان بپرهيز، مگر آن كه زنى به كمالِ عقل آزموده شده باشد؛ چرا كه رأى زنان به كاستى مى‏كشاند، و عزمشان به سستى» (همان) و در مورد مشورت با انسان احمق و بی¬خرد از امام صادق علیه السلام نقل شده فرمود « با احمق مشورت مكن و از دروغگو كمك مگير و به دوستى آدم افسرده تكيه مكن؛ زيرا دروغگو دور را نزديك و نزديك را در نظرت دور جلوه مى‏دهد، و احمق خودش را براى تو خسته مى‏كند، امّا به آنچه مى‏خواهى نمى‏رساندت، و آدم افسرده در زمانى كه كاملًا به او اعتماد دارى، تنهايت مى‏گذارد و در اوج ارتباطت با او، از تو مى‏بُرد» (همان؛ ص91)

و امام صادق علیه السلام در مورد آداب مشاوره فرمود: « إذا أرَدتَ أمراً فلا تُشاوِرْ فيهِ أحَداً حتّى‏ تُشاوِرَ رَبَّكَ. قالَ [الرّاوي‏]: قلتُ لَهُ: وكيفَ اشاوِرُ رَبّي؟ قالَ: تقولُ: «أستَخِيرُ اللَّهَ» مائةَ مرّةٍ، ثُمّ تُشاوِرُ الناسَ؛ فإنّ اللَّهَ يُجرِي لكَ الخِيَرَةَ على‏ لِسانِ مَن أحَبَّ؛ هرگاه اراده كارى كردى، پيش از مشورت با پروردگارت، با هيچ كس مشورت مكن. راوى مى‏گويد: عرض كردم: چگونه با پروردگارم مشورت كنم؟ فرمود: صد مرتبه مى‏گويى: از خدا خير (راه درست) را مى‏طلبم، سپس با مردم مشورت مى‏كنى. در اين صورت خداوند خير و صلاح تو را بر زبان هركه دوست داشته باشد، جارى مى‏سازد»  (ری شهری, 1389ه ق، ج6، ص89)

پس یکی از ریشة اشتباهات در زندگی¬ما استبداد رأی و مشورت نکردن است که با مشورت و همفکری با دوستان عاقل ناصح، صاحبان اندیشه، با انسان¬های با تجربه، با تقوا و خدا ترس  که از خصوصیات روانی و اخلاقی ما آشنایی دارد؛ می¬شود از هلاکت و مضرات این بیماری اخلاقی نجات یافت.

3. عجله و شتاب ز رندگی

عجله و شتاب زدگی یکی دیگر از ریشه¬های اشتباهات فکری و رفتاری بشر در زندگی است که گویی با طبیعت او سازگاری دارد و قرآن کریم به این ویژه¬گی انسان اشاره نموده است « خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُريكُمْ آياتي‏ فَلا تَسْتَعْجِلُون؛ انسان از عجله آفريده شده ولى عجله نكنيد بزودى آياتم را به شما نشان خواهم داد! » (انباء/37)

عجله و شتاب زدگی انسان را نابود، و هلاک می¬کند چنابچه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمود « إنَّما أهلَكَ النّاسَ العَجَلَةُ، ولَو أنَّ النّاسَ تَثَبَّتوا لَم يَهلِكْ أحَدٌ؛ مردم را، در حقيقت، شتابزدگى به هلاكت افكنده است. اگر مردم آرام و از شتابكارى به دور بودند هيچ كس هلاك نمى‏شد»  (ری شهری, 1389 ه ق؛ ج7، ص80) و همچنین فرمود: « هركه تأنّى ورزد به مطلوب رسد، يا به آن نزديك شود و كسى كه شتاب كند به خطا رود، يا در آستانه خطا قرار گيرد»(همان) و او شتاب زدگی را از اعمال شیطان می¬دانیست « الأناةُ مِنَ اللَّهِ، والعَجَلَةُ مِنَ الشَّيطان‏؛  درنگ از [صفات‏] خداست و شتابكارى از [خصلتهاى‏] شيطان» (همان).

امام علی علیه السلام فرمود« شتابكارى، موجب لغزش است. و هم چنین در سفارش هنگام مرگ به فرزندش حسن عليه السلام- فرمود: تو را از شتاب در گفتار و كردار نهى مى‏كنم.» (همان، ص82) و هم چنین فرمود:« أشَدُّ النّاسِ نَدامَةً وأكثَرُهُم مَلامَةً: العَجِلُ النَّزِقُ الّذي لا يُدرِكُهُ عَقلُهُ إلّا بَعدَ فَوتِ أمرِهِ؛ سخت‏ترين پشيمانى و بيشترين سرزنش دامنگير كسى مى‏شود كه شتابكار و بى‏فكر است و وقتى كار از كار گذشت تازه به سر عقل مى‏آيد»  (تميمى آمدى, 1366ش؛ ص266) 

عجله و سرعت در تصمیم¬گیری¬ها باعث ندامت و پیشیمانی، نابودی انسان میشود چرا که تصمیم درست گرفته نمی¬شود و روایات اثار بدی شتاب زده¬گی در کلامات ناب و حکیمانه امیر المؤمنین علیه السلام این گونه بیان می¬کند: «احْذَرُوا الْعَجَلَةَ فَإِنَّهَا تُثْمِرُ النَّدَامَةَ؛ از شتاب¬زدگی پرهیز نمایید که ثمره آن پشیمانی است». «الْعَجَلُ قَبْلَ الْإِمْكَانِ يُوجِبُ الْغُصَّةَ؛ عجله کردن باعث غصه و پشمیانی میشود». «قَلَّ مَنْ عَجِلَ إِلَّا هَلَكَ ؛ کم است کسانی که عجله کند و هلاک نشود.».«مَنْ رَكِبَ الْعَجَلَ رَكِبَتْهُ الْمَلَامَةُ؛ کسی که مرکب شتاب¬زده¬گی را سوار شود؛ مرکب ملامت و سرزنش را سوار شده است».  (تميمى آمدى, 1366ش؛ ص267)

بسیاری از اشتباهات انسان گفتاری و رفتاری از روی تصمیم¬های پر شتاب و عجله است،  در حال که با صبر و آرامش و علم به موفقیت و سربلندی به دست می¬آید. و ضرب المثل انگلیسی است که «عجله پدر شکست است»  (لقمانی,1394؛ ص44).

تصمیم درست و صحیح محصول درنگ و صبر و حوصله و تامل است که با جامع نگری و پختگی بدست می¬آید چنانچه  حضرت علی علیه السلام فرمود: « الرَّأيُ مع الأناةِ، وبِئسَ الظَّهيرُ الرأيُ الفَطير؛  انديشه [ى درست‏] با تأنّى به دست مى‏آيد. و چه بد پشتيبانى است انديشه خام و نسنجيده»  (ری شهری, 1389 ه ق، ج4؛ ص344) امير المؤمنين على عليه السلام مى‏فرمايد:«آدم صبور و پرحوصله پيروزى را از دست نخواهد داد هرچند مدت درازى براى رسيدن به آن طول بكشد « نهج البلاغه، حكمت 153» 

شهید مطهری ره می¬نویسد: انسان اگر بخواهد ترقى عميق و ريشه‏دار و پابرجايى بكند بايد به پيشرفت تدريجى، خود را راضى كند، زيرا ترقيات سريع سقوطهاى خردكننده دارد. سرّ ترقى و رستگارى فقط در اين است كه انسان در راه حصول آن بتواند صبر نمايد (صبر ممدوح). انسان بايد بذر بپاشد و بعد صبر كند و آبيارى نمايد تا موقع درو برسد، و معناى «العجلة من الشيطان» همين است و اين گونه عجله‏ها مقصود است. روح بايد در عين اينكه از عشق و شوق و اميد شعله‏ور است و از سعى و عمل و فعاليت برخوردار است، مقرون به طمأنينه و آرامش باشد و براى رسيدن به مقصود اضطراب نداشته باشد. قانون تكامل با صبر و تأمل و مرور زمان همدوش است. من الخرق المعاجلة قبل الامكان و الاناة بعد الفرصة. قصه على عليه السلام و ابوسفيان و گفتن‏ «و مجتنى الثمرة لغير وقت ايناعها كالزارع بغير ارضه».  (مطهری, 1372 ه. ش؛ ج‏13، ص: 47‏)

جهل و بی¬خردی یکی از عوامل اشتباهات ما در زندگی است که با توجه به علم و دانش و عقل و تجربه می¬توان خطای ناشی ناشی از این بیماری را کمتر نمود. و یکی دیگر از عوامل خطا در زندگی خود رأی و مشورت نکردن است که با مراجه به دوستان  متخصصان فنّ عالم و پرهیزگار و مشورت کردن با آنها نیز این بیماری استبداد رأی را درمان نمود. و یکی دیگر از اشتباهات زندگی انسان عجله  شتاب در تصمیم گیری-هاست که با صبر و حوصله آرامش روحی و روانی می¬شود محصول خوبی از تصمیمات مان چید.

منابع: 

1. قرآن کریم

2. نهج البلاغه. 

3. ابن فارس‏, ا. (1404 ه. ق‏). معجم مقاييس اللغه‏. قم ایران: مکتب الاعلام الاسلامی.

4. اسدی وصفی, م., سودا کوهی فر, س. (پاییز 1388). بررسی فقهی و حقوقی اشتباه در موضوع عقد. نامه الهیات شماره 8 , (22 صفحه - از 45 تا 66).

5. اکبری, م. (1388 ه. ش‏). عيب جويى و عيب زدايى‏. قم؛ ایران: لوح محفوظ.

6. بستانى‏, ف. ‏. (1375هش‏). فرهنگ ابجدی‏. تهران: اسلامی، چاپ دوم.

7. پاينده‏, ا. ا. (1382 ش‏). نهج الفصاحه. ایران؛ تهران: دنیایی دانش.

8. تمیمی آمدی, ع. (1410ق). غرر الحكم و درر الكلم‏. ایران، قم: دار الكتاب الإسلامي‏.

9. تميمى آمدى, ع. ا. (1366ش). تصنيف غرر الحكم و درر الكلم‏. (م. درايتى‏, تدوين) ایران، قم: دفتر تبلیغات.

10. حميرى, ن. (1420هق). شمس العلوم، 6. دمشق: چاپ اول، دارالفکر.

11. خرم شاهی، انصاری, ب. ا. (1376 ش). پیام پیامبر. تهران: ‏منفرد.

12. دیلمی, ح. ب. (1412ق). إرشاد القلوب إلى الصواب‏. قم ایران: الشريف الرضي‏.

13. راغب اصفهانى, ح. (1374هق). مفردات الفاظ قرآن، ج‏2‏. تهران: چاب دومُ، مرتضوی.

14. ری شهری, م. (1389 ه ق). ميزان الحكمة. قم؛ ایران: موسسه علمى فرهنگى دار الحديث، سازمان چاپ و نشر.

15. شريف الرضى‏, م. ب. (1406ق). خصائص الأئمة عليهم السلام‏. مشهد، ایران: آستان قدس رضوى‏.

16. طبرسى, ح. ب. (1370ش). مكارم الأخلاق. قم: الشريف الرضى‏.

17. فلسفی, م. ت. (1368ش). الحدیث- و روایات ترتیبی. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى‏.

18. قرائتی, م. (1387ه-ق). گناه شناسی. تهران ایران: مركز فرهنگى درسهايى از قرآن‏.

19. قریشی, ع. (1371ه ش). قاموس القرآن. تهران، ایران: دار الكتب الاسلاميه‏.

20. لقمانی, ا. (1394). سبک زندگی بدون اشتباه و هوشمندانه. ایران قم: بهشت بینش.

21. ليثى واسطى, ع. (1379). عيون الحكم و المواعظ. قم، ایران: دارالحدیث.

22. مصطفوی, ح. (1430هق). التحقيق فى كلمات القرآن الكريم ؛ ج‏3. بيروت- قاهره- لندن‏: چاپ سوم، دار الكتب العلمية- مركز نشر آثار علامه مصطفوي‏.

23. مطهری, م. (1372 ه. ش‏). مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى‏. ایران، قم: صدرا.