فاجعه افشار از زبان شهید وحدت ملی؛ بازخوانی یک رویداد
شیعیان افغانستان
1397/3/12

درباره این مساله نظریات و تحلیلهای متفاوتی وجود دارد.

آنچه میخوانید بخشی از مصاحبه شهید وحدت ملی شهید عبدالعلی مزاری است که درباره فاجعه افشار سخن گفته است.

شهید مزاری: شما می دانید که رابطه فرهنگی ما با ایران مسئله ای است که کسی نمی تواند انکار کند و تمام مردم افغانستان در آن شریک هستند، در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران، جهان اسلام و ایران هماهنگی هایی دارند، در همین روزها اینها سر افشار حمله کردند و چند قومندان خائن را خریدند و این فاجعه پیش آمد، که در جنگ نظامی شما می دانید زیاد مهم نیست یک سنگر یک وقت ازدست می رود و یک وقت گرفته می شود این در مسایل نظامی یک چیز طبیعی است؛ ولی این وضع که بر سر مردم بوجود می آید، چه آنهایی که بی طرف بودند و چه آنهایی که در کدام تنظیم وابسته بودند اسیر شدند، چور و چپاول شدند، این مسایلی بود که بسیار دور از انصاف و دور از حریم جهاد بود و ۷۲۰ نفر از مردم ما را اسیر کردند که تا الان اسیر هستند، موضوع بعدی اینکه آقای عزیزمراد در جلال آباد به آقای خلیلی گفته بود که ما برای شما دیگر حق قایل نیستیم یعنی اینکه شما را بگذاریم که در کابل زندگی کنید این مسئله گذشت ما است! و بعد صد قومندان جمع شدند تا اینکه به دشت برچی همانند افشار ضربه بزنند، این صدنفر قومندان که جمع شده بودند در حالی بود که رهبران تنظیمها در جلال آباد نشسته و روی موضوع بحث می کردند ولی شورای نظار پلان جنگ را طرح ریزی کرد.

معاون جنرال مومن آمد این جا که قومندانان ما را نیروهای شما گرفته اند در صورتیکه پنج ماه راههای دارالامان در دست آنها بود و با آن احترامات که برای جنبش داشتیم هیچ گونه تدارکات نظامی آنها را مانع نمی شدیم فقط می گفتیم ما با شورای نظار خوب نیستیم و شما کاری نداشته باشید در حالیکه می دانستیم فرقه ۷۰ با شورای نظار در منطقه دارالامان کمک می کند بازهم این را پوشیده فکر می کردیم و مانع نمی شدیم، وقتی آنها آمدند گفتند که چند تا از قومندانان ما را نیروهای شما گرفته، آنها از مسعود دستور داشتند و در دارالامان جلسه کرده بودند و تصمیم داشتند که با ما بجنگند، چون ما طرفدار جنگ نبودیم برای شان گفتیم که قومندانان ما این کار را نمی کنند، اگر شما شک دارید هیات تشکیل شود و پسته ها را بررسی کنید، آنها قبول کردند و رفتند تمام پسته ها را از نزدیک دیدند ولی پیدا نکردند و شروع کردند نفرهای ما را از اینطرف و آنطرف گرفتند و راه چهارآسیاب را بستند و من جنرال شکور را گفتم که شما می دانید ما با شما روابط خوبی داریم شما چرا دست به چنین کارهای جنگ طلبانه می زنید؟ و اگر این راه را ببنید ما مجبوریم دهمزنگ را ببندیم و جلو تدارکات نظامی شما را بگیریم، آنها گفتند که احساسات بچه ها کنترل نمی شود و ما کنترل کرده نمی توانیم.
لهذا ما دیدیم که آنها تصمیم گرفته اند و وزیر به اصطلاح دفاع هم به اینها دستور داده بود که بر علیه ما بجنگند ما در اینجا گفتیم باید با جنبش تماس بگیریم که آیا جنرال مومن تحت قومنده شما حرکت می کند یا خیر، اگر تحت قومنده شماست جلویش را بگیرید و اگر تحت قومنده شما نیست بعد درگیری ما باعث تیرگی روابط با جنبش نشود. آنها خبر دادند که جنرال مومن تحت قومنده ما نیست من گفتم حالا که تحت قومنده شما نیست اینجا کدام فرمانده تحت قومنده شماست؟ بگویید با ما درگیر نشود، آنها گفتند که جنرال اکرم با ماست و نامه دادند که رابطه ما با حزب وحدت خوب است شما هم با حزب وحدت همکاری نمایید، اینجا بود که ما تنها جنگی را که تصمیم گرفته بودیم وارد عمل شدیم جنگ دارالامان بود و هیچ راه دیگری برای ما نبود.
ما از ساعت ۷ که عملیات را شروع کردیم تا ساعت ۲ به استثنای ریاست ۵ بقیه جاها را تصرف کردیم و فقط ریاست ۵ مانده بود و در روز دوم ریاست ۵ هم تصفیه شد، بعد آنها از زمین و هوا مناطق مسکونی ما را کوبیدند، در این جنگ تعداد یکهزار نفر از مردم ما کشته و زخمی شدند و شما شاید باور نکنید که فیلم جنگ جهانی را بیاد می آورد، در این جنگ فقط بمب اتم استعمال نشد که آن هم نبود وقتی ما آتش بس را قبول کردیم و تا وقتیکه جنرال دوستم آمد اینجا در حال آتش بس که دنیا هم می گفت برقرار شده است. ما از مردم غیرنظامی خود چهارهزارنفر زخمی داشتیم یعنی در جنگ ده روز یکهزار نفر زخمی شده و در زمان آتش بس چهارهزار نفر زخمی شد. از منطقه افشار بیش از چندصدنفر اسیر شدند و تا حال بیش از یک ماه می شود که از طرف شورای نظار کسی حاضر نشده اسرا را تبادله کند، ما از اول طرفدار جنگ نبودیم و با هیچ یک از تنظیمها بنای درگیری نداشتیم و با جریانهای جهادی روابط حسنه داشتیم.

منبع :
فریاد عدالت ص ۲۱۳
مجموعه مصاحبه های استاد مزاری
ناشر: موسسه فرهنگی، تحقیقاتی و آموزشی شهید سجادی
به کوشش: عبدالله غفاری
خبرگزاری شفقنا افغانستان،