احساس و سرنوشت
گزارش و تحلیل
1391/3/4

 

سلام، دوستان و نازنينان عالم، مي خواهم از سلام و اسلام و کشورم بگويم که همه دنبال سلامتي و امنيت و مسالمت آميزي و آرامش هستند.

به نظر مي رسد که با بررسي روند تاريخي تمدن بشريت روز به روز به تعداد کساني که به دنبال معني و   معنويت و کمال هستند افزوده مي شود و صد البته چنين است که روزگاري برسد که در تحت لواي حکومت واحد عدل مهدوي همه با مرام و آمال و آرمان واحد به يک چيز بينديشند و آنهم خدا و حقيقت مطلق هستي باشد و همه رو به سوي او که زيباترين و نابترين هست دست نياز و گردش زندگي داشته باشند. و چنين باشد که در ازدحام احساس هاي پاک فقط به خدا و حقيقت ناب متصل گرديم.

و چنين باشد که در ازدحام احساس هاي پاک فقط به خدا و حقيقت ناب متصل گرديم.

در فيلمی به نام مسيح، مژده قشنگي از زبان مسيح به ميان آمد که روزگاري مي رسد که ديگر افراد منطقه و اشياء خاصي را مقدس نمي شمارند بلکه هر مومني در هر نقطه از جهان که اخلاص بالاتري داشته باشد، نماز و نيازش مقبول خواهد بود. و آن زمان در دوره خوبان روزگار مهدي صاحب الزمان است، که اسلام و حقيقت ناب مذهب اهلبيت اين شجره طيبه الهي را در زمين براي تمام عالميان متبلور خواهد کرد، انشاءالله .

 

سخن ديگر که روزها تصميم دارم بنويسم از شرايط خود و هموطنان مظلومم هست که در کشاکش روزگار چندان اوضاع به ساماني ندارند، اگر چه بايد اذعان کرد که آنها هم خدايي دارند، و اگر خوب و با تقوي باشند، با توکل بر خداوند توفيق بندگي و زندگي ناب ايماني نصيبشان خواهد شد. و سرمای زمستان و کمبود امکانات و تهدیدات سرنوشت آینده این مردم سخت به دغدغه وادارمان می کند. مخصوصا دوست دارم که بیشتر از شرايط و اوضاع کشورم بنويسم که در اين ايام در تفکر امضای پیمان استراتژیک با کشوری آنچنانی به نام آمریکا ست که هیچ جایی تا منافعش صددرصد تامین نباشد پای نگذاشته است و تا افکار شیطانی و سلطه طلبانه اش ایجاب نکند گام در راهی نمی گذارد.

 

و در این وسط اهرم هایی مثل طالبان جهل و انتحار همه آلت دستان پلید استعمار طلبان است، که با دسیسه هایشان منافع و آمال و سرزمین مقدس وطن را قربانی خویش می کندد، و اینکه به فکر تاسیس پایگاه نظامی و بسط سلطه بلند مدت خود را در سرزمین شهید پرور وطنم هستند، اگر چه با دسیسه هایی که کرده اند و هیولای نابودی طالبان را علم کرده اند، افکار عمومی را به وجود کوتاه مدت خود سرگرم کرده اند، و چنانکه برخی سران نیز به این خیال تن داده اند. اما نمی دانیم که  چه برنامه هايي که از دست اندرکاران  دخيل در امر حکومت و حکومت داري مطرح است، و استعمار و بيگانگان با منافع مردم مظلوم افغانستان در چه خواب و خيال و رويا هستند، و در چه تفکري به سر مي برند و چه خواهند کرد، نمي دانم از سختيهاي اين ملت و از شجاعت ها و خصايل خوب مردمم هر چه بگويم قلم را ياراي نوشتن ندارد.

 

اما با اين همه وقتي اشاره به مردم نازم مي کنم دليلي بر فراموشي خوبان ديگر ملت ها نيست. اصولا هر ملتي خوباني دارند ناز و ناهنجار هايي دارند که از لوازم طبيعي هر جامعه است. مخصوصا در جوامعي که سطح سواد و فرهنگ اجتماعي شان کم است، و زمان  مي برند که بتوانند به يکسري مسايل اساسي و اجتماعي تن داده و به  روال درست و فطري و الهي عمل نمايند. مثل تساوي قوميت ها و تمام مردم مخصوصا در جوامع اسلامي که بر اساس تعاليم متعالي اسلامي تقوي ملاک برتري انسان هاست. و رنگ و نژاد و مليت فقط براي آشنايي است، نه ملاک برتري و برتري طلبي.

 

کاش دنيايي داشته باشيم که بر اساس تعاليم الهي باشد، و بتوان از بيدادگري و ظلم و تعدي جلوگيري کرد، کاش همه از حقوق و اعتبار و شرايط نرمال انساني و طبيعي برخوردار باشند، و همه در پيشگاه قوانين مساوي باشند، همه مسلمان حقيقي و متقي واقعي باشيم. کاش همیشه چنین بادا ...  والسلام ..... –

ع- اسفندیاری

درباره ی نویسنده
اقای دکتر عبدالخالق کریمی